ویدئو | دویست‌وبیست‌وششمین شب حضور مردم مشهد در خیابان | ما شکست ناپذیریم (۲۰ مهر ۱۴۰۵) ویدئو | مبلغ دقیق افزایش کالابرگ مشخص می‌شود؟ ویدئو | بازی النصر به دلیل حمله انصارالله متوقف شد (۲۰ مهر ۱۴۰۵) ویدئو | نگاهی به پرونده عنصر عملیاتی جیش‌الظلم که به دام افتاد ویدئو | تصاویری از از شلیک موشک‌های کروز و عملیات مین‌ریزی در تنگه هرمز ویدئو| تیزر فیلم کوتاه «ژوهاتسو» با بازی تورج الوند منتشر شد ویدئو| واکنش علیرضا خمسه به ویدئوی جنجالی «خلوت کنید آقای خمسه‌ است» ویدئو| رامبد جوان با «دوئت» به شبکه نمایش خانگی آمد ویدئو| تیزر قسمت چهارم «فان ابوطالب» منتشر شد ویدئو| تیزر جدید سریال «تاکسی» با بازی هادی کاظمی منتشر شد ویدئو | تصادف وحشتناک کامیون با وانت در پل آزادی مشهد ویدئو| تیزر نخستین قسمت فصل سوم «سرو، سپید، سرخ» منتشر شد ویدئو | گفت و گوی کامل جواد موگویی با مجتبی امانی سفیر سابق ایران در لبنان | از پیجر‌ها تا ترور نصرالله و سقوط اسد کارتون | ۱۹۰ مورد بازرسی و پلمب ۱۹ واحد متخلف دندانپزشکی در مشهد ویدئو | دیوارهای مشهد میزبان نقاشی کودکان در یادبود شهدای میناب شد ویدئو | راهنمای تصویری ثبت خوداظهاری برای افزایش کالابرگ
سرخط خبرها

پادکست | ۸ روایت تا غدیر | قسمت ششم قرض عقیل

پادکست | ۸ روایت تا غدیر | قسمت ششم قرض عقیل
مجموعه ۸ روایت تا غدیر داستان‌های کوتاه و صوتی است که در دهه ولایت (عید قربان تا عید سعید غدیر) از شهرآرا نیوز منتشر شود.
  • کد خبر: ۱۱۷۳۲۹
  • ۲۵ تير ۱۴۰۱ - ۲۰:۱۶

به گزارش شهرآرانیوز، این روایت‌ها هرچند کوتاه، اما باز هم شنیدنی است. روایت‌هایی که نشان می‌دهد حضرت علی (ع) چرا جانشین نبی خدا (ص) شد.

ماجرای امام علی(ع) و برادرش عقیل

راوی: امام‌علی(ع) گفت: «شمشیرت را بردار، من نیز شمشیر برمی‌دارم و باهم به شهر حیره می‌رویم. آنجا بازرگانان ثروتمند زیادی هست. به خانه یکی از آن‌ها یورش می‌بریم و اموالش را غارت می‌کنیم.»

راوی: هنگامی که علی(ع) زمام امور خلافت را در کوفه به‌دست داشت و اموال بسیاری از بیت‌المال در اختیار حضرت بود، آن شب برادرش عقیل به محضرش آمد و گفت: «مقروض هستم ای علی. از ادای آن عاجزم. بیا و قرض مرا ادا کن.»

توضیح صحنه: صدای سیرسیرکی نشان از شب دارد. صدای عبور یک گاری از دور می‌آید و دو نفر در بازار خلوت کوفه که در حال تعطیلی است حرف می‌زنند و زمزمه‌هایشان تا اینجا می‌رسد. صدای زنجیر و قفل حجره‌ها شنیده می‌شود که تعطیل می‌شوند.

علی(ع): قرض تو چه اندازه است برادر؟

عقیل: صدهزار درهم.

علی(ع): سوگند به خدا آن‌قدر ندارم که بتوانم قرض تو را بدهم. صبر کن تا جیره من از بیت‌المال برسد، قول می‌دهم تا آخرین حد توانم به تو کمک کنم.

عقیل (پوزخند می‌زند): تمام بیت‌المال مسلمین در اختیار توست، آن‌وقت مرا به جیره ناچیز خودت وعده می‌دهی؟ مگر جیره تو چقدر است؟ این‌طور دردی از من دوا نمی‌شود ای علی!

علی(ع): برادر! من و تو در قبال بیت‌المال فرقی با دیگران نداریم. من از حق خودم برای تو می‌گذرم.

راوی: علی(ع) همراه با عقیل در طبقه بالای دارالاماره بودند که مشرف به بازار کوفه بود و آن‌موقع شب بیشتر حجره‌ها بسته بودند.

علی(ع): اگر حرف‌های من تو را قانع نمی‌کند، تنها راهی که می‌ماند این است که سراغ حجره‌های تجار در آن پایین بروی، درها را بشکنی و صندوق‌های پولشان را برداری.

عقیل: تو امیرمؤمنانی! چگونه مرا امر می‌کنی که صندوق‌های مردم را بشکنم؟!

علی(ع): آیا تو هم مرا به شکستن در بیت‌المال دعوت می‌کنی با اینکه در امانت من است؟ ای عقیل، اگر می‌خواهی، شمشیرت را بردار. من نیز شمشیر برمی‌دارم و باهم به شهر حیره می‌رویم. آنجا بازرگانان ثروتمند زیادی هستند. به خانه یکی از آن‌ها یورش می‌بریم و اموالش را غارت می‌کنیم.

عقیل: از من می‌خواهی دزدی کنم؟

علی(ع): تو بگو کدام بدتر است؟! اینکه از مال یک نفر دزدی کنی یا به اموال همه مسلمانان دست‌درازی کنی؟

{$sepehr_media_529600_400_300}
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
Start Google Analytics Code <-- End Google Analytics Code -->