راحله حسینزاده - آخرین روزهای داغ خرداد ماه در حالی به پایان رسید که مسافران ایستگاه قطار شهری پارک ملت مشهد شاهد صحنه خونینی از تعقیب و گریز چند شرور خشمگین قمه به دست بودند که به دنبال جوانی در راهروهای ایستگاه برای تسویه حساب شخصی می دویدند. درگیری بی محابای چند جوان مهاجم در ملأعام آن هم بدون ذره ای دلهره و ترس از پلیس و قوانین کشور تا آنجا ادامه داشت که در مقابل چشمان وحشت زده بانوان مسافر قطار شهری با ضربات متعدد چاقو به جوان گریزان خاتمه یافت.
وحشت و حس ناامنی به وجود آمده در میان مسافران قطار شهری هرکدام را به سمتی فراری می داد و همین ازدحام و ولوله بین زنان وحشت زده موقعیت متواری شدن ضاربان را فراهم میکرد تا دمی با خیال اینکه توانسته اند از چنگ قانون بگریزند آسوده باشند اما کمتر از 24 ساعت پلیس و مأموران انتظامی، ضارب اصلی را دستگیر و نظم عمومی را به جامعه برگردانند.
با اینکه همچنان تحقیقات درباره این پرونده از سوی نیروی انتظامی ادامه دارد و انگیزه درگیری بین این چند جوان از سوی معاونت اجتماعی استان برای اطلاع شهروندان منتشر نشده است اما بی شک این چنین خشونت های خونینی که بارها در شهر اتفاق افتاده پیامد عوامل آشکار و پنهانی است که تازیانه آن بر پیکره جامعه موجب به خطر افتادن سلامت اجتماعی افراد می شود.
ریشه خشونت در نابرابری ها
حمیدرضا همت آبادی یکی از جامعه شناسان مشهدی، ریشه خشونت را نابرابری و ناکامی در بین افراد دانست که نابرابری اجتماعی و اقتصادی موجب دوقطبی شدن جامعه و سوق دادن افراد به سمت ناکامی ها و افزایش خشم می شود.
او معتقد است نظام تعلیم و تربیت نیز با کودکان خشن برخورد می کند زیرا به دانش آموزان نحوه کنترل خشم را یاد نداده، از سویی شنیدن هر روزه خبرهای اختلاس و ناعدالتی جامعه را برانگیخته و آماده درگیری کرده است و همین موجب دعواهای سخت بین افراد به دلیل موضوعات بی اهمیت می شود.همت آبادی با بیان اینکه فرصت های شاد بودن در جامعه فراهم نیست نهادهای اجتماعی و سازمان های مربوط را به ناتوان بودن در برنامه ریزی برای شادی و تفریح جوانان متهم و پیشنهاد کرد تا برای کاهش خشونت در بین جوانان، کارهای گروهی و هنری را رونق دهند.
این جامعه شناس ناتوانی والدین برای گفت و گو با فرزندان را رفتار خشن خانواده نامید و نبود هم دلی و خشونتی که والدین از محیط بیرون از خانه به دلیل مشکلات اقتصادی دریافت می کند را عاملی برای تشدید خشونت دانست.
او مدعی است اگر هرکدام از عوامل خشونت که در قالب نظام خانواده، آموزشی، اقتصادی و سیاسی بروز پیدا می کنند در صورتی که اصلاح نشود طبق پیش بینی های صورت گرفته، تشدید می شود.
همت آبادی عملکرد صدا و سیما را به عنوان یک وسیله ارتباطی که باید عرصه های گفت و گو را تقویت کند ضعیف ارزیابی کرد و از نبود برنامه های گفت و گو محور که موجب تقویت استدلال نوجوانان و جوانان شود گله کرد.
خانواده قانون شکن
«روان رنجورها» و «ضد اجتماعی ها» دو تیپ شخصیتی افراد در مواجهه با عوامل تنش زا هستند که مجتبی مهران فر، روان درمانگر تحلیلی ضمن معرفی آن به تعریف این دو تیپ شخصیتی پرداخت و گفت: «روان رنجورها» افراد معمولی جامعه هستند که خشم به صورت بالقوه در آن ها وجود دارد و در بحران های زندگی که احساس خشم به وجود می آید به شکل خودخوری یا آسیب زدن به خود بروز پیدا می کند اما «ضد اجتماع ها» اشخاصی هستند که قوانین اجتماعی و اخلاقی برای آن ها مهم نیست و به راحتی آدم می کشند بدون اینکه احساس گناهی به آن ها دست دهد.
او معتقد است این افراد به ندرت درمان می شوند و سر و کارشان بیشتر دادگاه و زندان بوده و عواملی نظیر ژنتیک، شرایط خانوادگی و احساس بی عدالتی در جامعه در شکل گیری شخصیت ضد اجتماعی این افراد تاثیرگذار است.
مهران فر جوانان مهاجم داخل قطار شهری را جزو ضد اجتماع ها دسته بندی و بیان کرد که این افراد در محیطی بزرگ شده اند که احساس گناه و عذاب وجدان برای آن ها معنی ندارد و اقدامات خلاف قانون به بخشی از زندگی شان تبدیل شده است.
این روان درمانگر در توضیح نقش اجتماع برای شکل گیری شخصیت های ضد اجتماعی اظهار کرد: زمانی که مردم احساس کنند در جامعه عدالتی وجود ندارد عقده های خود را بر سر هرکسی خالی
می کنند.
خشونت نشانه شجاعت
حسین غیاثی نژاد، مددکار اجتماعی هم تحصیلات پایین، بیکاری، احساس ناکامی و درماندگی، فاصله بین آرزوها و واقعیت ها، ضعف در باورهای مذهبی و انسانی، فقدان عزت نفس و واکنش های لحظه ای به وقایع را از عوامل به وجود آورنده خشونت نام برد.
او خشونت را محصول خانواده نا بسامان دانست به نحوی که اعتیاد، طلاق، غفلت خانواده از فرزندان و پرخاشگری به آنان در تقویت خشونت در آینده اثرگذار است.
به گفته غیاثی نژاد یادگیری خشونت در خانواده اتفاق می افتد و در مرحله بعد فرزندان آن را در جامعه به کار می گیرند و در صورتی که فرزندان روابط مؤثر در خانواده نداشته باشند و مهارت حل مسئله را نیاموزند قادر نیستند خشم خود را مدیریت کنند.
این مددکار اجتماعی معتقد است یک فرهنگ غیر رسمی وجود دارد که براساس آن افرادی که خشن هستند در گروه های خود مورد تشویق قرار می گیرند و عربده کشی و زورگویی را نشانه قدرت و شجاعت می دانند.
او از فقدان فرصت های عمومی و متنوع برای هدایت انرژی جوانان در جامعه گله کرد و گفت که اگر فرصت های مسابقات ورزشی و بوکس در جامعه برای ابراز مثبت توانایی ها وجود داشته باشد دیگر جوانی انرژی خود را در مسیر خلاف قرار نمی دهد. در واقع نبود نشاط و امید اجتماعی باعث می شود جوانان سرخورده شده و تصور کنند هیچ گاه به آرزوهای خود نمی رسند و این موضوع فرد را مستعد خشونت می کند.
غیاثی نژاد اصلاح قوانین را راهکار کاهش خشونت در جامعه دانست و معتقد است قوانین باید به نحوی باشد که بتواند جلوی حمل سلاح سرد را بگیرد. به اعتقاد او مجازات ها بازدارنده نیست و تنها فرد را از بازگشت به جامعه دور می کند که نیاز است مجازات های جایگزین و سازنده وضع شود.این مددکار اجتماعی، آموزش در رسانه ملی، دانشگاه، کلینیک های مددکاری اجتماعی و آموزش مهارت های زندگی به ویژه کنترل خشم و روابط مؤثر با کودکان و نوجوانان در محیط خانواده را از دیگر راهکارهای کاهش خشونت در جامعه می داند.او فقدان اعتماد به نفس، نداشتن مهارت های رفتاری و احساس ناامنی را از دلایل حمل اسلحه از سوی افراد می داند که در نهایت فرد به این نتیجه می رسد که «جامعه نمی تواند حقم را بگیرد و باید از خودم دفاع کنم» که همین موضوع تفکر خطرناکی در جامعه است.