پاک سرشت شهر من

  • کد خبر: ۱۲۰۸۴
  • ۲۶ آذر ۱۳۹۸ - ۰۲:۰۰
پاک سرشت شهر من
گزارشی از پاکبان خیابان شیرودی که خود را مسئول صیانت از اموال شهروندان می‌داند
سعید جلائیان - بار‌ها از طریق رسانه‌های مختلف از پاکدستی پاکبانان شهر شنیدیم. پاکبانانی که اشیای قیمتی و پول‌هایی را که در خیابان‌ها پیدا کردند بدون چشم‌داشت به صاحبانشان باز پس دادند. این بار ابوالفضل سبحانی، پاکبان زحمت‌کش خیابان شیرودی ۳ خود را برای بازگرداندن مال یکی از شهروندان به زحمت می‌اندازد تا مال یک شهروند را از دست یک سارق نجات دهد.
سبحانی، پاکبان شهرمان، به دفتر شهرآرامحله منطقه آمد تا در گفتگو با او از زندگی و فعالیت‌هایش بشنویم. سبحانی در ابتدا از چگونگی جذبش به شغل پاکبانی می‌گوید: ۲ فرزند دارم و در گذشته بنا بودم تا اینکه سال گذشته به پاکبانی مشغول شدم. راستش را بخواهید در ابتدا از کارم خجالت می‌کشیدم، اما کمی که گذشت با دیدن برخورد خوب شهروندان با خودم دیگر خجالت نکشیدم و به کارم علاقه‌مند شدم.
سبحانی ادامه می‌دهد: در ابتدای کارم در خیابان دانش مشغول شدم تا اینکه از ۶ ماه پیش در شیفت شب و در خیابان شیرودی مشغول به کار شدم. ساعت کاری من از نیمه شب است تا ۸ صبح و در این مدت با بسیاری از اهالی ارتباط خوبی پیدا کردم و حتی برخی از آن‌ها من را به خانه خود دعوت می‌کنند و پشتیبان و قدردان زحمات پاکبانان هستند.

مشکل ضایعاتی‌ها
یکی از مشکلات کاری پاکبانان شهر ما افرادی هستند که به جمع‌آوری ضایعات مشغول هستند. آن‌ها نیمه شب‌ها در خیابان‌های شهر همراه پاکبانان قدم می‌زنند و پلاستیک‌های زباله را پاره می‌کنند و درون آن‌ها به دنبال اشیایی قیمتی می‌گردند. این کار آن‌ها زحمات پاکبانان را دوچندان و در برخی مواقع حتی بی‌اثر می‌کند. سبحانی در توضیح مشکلات ایجاد شده از سوی این افراد برای پاکبانان می‌گوید: افرادی که ضایعات جمع می‌کنند مزاحمت زیادی برای ما ایجاد می‌کنند البته در بین آن‌ها برخی هستند که وقتی با آن‌ها صحبت کردیم که دیگر پلاستیک‌ها را پاره نکنند و بعد از باز کردن پلاستیک‌ها در‌های آن را ببندند که بسیاری از آن‌ها گوش کردند.

آسوده بخوابید که پاکبان بیدار است!
تفاوت داستان سبحانی با دیگر پاکبانانی که اموال مردم را باز برمی‌گردانند در زحمتی است که او برای صیانت از دارایی مردم کشیده است. پاکبان خیابان شیرودی اتفاقی که در یکی از نیمه شب هفته گذشته برایش رخ داد را این گونه تشریح می‌کند: ساعت ۲ بامداد مشغول جارو کردن خیابان بودم. فردی که ضایعات جمع می‌کرد دقایقی هم مسیر من شد و در راه از زندگی خود گفت که از زندان آزاد شده است. من آهسته راه می‌رفتم و این باعث شد آن فرد از من جلو بیفتد. ناگهان آن مرد را با یک دوچرخه دیدم. از او پرسیدم «این دوچرخه را از کجا آوردی؟» پاسخ داد «پیدایش کردم و می‌خواهم بفروشم.» گفتم «این مال مردم است.» شخص ضایعاتی گفت «چیزی نگو می‌فروشمش و با هم شریک می‌شویم.» قبول نکردم. در آخر گفت «پولی به من بده تا این دوچرخه را به تو بدهم.» قبول نکردم و به سمت در یکی از خانه‌ها رفتم و دستم را به سمت زنگ دراز کردم که دیدم او با دوچرخه دارد می‌گریزد. می‌توانستم به زور از او بگیرم، اما نگران بودم مردمی که در خواب هستند بیدار شوند و بترسند برای همین یکی از همکارانم که سر کوچه مشغول کار بود را صدا زدم و گفتم او را نگهش دارد. در آخر برای اینکه سر و صدا نکند به او مقداری پول دادیم تا دوچرخه را با خود نبرد. دوچرخه را که گرفتم با خود بردم و به گاری‌ام بستم تا صبح به صاحبش بازگردانم.

بازگرداندن مال مردم به صاحبش
با بازپس گرفتن مال مردم از دستان نامحرم نوبت به برگرداندن آن به صاحبش رسید. پاکبان خیابان شیرودی درباره زحماتی که برای پیدا کردن صاحب دوچرخه کشید می‌گوید: برای پیدا کردن صاحب دوچرخه در منازل مختلف کوچه را زدم تا اینکه مالک آن را پیدا کردم و دوچرخه را به صاحبش پس دادم. صاحب دوچرخه آن را بیرون از خانه گذاشته و فراموش کرده بود آن را به داخل خانه ببرد. دوچرخه را به آن‌ها دادم و هیچ چیزی درباره پولی که برای دوچرخه پرداخت کرده بودم نگفتم و آن‌ها تنها تشکر کردند.
سبحانی در پاسخ به علت انجام این کار بیان می‌کند: وظیفه‌ام را انجام دادم. هرکسی جای من بود همین کار را می‌کرد.
در ادامه فهمیدیم که این تنها باری نبوده است که سبحانی، پاکبان پاک سرشت خیابان شیرودی، اموال یک شهروند را نزد صاحبش باز می‌گرداند. او پس از زمان کاری خود به دنبال صاحب پول‌ها و اشیایی می‌گردد که آن را پیدا کرده است. پاکبان شهر ما در انتها می‌افزاید: در خیابان بار‌ها شده با وسایل و پول‌های مردم برخوردم که آخرین آن ماه پیش مبلغ ۲۵۰ هزار تومان پول نقد بود.
برای پیدا کردن صاحب این پول پرس‌وجو کردم، اما وقتی ناامید شدم در آخر به مسجد محله تحویلش دادم تا صاحبش را پیدا کنند. دیگر مواقع نیز که پولی پیدا می‌کنم به همین منوال عمل می‌کنم تا دینی بر شانه‌هایم نباشد! من این کار را کردم، چون وظیفه من است که صاحب مال مردم را نزدشان بازگردانم و فکر می‌کنم بیشتر مردم همین کار را می‌کنند.
گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.