طبق اعلام سازمان جهانی یونیسف که صندوق اضطراری بینالمللی کودکان سازمان ملل متحد است، روزانه بیش از ۱۵۰۰۰ کودک در جهان بر اثر سوءتغذیه جان خود را از دست میدهند و این مسئولیتی برای بشریت است. تفاوتی هم ندارد که این مرز بشریت در کدام کشور تعریف شود، همه ما انسانها تشکیل جامعه بشری میدهیم و این به این معنی است که نسبت به آمار اعلام شده مسئول هستیم. هر چند آمار دقیقی در دست نیست که چه میزان از این مرگ و میر کودکان بر اثر سوءتغذیه در ایران اتفاق میافتد، ولی یقینا کشور ما هم عددی از این آمار را به خود اختصاص میدهد.
در این بین سوءتغذیه کودکان و بزرگسالان مورد بحث ما نیست که البته امیدواریم روزی برسد که بتوانیم با قاطعیت بگوییم چنین مشکلی در دنیای ما وجود ندارد، بلکه امروز میخواهیم از اسرافی که در شهر و منطقه هست صحبت کنیم. در ضلعی از بولوار وکیلآباد که در محدوده منطقه ۱۱ شهری است تعداد زیادی از رستورانها و فستفودیهای با کیفیت شهر دایر شده است و این محدوده تا حدود زیادی بورس خوراکیها برای ناهار و شام محسوب میشود. به تازگی در یکی از مراجعاتم به این محدوده آنچه توجه من را بیش از پیش به خود جلب کرد، نحوه سفارش شهروندان و البته عملکرد رستورانها درباره مشتری بود.
داستان از این قرار است که خانوادهای یا یک جمع رفاقتی تصمیم میگیرند یک شب خود را در یکی از رستورانهای حاشیه بولوار وکیلآباد سپری کنند. در گام نخست که سفارش غذاست، از سفارش هر آنچه که در منو و قد جیبشان است، مضایقه نمیکنند، در ادامه هم نوبت به رستوراندار یا فستفودی که میرسد خوراکیهایی اضافه بر آنچه که در سفارش است برای مشتری میگذارد تا به نوعی مشتریمداری خود را اثبات کند. در انتها آنچه روی بسیاری از میزهای مشتری به جا میماند، ظرفهای نیمه غذاست که خیلی از مشتریان با خود نمیبرند و به کار رستوران یا فستفود هم نمیآید، بنابراین به پلاستیکهای بزرگ زباله در سطل آشغال هدایت میشود تا آخر شب خوراک گربه و موشها شود. آنچه بیان میشود شامل تمام مشتریان و رستوران و فستفودیها نمیشود، بلکه بر اساس حقایقی است که در منطقه مذکور به وفور دیده شده است.
در شروع بحث اشارهای داشتیم به اینکه عدهای در همین شهر مشهد از سوءتغذیه رنج میبرند، آیا با این وجود پسندیده است که در چنین شرایطی شاهد چنین اسرافهای پرشماری باشیم؟ در این بین نباید از نقش هر دو شهروند دخیل در ماجرا برای بهبود این فرهنگ غافل شویم، چه مشتری که سفارش میدهد و چه رستورانی که میتواند با مدیریت بهتر از اسراف مواد غذایی خودداری کند.
اما در این بین بد نیست اشارهای داشته باشیم به یک شب تاریخی که در پیش داریم، شب چله یا همان یلدا فرصتی برای دور هم بودن و بهره بردن از کانون گرم خانواده است که متأسفانه در برخی از فضاها هم به صورت خیلی تجملاتی برگزار میشود و چه بهتر است که با تمرکز بر یک سنت زیبا، تمرینی داشته باشیم برای جلوگیری از اسراف بیرویه مواد غذایی و میوه که شاید تهیه کردن آن برای برخی از خانوادهها خیلی کار راحتی نباشد.