قدیری - اساسا ردیابی ماهیت وجودی «شهرداری» و نهادهای مرتبط با آن را باید به پساز تجربه مدنیت موکول کنیم. با گذران تجربه مدنیت و بهدنبال پیچیدهترشدن اشکال زندگی آدمی که خود درنتیجه متنوعتر شدنِ نیازهای زندگی انسانِ عصر جدید و عدمبازگشت به صورتهای ساده زندگی اجتماعی گذشته بود، دولتها کوشیدند بهمنظور تسریع و بهبود خدمترسانی مردم و رفع نیازهای مختلف آنان در زندگی شهری و از همه مهمتر، انتظامبخشی به زندگی جمعی در محیط شهر، نهادهایی تخصصی ایجاد کنند.
در نگاهی تاریخی و در تجربه ایران، نخستین تلاش بهمنظور تأسیس شهرداری یا به تعبیر قجری، «بلدیه» را ناصرالدینشاه آغاز کرد. شاه قاجار که بهدنبال سفرهای متعدد خود به فرنگستان، با دنیای جدید و پیشرفتهای گسترده غرب آشنا شده بود، یک رشته اصلاحات را در کشور آغاز کرد و برای اصلاح امور داخلی، تشکیل بلدیه را موردتوجه قرار داد. اما ایجاد نهادهای نوین به پشتوانه نظری نوین نیاز داشت و به همین سبب تا پساز انقلاب مشروطه، بلدیه در ایران تشکیل نشد. تا پیشاز تشکیل بلدیه، بهدنبال شکل ساده و ابتدایی زندگی شهرنشینی، این خود مردم بودند که در هر شهر مطابق شرع و عرف و بدون مداخله حکومت، خدمات شهری را انجام
میدادند.
گامهای جدیتر درراستای ایجاد نهاد بلدیه در دوره مظفرالدینشاه پیگیری شد، اما این تشکیلات درحقیقت همان سازمان احتسابیه محسوب میشد. طولی نکشید که بهدنبال امضای فرمان مشروطه توسط مظفرالدینشاه و تشکیل مجلس شورای ملی در ایران، در سال1283 هجریشمسی قانون بلدیه در مجلس به تصویب رسید و اداره بلدیه مستقل و بهطور رسمی و مدون بنیان گذاشته شد.
عمده مشکلات شهری در این زمان، امور بهداشتی و آبرسانی بود و مطابق آن بلدیه موظف بود به مشروبساختن باغات، تنویر خیابانها و تسطیح و تعمیر راهها بپردازد. در مجلس دوم شورای ملی نیز برای سروسامان بخشیدن به وضعیت مالی و درآمدهای بلدیه، «قانون مالیات بلدی نواقل در ۲۶اسفند۱۲۸۸» تصویب شد. فعالیت بلدیه در سالهای پساز انقلاب مشروطیت ادامه داشت و حتی در دوران استبداد صغیر و بحرانهای سیاسی وابسته به آن، بلدیه بدون وقفه فعال بود، اما درپی کودتای اسفند۱۲۹۹ برای نخستینبار تعطیل شد. در سال1300 بلدیه که تا آن زمان نهادی مستقل بود بازگشایی شد، اما اینبار به دولت وابسته شد. تا سال1300، 10شهر ایران یعنی اصفهان، شیراز، همدان، تبریز، مشهد، آستارا، دزفول، مراغه، کرمان و ماکو دارای بلدیه بودند. در زمان سلطنت رضاشاه نام بلدیه به شهرداری تبدیل شد و این نهاد با تشکیلات جدید همه امور شهر ازقبیل نظافت، خیابانسازی، توسعه معابر، ارزاق و نظارت بر نرخ آنها و تأمین آب و برق را برعهده گرفت.
این روند در دوره پهلوی دوم با تصویب «قانون شهرداری و انجمن شهرها و قصبات» در سال1328 دنبال شد. با پیروزی انقلاب اسلامی و بهمنظور مشارکت واقعی مردم در تصمیمات کشوری، شورای انقلاب «قانون شوراهای محلی» را در تیرماه1358 به تصویب رساند که بهدلیل وقوع جنگ اجرای آن فقط در برخی شهرها صورت گرفت. نهایتا در سال1375، «قانون تشکیلات وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی و انتخاب شهرداران» از تصویب مجلس گذشت. از آن زمان تاکنون و بهدنبال انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا و انتخابیشدن شهردار و حوزه گسترده فعالیتهای شهرداری در پیشبرد برنامههای اجتماعی، اقتصادی، عمرانی، بهداشتی، فرهنگی، آموزشی و سایر امور رفاهی، بهتدریج ادبیات فربهای درمیان رسانهها، افکار عمومی و نخبگان در این خصوص ایجاد شده است.