معلمی، بی‌عشق نمی‌شود

  • کد خبر: ۱۴۱۱
  • ۱۶ تير ۱۳۹۸ - ۰۶:۰۸
معلمی، بی‌عشق نمی‌شود
گفتگو با معلمی که در منطقه ما خوش می‌درخشد

فاطمه سیرجانی  - 4 سال قبل که به او مدیریت دوره اول دبستان 22بهمن در منطقه4 شهری پیشنهاد شد، تصورش را هم نمی‌کرد، چه روزهای پر ماجرایی پیش‌رو داشته باشد. در آغاز راه معلمی‌اش چند سالی در همین مدرسه آموزگاری کرده بود، اما جمعیت هزار نفری دانش‌آموزان و کوچکی فضای آموزشی؛ متولیان آموزش و پرورش را بر آ‌ن داشته بود تا با در نظر گرفتن ساختمانی دیگر در همان حوالی، نیمی از دانش‌آموزان را به مکان آموزشی جدیدی منتقل کنند؛ دبیرستان دخترانه وحید؛ بنایی که به هیچ‌وجه مناسب حضور دانش‌آموزان‌ دبستانی نبود، اما او اگر چه زن؛ مردانه پای کار ایستاد و تصمیم گرفت آنجا را چنان آباد کند که در شأن دانش‌آموزان محله طلاب باشد. او بدون کوچک‌ترین کمکی از هیچ نهاد دولتی و غیردولتی، با‌ استفاده از ظرفیت‌های اولیای دبستان سابق‌، مدرسه را در ظرف یک ماه چنان آباد کرد که در روز افتتاحیه کسی باورش نمی‌شد این همه تغییر و تحول را، آن هم به همت یک زن. مدرسه‌ای که از همان سال افتتاح به یکی از بهترین مدارس دولتی منطقه‌ و شهر ما تبدیل شد. این‌ها همه نبود مگر به همت اکرم خادم‌دوست و اولیای‌ همراه دبستان ۲۲ بهمن. معلمی که معلمی برایش عشق است و عشق. کسی که بعد از 32 سال خدمت هنوز مثل روزهای اول معلمی‌اش هر صبح به عشق خدمت به بچه‌ها، به قول خودش «آینده سازان کوچک» و به شوق دیدن رشد و تعالی آن‌ها از منزل بیرون می‌زند. عملکرد او و همکارانش در دبستان‌های‌ 22بهمن چنان بوده است که امروز این مجموعه آموزشی به عنوان دبستانی بِرند در سطح استان و کشور شناخته می‌شود. مدرسه‌ای برتر در ایده‌پردازی و ارائه طرح‌های خلاقانه. کسی که نه تنها خودش که فرزندانش نیز دلسوزانه در کنارش بوده و برای این برتر و اول شدن، لحظه‌ای مادر را تنها نگذاشته‌اند. این روزها با آنکه تعطیلات تابستانی است؛ اما هنوز شور و شوق آموختن و بهتر از دیروز شدن در  فضای این مدرسه موج می‌زند.

 

از خودتان بگویید و اینکه چطور شد آموزگاری را انتخاب کردید؟
متولد بهمن ماه ۱۳۴۶و کارشناس ارشد مشاوره هستم. انتخاب معلمی به خاطر عشق و علاقه‌ام من به این حرفه و اهمیت و تأثیر تربیت صحیح بچه‌ها از سنین کودکی بود. 32 سال سابقه خدمت در آموزش‌ و پرورش را در کارنامه دارم.‌‌ از 20 سالگی وارد حرفه معلمی شده‌ام. ورودی سال 66 و در آموزش و پرورش نیروی حق‌التدریس بودم‌. اوایل استخدام رسمی‌ام چند سالی را در دبستان 22بهمن معلمی کردم، بعد به مناطق دیگر منتقل شدم. موضوع مهمی که همیشه در کنار آموزش الفبا و جدول‌ ضرب برای من اهمیت داشته است،‌ خلق و کشف استعدادهای دانش‌آموزانم بود. اینکه در هر فرصتی برنامه‌های جانبی برای آن‌ها داشته باشم تا به تقویت ذهن و  فکرشان کمک شود؛ البته این‌ فکر و تصمیم عملی‌ نمی‌شد، اگر همراهان خوبی چون معلم‌ها و کادر مدرسه و البته انگیزه‌بخشی ریاست و شورای معاونان اداره آموزش وپرورش ناحیه ۵  را در کنار خودم نداشتم.

 

چطور شد که بعد از سال‌ها دوباره به مدرسه آغازین سال‌های تدریس‌ بازگشتید؟
من قبل از آمدن به اینجا مدیریت مدرسه شهید همت در محله مهرآباد‌ در منطقه5 شهری را بر عهده داشتم. ششم شهریور سال1393 از طرف آموزش و پرورش به من ابلاغ خورد که به مدرسه 22 بهمن بروم. نه اینکه مدرسه‌ای آباد باشد، قرار بود به سبب کوچکی و نبود فضای آموزشی کافی، دانش‌آموزان‌ مدرسه 22 بهمن در 2 گروه دوره اول و دوره دوم در 2مدرسه جداگانه ادامه تحصیل دهند. پایه‌های4 و5 و6 قرار بود در همان مدرسه اولی بمانند، اما برای پایه اولی‌ها که اول تا سوم را شامل می‌شد، مدرسه‌ دیگری در نظر گرفته شده بود. دبیرستان دخترانه وحید در انتهای بولوار نبوت. مدرسه‌ای فرسوده که برای بچه‌های ابتدایی‌ کارایی چندانی نداشت. دیوارهای دفتر معلم‌ها هنوز آجری بود و ...خودتان تصور کنید بقیه قسمت‌ها به چه شکل بود.

 

چه شد که مدرسه‌ای با این اوصاف‌‌، به یکی از بهترین مدارس منطقه و پایلوت برنامه‌های خلاقانه مبدل شد؟
اول کار در قبول مدیریت مدرسه‌ای با آن اوضاع و احوال تردید داشتم. قرار نبود مدرسه‌ای آماده و مرتب به من بدهند، بنا بر این بود که من کمتر از 20 روز آن را به مدرسه‌ای در خور دانش‌آموزان ابتدایی تبدیل کنم. جدای از زحمتی‌که داشت،  باید به لحاظ ریالی هم مایه می‌گذاشتم. خاطرم هست شبی که قرار بود، فردای آن جواب قطعی را به آموزش و پرورش بدهم به روی پشت‌بام خانه رفتم و استخاره گرفتم. خانه ما محله طلاب است و از ارتفاع، گنبد طلا به‌‌ خوبی دیده می‌شود‌. رو به گنبد آقا علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) کردم و گفتم «آقا! من این کار را شروع می‌کنم، اما خودت کمکم کن کم نیاورم. کمکم کن به خاطر‌‌ بچه‌های‌ این محله هم که شده مدرسه را راه بیندازم.»
 از آنجا که با اولیای دانش‌آموزان‌ مدرسه شهید همت ارتباط خوبی داشتیم، یکی از اولیا را به عنوان پیمانکار استخدام و  بقیه کارها را هم به خود او واگذار کردم. از تأمین کارگر که اغلب از مردم همان منطقه بودند تا خرید مصالح و لوازم مورد نیاز. اولیای دانش‌آموزان‌ مدرسه شهید همت در این مسیر خیلی کمک من بودند. بعد هم با تعاملاتی که با شهرداری منطقه4 برقرا‌ر شده بود، در بحث آسفالت و فضای سبز مدرسه کمک‌هایی به ما شد. خاطرم هست روز افتتاحیه مصادف بود با افتتاح فاز2 بازار فردوسی. ما بادبادک، شرشره و صندلی مراسممان را از آن‌ها امانت گرفتیم. میهمانانی که از شهرداری، آموزش و پرورش و ... دعوت شده بودند و حتی خود اولیای مدرسه باورشان نمی‌شد این همان مدرسه‌ای بود که روز اول دیده یا توصیف‌ آن را شنیده بودند.

 

از برنامه‌های ویژه‌ای که برای برتر و اول شدن این مدرسه دنبال می‌کنید، برایمان بگویید. امکانات و هزینه برنامه‌ها و کلاس‌ها چطور تأمین می‌شود؟ 
 
مدرسه 22 بهمن یکی از مدارس شناخته شده استان محسوب می‌شود. شاید یکی از دلایل استقبال خانواده‌های این محله برای ثبت‌نام در این مدرسه دولتی همین اهمیت دادن به پرورش خلاقیت‌ها و استعدادهای دانش‌آموزان باشد. رویکرد ما در این مدرسه‌، رویکرد فعالیت‌های خلاقانه است. امسال ما در این مدرسه پروژه «بازی و یادگیری» را اجرایی کردیم. بیشتر طرح‌های آموزش ابتدایی در این مدرسه به صورت پایلوت و آزمایشی برگزار می‌شود؛ یعنی ما می‌شویم زمینه آزمایش و آزمون و خطا برای الگوبرداری دیگر مدارس دبستان و پیش‌دبستانی. در کل در ناحیه 5، 5 مدرسه به صورت پایلوت انتخاب شده‌اند که با توجه به پیشینه مدرسه ما، این مدرسه در منطقه4 شهری برای اجرای این طرح انتخاب شده است. در این طرح، آموزش‌ها برای دوره اول تا سوم با بازی و طرح‌های خلاقانه به دانش‌آموزان انتقال داده می‌شود. مهارت‌های زندگی در کنار طرح‌های خلاقانه به دانش‌آموزان از سنین پایین آموزش داده می‌شود. مهارت‌هایی چون نظم، انضباط، مهارت نه گفتن، احترام به بزرگ‌ترها و سالمندان و ...  بعد از شناسایی و کشف استعداد هر کدام از دانش‌آموزان برای آن‌ها کلاس‌ می‌گذاریم. همه این برنامه‌های آموزشی در قالب بازی و تفریح به دانش‌آموز ارائه می‌شود.‌‌ از دلایل انتخاب‌ این مدرسه؛ یکی استقبال کادر آموزشی از این برنامه‌هاست و دیگری حمایت خانواده‌ها. من و معلم‌ها وقتی می‌بینیم مادران و پدران دانش‌آموزانم از برنامه‌های آموزشی مدرسه‌ام حمایت می‌کنند و برای رشد و تعالی فرزندانشان هر کاری در توانشان است، انجام می‌دهند، سر ذوق می‌آییم و  برای‌ به روز کردن اطلاعات و تلاش برای خدمت بیشتر به  این دانش‌‌‌آموزان و خانواده‌های آن‌ها کوشش می‌کنیم. البته من به عنوان مدیر فقط ناظر برنامه‌ها هستم، اما اگر معلمی یا  صاحب‌نظری ایده و طرحی ارائه دهد، به‌ویژه جوان‌ترها، هم موافقت می‌کنم و هم حمایت. تمام تلاش خودم را هم به‌عنوان یک مدیر برای اجرایی‌شدن آن طرح و ایده در مدرسه‌ام به کار می‌گیرم.
در واقع مهارت‌آموزی در مدارس ابتدایی چند سالی است که باب شده‌ است‌. مدارس مختلف این کار را انجام می‌دهند؛ اما نحوه کار و خروجی آن مهم است. ما گاهی طرح‌هایی ارائه می‌دهیم؛ اما به مرحله اجرا که می‌رسد متأسفانه با مشکل مواجه می‌شویم. در واقع شیوه بازی و سرگرمی برای یادگیری بیشتر بچه‌ها کاربرد دارد. شاید بچه‌های قدیم در یادگیری در مقایسه با امروز‌‌ مشکل زیادی نداشتند؛ چون فناوری اطلاعات‌ و پیشرفت‌های امروزی نبود؛ اما امروزه بچه‌ها مدام به دنبال به روز بودن هستند و اطلاعاتشان نسبت به بچه‌های دیروزی خیلی بیشتر است. این مهم می‌طلبد که معلم کارهای جدید و روش‌های نوین آموزشی را برای یادگیری بهتر بچه‌ها در پیش گیرد. موضوع عروسک‌گردانی و بازی با عروسک، فقط هدفش بازی و سرگرمی نیست؛ بلکه آموزش نکات آموزشی به بچه‌ها از سنین کودکی است. در مدرسه22بهمن اجرای بازی‌های هدفمند دنبال می‌شود. بازی‌هایی چون سودوکو که دانش‌آموز را با دنیا اعداد و ریاضی آشنا می‌کند یا آموزش و یادگیری حروف لاتین از طریق همین طرح حیاط پویای شاد شکل می‌گیرد. آموزش‌ و پرورش بخش‌هایی را برای رشد و تعالی دانش‌آموزان دوره ابتدایی، تعیین و به مدارس ابلاغ کرده است، اما اینکه کدام یک از مدارس آن‌ها را عملی کنند و به چه شکل کار اجرایی شود، متفاوت است. خوشبختانه در مدرسه ما این چند ساله اتفاقات خوبی افتاده است. نمونه‌اش رتبه‌های برتر دانش‌آموزان این مدرسه در جشنواره جابر بن‌حیان است. این جشنواره درباره کارهای تحقیقاتی و مدل‌سازی است. ما در این حوزه رتبه استانی داریم. همچنین رتبه‌هایی در کاراته، تکواندو،‌ مسابقات قرآنی، دست‌نوشته‌های طلایی و  موضوع سفیران سلامت به دست آورده‌ایم. در سفیران سلامت دانش‌آموزان با بهداشت فردی و چگونگی رعایت بهداشت محیط پیرامون زندگی‌شان آشنا می‌شوند. این برای‌ ما افتخار است و چه امتیازی بالاتر از اینکه والدین دانش‌آموزان برا‌ی ثبت‌‌نام در این مدرسه صف می‌کشند. امتیاز دیگر و ارزشمند‌تر، اعتماد خانواده‌ها به ما و کادر آموزشی است. این مدرسه دولتی با آنکه در منطقه‌ای تقریبا کم‌برخوردار است؛ اما  هر زمان ما از خانواده‌ها تقاضای کمکی داشته‌ایم، چون می‌دانند هزینه‌ها در راستای رفاه یا تهیه لوازم آموزشی برا‌ی خود دانش‌آموزان است، دریغ نکرده‌اند؛ چون محل خرج‌کرد و هزینه‌شدن را شاهد بوده‌اند. این اعتماد برای ما یک دنیا ارزش دارد.

 

خاطره‌ای از روزهای منتهی به تبدیل شدن دبیرستان دخترانه وحید به دبستان دخترانه 22 بهمن دارید؟
 
در تمام آن 25 روزی که‌ مدرسه در حال آماده‌سازی بود، خودم به همراه فرزندانم، همچنین معاون و سرایدار در مدرسه بودیم. فرش بزرگی برده‌ و در سایه درختی در حیاط مدرسه انداخته بودیم تا حواسمان به کار و پیشرفتش باشد. زمان چندانی نداشتیم. کمتر از 20روز باید خودمان را برای مراسم افتتاح آماده می‌کردیم. خاطرم هست شب قبل از افتتاح از شهرداری آمده بودند برای شستن محوطه و مقابل در مدرسه. چون بنایی داشتیم خب خاک و گل هم در محوطه کم نبود. این گل و لای جلو چاه جمع شده بود و راه آب را بسته بود، آن شب معاونم، سرایدار و بچه‌ها هم بودند، تلاش دسته‌جمعی بالاخره جواب داد و  توانستیم کار را تمام کنیم. الان هم همین است، هر جای کار بمانیم همه از کادر آموزشی تا خدماتی کنار هم هستیم. من فکر می‌کنم رمز موفق بودن مدارس 22 بهمن در محله طلاب‌ احساس تعلق‌ در همه کسانی که در این مدارس کار می‌کنند نسبت به این 2مجموعه‌‌ آموزشی است.
شنیده‌ایم فرزندانتان به نوعی همکار شما هستند و در اجرای خیلی از طرح‌ها و ایده‌های نو به شما و مدرسه کمک می‌کنند و خط می‌دهند.

  4 فرزند‌ دارم. فاطمه‌ و مهدی فرزندان ارشدم به نوعی همکار خودم هستند. پسرم آموزگار در منطقه تبادکان‌ و دانش‌آموخته دانشگاه فرهنگیان است. دخترم مربی پیش‌ دبستانی‌ است در مدرسه‌ای که خودم مدیریتش را دارم. ‌‌ بچه‌های خوش فکری دارم. آن‌ها در مقوله‌ آموزش تا به الان خیلی به من کمک کرده‌اند. بچه‌هایم به تمام معنا خلاق و هنرمند هستند. پسرم در هنر نقاشی، حرفی برای گفتن دارد. افزون بر مدرسی در دانشگاه‌، مراکز آموزش عالی‌ و در کارگاه آموزش و پرورش استثنایی، تدریس روش تفکر خلاق را هم عهده‌دار است. دخترم، فاطمه نویسنده و شاعر است‌. از او یک کتاب چاپ شده است و 2 کتاب دیگر هم در دست تدوین دارد. الان در خیلی از برنامه‌ها و طراحی‌ها پسرم کنارم هست و چون مهدی طراح و نقاشی خوب‌‌ و در ارائه طرح‌های خلاقانه صاحب‌نظر است، از ایده‌ها و نظرهای ایشان استفاده می‌کنم. دخترم فاطمه هم که چند سالی است به عنوان مربی پیش‌دبستانی در کنارم هست. با آنکه 32 سال از همکاری‌ام در آموزش و پرورش در پست‌های مختلف معلمی، کارمندی و مدیری می‌گذرد و چند صباحی دیگر باید با این مدرسه و دانش‌آموزان خداحافظی کنم و میدان را به جوان‌ترها بدهم، اما حضور این دو وزنه، من را خیلی امیدوارتر می‌کند که مثل روزهای اول پر شور راهی مدرسه شوم.

 

خاطره‌ شیرین مادرانه
 سالی که مهدی را باردار بودم‌، فاطمه در دبستان 22 بهمن دانش‌آموز خودم بود. سال آخر ابتدایی 13 نفر از دانش‌آموزان کلاسم قرار بود در آزمون مدارس نمونه دولتی شرکت کنند. برنامه کلاس‌های تقویتی و آزمون برای این بچه‌ها به‌طور مرتب برگزار می‌شد، اما چند هفته به آزمون به خاطر شرایط جسمانی دیگر نتوانستم سر کلاس حاضر شوم. من با دختر خودم می‌توانستم در خانه کار کنم؛ اما آن 12 نفر دیگر از درس عقب می‌ماندند. برای همین از آن‌ها خواستم روزی یکی دو ساعت به خانه ما بیاند تا با هم درس‌ها و تمرینات را مرور کنیم. اتاق‌های خانه ما کوچک بود و جا برای همه‌ بچه‌ها نبود.‌ خاطرم هست در گرمای تیرماه حیاط را فرش کرده و با آن‌ها تمرینات را مرور و رفع اشکال می‌کردم. در آن سال همه آن 13 دانش‌آموز در مدرسه نمونه دولتی قبول شدند. این نتیجه؛ تمام خستگی آن روزها‌ را از تنم گرفت. برای همین است که‌ در تمام کارهای سخت که پیش‌رویم قرار می‌گیرد، به نتیجه‌ خوبی که می‌تواند به دنبال داشته باشد، فکر می‌کنم.

 

  «آوا‌ی مهربانی» برای پیش‌دبستانی‌ها

 فاطمه صالحی، 29 ساله و متولد 1369 هستم. سالی که من کتاب «آوای مهربانی» را نوشتم، چون رشته‌ام پیش‌دبستانی بود این دغدغه‌ را داشتم که هیچ کتاب خوبی برای کودکان این دوره نیست. متأسفانه کتاب‌های موجود در بازار، جامع و کامل نیست و من همیشه دغدغه نبود یک کتاب مناسب سن بچه‌های پیش‌دبستانی را داشته‌ام‌.
در واقع من چون در دانشگاه‌ دبیری رشته زیست‌شناسی خوانده‌ بودم، خودم را برای رفتن به دبیرستان و تدریس در مدرسه غیر‌انتفاعی آماده کرده بودم؛  اما به پیشنهاد مامان وارد پیش‌دبستانی شدم .آن سال من جوان‌ترین نیروی پیش‌دبستانی بودم. سال اولی که به‌عنوان معلم پیش‌دبستانی با مدرسه مادرم در محله مهرآباد همکاری‌ام آغاز شد، 7دانش‌آموز داشتم. همان سال قرار شد با همکاری پیش‌دبستانی‌های منطقه، نقاشی دیواری روی دیوار پشت مدرسه که تقریبا راسته صد متری بود با موضوع خلیج فارس به دست خود بچه‌های مدارس‌ کشیده شود. دیواری به طول 20 متر که هر یک متر به یک مدرسه واگذار شده بود. من چون در طراحی قسمت مدرسه خودمان غواصانی را هم در نظر گرفته بودم، این بخش به‌ عنوان بهترین اثر‌ شناخته شد؛ البته در این کار کمک‌های برادرم هم بسیار تأثیرگذار بود.
اما داستان تألیف کتاب «آوای مهربانی» با توجه به دغدغه‌ای که داشتم، خیلی اتفاقی پیش آمد. از بچگی نوشتن و شعر گفتن را دوست داشتم. یک شب به فکر افتادم شعر‌های آسان فهم برای بچه‌ها بگویم. شعرهایی ملموس و درک پذیر که با خواندن آن حس هم‌ذات‌پنداری در آن‌ها زنده شود. نیمه شبی که این موضوع فکرم را به خود مشغول کرده بود، بلند شدم و پشت میز نشستم و  شروع به شعر گفتن کردم. گفتم و گفتم تا شماره آن‌ها به 10 رسید‌.  مجموعه اشعارم را برای دوستی بردم تا ویراستاری کند. گفت شعر‌ها مشکلی ندارد، فقط باید سبک‌تر شود. آخرین شعرم با عنوان «خداجون» درباره امام‌رضا(ع) نوشته بودم. بعد از سفارش کار طراحی کتاب، مجموعه را نزد ناشر کتابی که زمینه کارش کتاب کودک بود، بردم، گفت همه چیز خوب است، اما یک شعر دیگر هم باید بگویی که شمارش صفحات کتابت درست باشد. آخرین شعر را طبق خوابی که دیده بودم برای امام‌زمان(عج) گفتم. این کتاب الان چند سالی است که در کلاس‌های پیش‌دبستانی و دبستان شهر و استان توزیع شده است.

 

شکوفایی و پرورش استعداد، حق بچه‌هاست
 
مهدی صالحی هستم متولد 1375. یک معلم‌. در دوره راهنمایی یک روز در حال کشیدن کاریکاتوری بودم که معلمم آقای آل‌رسول نقاشی‌ام را دید و تشویقم کرد. فردای آن روز ایشان به عنوان هدیه به من یک گارد نقاشی و چند کاغذ اشتنباخ داد. این تشویق و توجه، انگیزه خوبی برای ادامه این مسیر بود. سال دوم راهنمایی در مسابقات نقاشی که بین مدارس مشهد برگزار شد، رتبه اول را کسب کردم. بعد در مسابقات استانی رتبه اول آوردم‌. این آغاز آشنایی من با نقاشان و استادان این هنر بود. هنر حرفه‌ای من، تکنیک‌ اکرولیک و سبک سورِئالیسم یا همان فراواقعیت‌ است. مدرس رشته اوریگامی هم هستم. روش تدریسی که من برای خود انتخاب کرده‌ام تدریس‌‌های نوین پرسش و پاسخ و حل مسئله و روش خلاقانه است. من از نظریات نوین آموزشی در حوزه تدریس و کلاس‌داری استفاده می‌کنم و به فکر بومی‌سازی آن‌ها با پرداختی کاملا مناسب با فضای آموزشی کشور هستم‌. اغلب این روش‌ها را نیز در مدارس‌ و مراکزی که خودم تدریس دارم یا مدرسه مادرم، پیاده کرده‌ام. 
موضوع‌ مورد تدریس من بیشتر پرورش تفکر خلاق است‌. توجه به تفکر خلاق چند سالی است که در فضاهای آموزشی کشور ما باب شده است. تفکر خلاق به معنی پرورش یک مهارت ویژه برای پیدا کردن استعداد‌ خاص بچه‌ها و به‌کارگیری آن است. اعتقاد من این است که اگر تغییری به نفع جامعه و دانش‌آموز است باید آن را اجرایی کرد. برایش سختی کشید و بالاخره از یک جایی شروع کرد. در همین راستا در حوزه آماده‌سازی حیاط پویا و ساخت کار‌های دستی؛ همچنین فضای آموزشی شاد به همراه خواهرم در کارهای‌ پیش‌دبستانی در کنار مادرمان بودیم.
ما خودمان متولد همین مناطق هستیم و می‌دانیم بچه‌های مستعد زیاد در این محلات هستند که به دلایلی از جمله نادیده گرفته شدن و بی‌توجهی‌، امکان به بیراهه رفتن و هرز استعدادهایشان وجود دارد؛ در‌ حالی‌ که من شکوفایی استعداد را حق این بچه‌ها می‌دانم.
 آرزو دارم‌ روزی همه معلم‌های ایران در جایگاه اجتماعی اصلی خود قرار گیرند. اگر معلم در جامعه‌ای قوی و غنی باشد، جامعه تربیت خوبی دارد. امیدوارم روزی برسد کشور‌های همسایه به جای آوردن معلم‌های هلندی، فرانسوی و ... به دنبال معلم‌های ایرانی و الگوی تدریس معلم ایرانی باشند. به امید آن روز...

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.