اگر مردم یک شهر و شهرنشینان را مالک مشاعی شهر و امکانات آن بدانیم و عدالت در بهرهبرداری شهروندان از امکانات شهری و حق مشارکت مردم بر امور شهرشان و حق تصرف و بهرهبرداری عادلانه از امکانات آن را جزو حقوق شهرنشینی و شهروندی بدانیم، این حقوق لوازمی دارد که مدیریتشهری باید در تحقق آن گام بردارد.
1- تدوین منشور نظری و عملیاتی کردن این حق و تبیین حقوق و آگاهی مردم از حقوق خود در فرایند زندگی شهری اولین شرط است که خوشبختانه شورای پنجم و شهردار مشهد در این مسیر گام برداشتهاند و خوشبختانه در هفته جاری و آتی شاهد تصویب منشور در شورای شهر و رونمایی از آن خواهیم بود و بسیاری از این لوازم در این منشور بهخوبی پیشبینی و عملیاتی شده است.
2- گسترش پارکهای شهری، گردشگاهها و فرهنگسراها که عامه مردم بتوانند از فضای آن به شکل برابر استفاده کنند. متأسفانه به دلیل کمبود چنین فضاهایی در شهر مشهد، شهروندان متمکن با خرید باغ و مکانهای خصوصی به این نیاز خود پاسخ دادهاند و با تکهتکه کردن و تبدیل زمینهایی که باید بهعنوان مکانهای عمومی از آن استفاده شود، به مکانهای خصوصی، مردم را از حق تصرف مشاعی خود در شهر محروم میکنند. امیدواریم شورای شهر پنجم و شهرداری در کارنامه خود، اضافه کردن به فضاهای عمومی بهخصوص پارک محلهها و فرهنگسراها را ثبت و گامهای بیشتری در این خصوص بردارند.
3- مشارکت مردم بر سرنوشت خویش در سطح ملی، منطقهای و محلی از حقوق مردم است. در سطح محلی مطابق اصل 100 قانون اساسی، شوراهای شهر و روستا با انتخاب مردم این حق را محقق میسازند. در شهر بزرگی نظیر مشهد، مسلما شورایاری محلات نیز شرط تحقق مشارکت است. انتخاب شورایاری محلات نیز خوشبختانه در حال انجام است و اگر هر محله شورایی قوی و کارآمد داشته باشد،مفهوم محله که کارکرد بسیاری در حل معضلات را در قدیم داشته است، احیا می شود.
4- حق دسترسی شهروندان به عدالت شهری بر اساس درآمد خود باید بهعنوان یک اصل در عدالت شهری از سوی برنامهریزان لحاظ شود.
مسلما همینطور که شهروندان با درآمد بیشتر باید مالیات بیشتری بدهند، کسانی که از امکانات شهری بیشتر و باکیفیتتر برخوردارند، باید هزینه بیشتری برای شهرنشینی بپردازند و افراد محروم نیز معاف شوند. در این خصوص تهیه بانک اطلاعات شهروندان برای شهرداری از واجبات است. باید گروههای خاصی برای شناسایی و حمایتهای ویژه به آنان پیشبینی شود.
5- خانواده رکن اصلی شهرنشینی است. مدیریتشهری باید تمام تلاش خود را در جهت تحکیم پایههای خانواده و پیشگیری از گسست آن به کار برد. در این رابطه برنامههایی به منظور گسترش نشاط و پویایی و تحکیم پایه خانواده نظیر پیادهروی خانوادگی و حضور خانوادهها در دورههای آموزشی و مهارت زندگی با استفاده از ابزارهای رسانهای و پررنگ کردن خانوادههای موفق و درسهایی از جدایی و طلاق برای جامعه مدنظر قرار گیرد. میتوان بسیاری از امکانات شهر را مخصوص خانوادهها قرارداد و شرایطی را فراهم کرد تا اعضای خانواده بتوانند در اتوبوس، قطارشهری و سینما با تخفیف ویژه کنار هم باشند و بودن با خانواده یک ارزش شهری حساب شود.
6- گفتوگو و نقد رکن اصلی فرهنگ شهرنشینی است. گفتوگوی شهروندان در مکانهایی نظیر پارک گفتوگو یا امکانات عمومی نظیر مدارس بزرگ شهر یا تالارها در اوقات خاص میتواند ضمن توسعه فرهنگ گفتوگوی شهروندان از نظریات ناب آنها در مدیریت شهر بهره برد. بهعلاوه با گفتوگوی شهروندان شاهد کاهش تعارضات اجتماعی و تخاصمات فرهنگی و پذیرش مکرر و متنوع افکار و نهایتا تحقق آیه شریفه «فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» خواهیم بود.
7- شفافیت و دانستن حق شهروندان است. فناوری اطلاعات و شبکههای مجازی بهعنوان ابزاری جهت تحقق این هدف کار را راحت کرده است. اگر مردم را محرم بدانیم، نباید در شهر سالم هیچ امر غیرشفافی که باعث رانت برای عدهای شود، وجود داشته باشد. مدیریتشهری باید برنامهای برای شفافیت داشته باشد.
8- شهر الکترونیک گامی است در جهت حذف رفتوآمدهای اضافی و رودررویی اربابرجوع با کارمندان که معمولا مفسدهای نیز به دنبال دارد. مدیریتشهری باید در تحقق این حذف نیز گام بردارد. اکنون خوشبختانه پرداختها و عوارض و... از طریق سامانههای الکترونیکی تا حدودی امکانپذیر شده است، ولی حقوق شهرنشینان ایجاب میکند که در آیندهای نزدیک اعلام کنیم شهروندان نیازی به مراجعه حضوری برای ارائه خدمات ندارند.
9- بحرانهای طبیعی جزو جدانشدنی زندگی است. زلزله، سیل و طوفان، 3 بلایی است که شهرها را در محاصره گرفته است. مدیریتبحران فقط اختصاص به آموزش و آشنایی مدیران شهری ندارد و باید مردم و سازمانهای مردمنهاد نیز آمادگی لازم برای مقابله با بحران را داشته باشند. آمادگی مردم مشهد در این خصوص کافی نیست و مدیریتشهری باید در این جهت نیز بابرنامه باشد.
10- سازمانهای مردمنهاد در گسترههای مختلف، حلقه واسط بین مردم و مدیریتشهری هستند. شهر مشهد در تشکیل و توسعه سمنها نمره قابل قبولی کسب کرده است ولی هنوز تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله زیادی دارد.
جای خالی سمنهای حقوق شهرنشینی و دفاع از حقوق شهروندان در قلمرو موارد یادشده احساس میشود. سمنهای فرهنگی نیز باید توسعه یابد. مدیریتشهری در این زمینه نیز باید برنامهای مدرن برای توسعه سمنها داشته باشد.
درنهایت امیدواریم با تقویت منشور نظری و اجرایی حقوق شهرنشینی، شاهد برداشتن گامهای مثبتی در جهت تحقق این اهداف باشیم و برنامهریزان و مدیران شهری بهخصوص شورای شهر پنجم و شهرداری گامهای بزرگی در این خصوص بردارند و گزارش آن را نظیر تدوین منشور حقوق شهرنشینی به مردم ارائه دهند.