نیکو عقیده
خبرنگار شهرآرا محله
برای این کانون کوچک گرم و صمیمی، جامع و مانعترین توصیف ممکن همین است! (کپسولی از کارهای خوب) جایی در محله عماریاسر، زیرنظر بهزیستی که رایگان در اختیار چند زن دغدغهمند قرار داده شده است. افرادی از اهالی همین محله که بهنوعی پل ارتباطی بین خیران و افراد نیازمند منطقه هستند. هر اتفاق کوچکی هم بهانهای میشود برای اقدام به کار خیر. از توزیع بستههای غذایی به مناسبت شب یلدا بگیرید تا بن خرید لباس مدرسه بچهها در آغاز سال تحصیلی. اینجا پر از جزئیات حال خوب کن است. در یکسو کتابخانه کوچکی وجود دارد که از کتابهای اهدایی اهالی تشکیل شده است. در یکسوی دیگر قفسههایی پر از سبد دارو به چشم میخورد. داروهای بلااستفاده و تاریخ نگذشته در خانهها که برای کمک به اهالی نیازمند جمعآوری شدهاند. در گفتوگو با اعضای فعال کانون نیمنگاهی به آن داشتهایم که با هم میخوانیم.
آغاز راه
زهره فتحعلیزاده پای ثابت این کانون مردمی است از نحوه آشناییاش با این مکان میگوید: « سال89 اینجا برای زنان محله کلاس آموزش خانواده برگزار میشد از آن زمان عضو ثابت شدم. ما در این مرکز با هر امکاناتی سعی میکردیم به افراد نیازمند کمک کنیم. از طریق جمعآوری داروهای بلااستفاده از منازل، شناسایی و ارتباط با خیران و... اما آغاز داستان کمک به افراد نیازمند به طور جدی برمیگردد به 2سال پیش. زمانی که دکتر معتمدی، مسئول بهداشت این منطقه میشود و از آنها میخواهد افرادی که نیازمند هستند و هزینه رفتن به دکتر و پرداخت دارو را ندارند، به او معرفی کنند. طی همین کمکها دکتر معتمدی گروه نیکوکاران سلامت را تشکیل میدهد. گروهی متشکل از خانواده، دوستان و نزدیکان آقای دکتر که برای کمک مالی داوطلب میشوند و به این کانون کمک میکنند. کم کم این گروه گسترش پیدا میکند و بهتبع ما هم توانستیم به افراد نیازمند بیشتری از این منطقه کمک کنیم.» فتحعلیزاده از آن دوران خوب میگوید. از دورانی که با تشکیل گروه آغاز میشود. کمکها بیشتر میشود، تعداد بستههای غذا افزایش پیدا میکند، چند نفر از بیماران قلبی با رایزنی دکتر با بیمارستانها و کمکهای گروه به طور رایگان عمل میکنند، بهبود مییابند و... اما این دوران خوب پایدار نمیماند. دکتر معتمدی در 37سالگی بر اثر سکته قلبی فوت میکند اما خانواده او تصمیم میگیرند که این راه را ادامه بدهند.
خرید لوازم مدرسه برای بچههای محله
عصمت محمدی، یکی دیگر از اعضای ثابت گروه است. یک معلم بازنشسته که 20سال از سکونت او و خانوادهاش در این محله میگذرد و تقریبا هر روز برای بستهبندی، برگزاری کلاسهای مختلف و... به این کانون میآید. وقتی از او دلیل این همه انگیزه و وقت گذاشتن برای فعالیت در کانون را میپرسم به خاطره جالبی اشاره میکند: «روزهای اولی بود که به این کانون آمده بودم. شهریور ماه بود که به گوشمان رسید مهسا، دختر دبستانی یکی از همسایهها ترک تحصیل کرده است، به خانهاش رفتم. وقت دلیل را از مادرش پرسیدم ناخودآگاه اشک از چشمهایش سرازیر شد. گفت شوهرش سکته مغزی کرده است، بیمه هم نیستند و خودش در خانههای مردم کارگری میکند. بلافاصله این موضوع را با خیران در میان گذاشتم. آنقدر کمکها زیاد بود که علاوه بر جور شدن لوازم مدرسه مهسا، توانستیم به کلی دختر و پسر نیازمند دیگر هم برای هزینه لوازم مدرسه کمک کنیم.»
معاینه رایگان بیماران
زرین رسولی که تنها مامای گروه نیکوکاران سلامت است، از همکاران سابق دکتر معتمدی بوده است و از طریق او با این کانون آشنا میشود. میگوید:
« سال93 در بیمارستانی واقع در مهریز کار میکردیم و من همکار دکتر بودم. حالا سالهاست که یک روز در هفته به اینجا میآیم و بیماران نیازمند این منطقه را رایگان معاینه میکنم.»
او در ادامه از خاطرات خوبی که از این چند سال فعالیت به یاد دارد، میگوید. از پسر جوان 30سالهای میگوید که تمام عمرش ویلچرنشین بوده است، هزینه عملش از سوی همین کانون تهیه میشود و بالأخره بعد از 30سال میتواند راه برود. از هستی دختر کوچکی که از نرمی استخوان شدید رنج میبرد و با تهیه کفش طبی، کاردرمانی و دوا و داروهای مختلف حالا میتواند سرپا بایستد و... .
شادی دل مادرها
اینجا از حداقل امکانات ممکن بیشترین استفاده را میکنند. گاهی برای زنان محله کلاس ورزشی برگزار میشود و گاه کلاس قرآن برای کوچکترها. فرقی ندارد. آنها سعی میکنند نیازهای محله را بررسی و به فراخور آن اقدام کنند. خانم فتحعلیزاده دراینباره میگوید: « این محله پر از پیرزنهای مسنی است که سالها از خانه بیرون نیامده و جایی نرفتهاند. سال پیش روز مادر ما کلی کارت دعوت برای این مادران درست کردیم و بردیم در خانههایشان. جشن کوچکی برای آنها ترتیب دادیم تا دلشان را شاد کنیم.»