فهیمه شهری - دهه کرامت خیلی دل را هوایی میکند. گاهی دلتنگ گنبد و بارگاه امام رئوف میشوی. گاهی هوای حرم خواهرش را میکنی. مثل بینالحرمین! آنجا که نمیدانی رو به حرم حسین(ع) کنی و به احترامش بایستی یا در برابر وفای عباس(ع) سر تعظیم فرود آوری. آری دهه کرامت یادآور دلدادگیهای خواهر و برادر است. مثل زینبی که پا در رکاب حسین(ع) به کربلا آمد تا رسم خواهری را بجا آورد، معصومه(س) هم نتوانست دوری برادر را تحمل کند و چندی پس از ورود شمسالشموس به ایران، او هم بار سفر را بست و به عشق دیدار برادر و انجام رسالت زینب واری که بر عهده داشت راهی این دیار شد. دست تقدیر و بیمار شدن حضرت معصومه(س) باعث شد این بانوی بزرگ قبل از رسیدن به خراسان، در شهر قم توقف کند و همانجا در فراق برادر چشمانش را فرو بندد. اما برای ما که ساکن مشهدالرضا هستیم عمری است که روز تولد این دو خواهر و برادر حال و هوای دیگری دارد. از طرفی میزبان قدوم زائران رضوی هستیم از طرفی دیگر دلتنگ حضور در حرم خواهرش. به همین مناسبت سراغ یکی از خادمان این صحن و سرا رفتیم که ساکن محله امامت است. مریم جنگی ۱۸ سال است که افتخار خادمی امام مهربانیها را دارد و در کنارش، طی سفرهایی که به شهر قم میرود، روزها و ماهها چوب پرش را برای عاشقان حرم حضرت معصومه(س) تکان داده است.
او متولد ۱۳۴۱ و از سال ۱۳۸۱ به طور رسمی خادمی حرم رضوی را آغاز کرده است. قبل از آن رئیس هیئت مدیره مجموعه فرهنگی اجتماعی رایحه کوثر خراسان بوده است. جنگی از طرف این مجموعه و مؤسسه فرهنگی اجتماعی جوانان آستان قدس رضوی، نیروهای توانمند و دوستدار خادمی شمسالشموس را به مسئولان حرم رضوی معرفی میکرد تا اینکه پس از مدتی به او پیشنهاد میدهند که خودش هم میتواند خادمی حرم رضوی را برعهده بگیرد. با علاقهای که به این کار داشت بدون هیچ اتلاف وقتی آن را میپذیرد. او اکنون جزو نیروهای ستادی است و کارهای اداری را انجام میدهد اما تاکنون در بخشهای مختلفی از حرم خدمت کرده است؛ پای ضریح چوب پردار بوده، در روابط عمومی میهمانان خارجی کار کرده و در مبادی ورودی هم حضور داشته است.
ماجرای جانبازی که خادمان را به حرم میرساند
او خادمی حرم را کاری لذتبخش و سرشار از معنویت میداند و میگوید: خادمی حرم تأثیری انکارناپذیر در زندگی شخصی و خانوادگی من و بسیاری دیگر از خادمان دارد که به وضوح آن را میبینیم. چه بسیار گرهها که در زندگی داشتم و به دست آقا باز شده و چه بسیار نعمتها که به این واسطه وارد زندگیام شده است. برای من که مادر دو پسر و یک دختر هستم شاید یکی از ارزشمندترین داراییها، خوشبختی فرزندانم باشد که بیشک آن را هدیه امام رضا(ع) میدانم. هنگام ازدواج پسرم به آقا گفتم من دوست ندارم از این خانه به آن خانه برای خواستگاری بروم خودت راه را باز کن و دختری عفیف سر راه ما قرار بده که همین طور هم شد و از سوی یکی از استادان پسرم که مشاور خانواده بود، خانوادهای را به ما معرفی کردند که آنها هم به واسطه خوابی که دیده بودند تمایل بسیاری برای این ازدواج نشان دادند و اکنون هم پسر و عروسم با خوشبختی زندگی میکنند. دخترم نیز خدا را شکر همسری روحانی و استاد دانشگاه دارد که آن هم هدیه امام رضاست.
البته نشانههای الطاف امام رضا(ع) در زندگی ما خیلی بیشتر از اینهاست و هر روز حتی در امور جزئی، آن را میبینیم. بسیار پیش آمده که شیفت حرم داشتم و به خاطر بعضی گرفتاریها گمان میکردم نمیتوانم به شیفتم برسم اما با عنایت امام رضا(ع) راه برایم هموار شده و توفیق خدمت یافتم. به عنوان مثال یک روز که ۲۰ سانتیمتر برف روی زمین نشسته و راهها یخبندان بود، مثل همیشه ساعت 5صبح از خانه بیرون آمدم تا بتوانم ساعت 6 حرم باشم اما واقعا ناامید بودم. آن موقع صبح، در آن سرما و یخبندان چطور میتوانستم به حرم برسم؟! خوشبختانه یک تاکسی آمد که مرا رساند و هیچ کرایهای دریافت نکرد.
چندی بعد متوجه شدم رانندگانی هستند که صبح زود حدود ساعت ۵ به خیابان میآیند تا خادمان را به حرم برسانند. هیچ کرایهای هم نمیگیرند. در بولوار معلم که من سوار تاکسی میشوم بارها با این افراد مواجه شدم. یک آقایی بود که هر روز همین ساعت، 4 نفر را که مسیرشان از این سمت بود به حرم میرساند. چند دفعه هم من را رسانده بود. هیچ وقت کرایه نمیگرفت و میگفت برای شادی روح شهدا صلوات بفرستید. یک بار که برای کاری پیاده شد متوجه شدم از ناحیه پا جانباز است، بسیار تحتتأثیر این خلوص نیتش قرار گرفتم و احساس شرم کردم.
توسل به جوادالائمه و شفای بیمار
الطاف و قدرت امام رئوف آنقدر زیاد است که بارها شاهد معجزه و شفای بیمار بودم چه در حرم و چه در بین اطرافیان. همسایهای داشتیم که فرهنگی بود و دو بچه کوچک به نام جواد و رضا داشت. یک روز دستگاه گوارشش شروع به خونریزی کرد. از اطرافیانش هرکس گروه خونیاش به او میخورد خون داد اما بدنش هیچکدام را قبول نمیکرد. در بیمارستان حالش وخیم شد و پرستاران ما را از اتاق بیرون کردند. در حالی که همسرش بیتاب بود گفتم به جوادالائمه متوسل شو. پس از حدود ۲۰ دقیقه در اتاق باز شد و پرستار با دو سطل پر از خون و ملافه بیرون آمد.
همسرش گمان کرد شوهرش فوت کرده است و جرئت نمیکرد داخل اتاق برود. من رفتم داخل اما دیدم همسایهمان نشسته و در حالی که حالش خوب است، میگوید «جواد و رضا را بردید حرم؟» پزشکش گفت با وجود اینکه طی سونوگرافیها فوران خون از دستگاه گوارش داشت اما اکنون بدنش هیچ کمبود خونی را نشان نمیدهد و حالش رو به بهبود است. از آن زمان تاکنون هر چهارشنبه همسرش به پاس شکرگزاری و عرض ارادت، به حرم رضوی میرود. درباره شفا یافتگان حرم هم که شرح حالهای بسیاری شنیدهاید. نقاره خانه حرم به طور معمول روزی دو بار، هنگام طلوع و غروب آفتاب نواخته میشود، اگر در خارج از این دو زمان صدای نقاره خانه را بشنویم میفهمیم که کسی شفا یافته است.
حکمت الهی
پس از مکثی کوتاه تأکید میکند: اراده الهی قادر است بر همه چیز غلبه کند و معجزه نشاندهنده این قدرت برتر الهی است. پس انسان همواره باید دعا کند و در سختترین شرایط امیدوار باشد اما در کنارش باید یادمان باشد همیشه قرار نیست زندگیهایمان با معجزه پیش برود. در تعالیم دینی ما هم بر صبر و راضی بودن به رضای الهی بسیار تأکید شده است. ائمه نیز سختیهای بسیاری را در راه خدا تحمل کردند و فقط موارد خاصی از زندگیشان با معجزه همراه بوده است. ما هم در برابر هر سختی که داریم نباید انتظار معجزه داشته باشیم. خداوند در آیه 216 سوره بقره میفرماید: «چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آنکه خیر شما در آن است یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شر شما در آن است. و خدا میداند و شما نمیدانید» بنابراین در کنار این که دعا میکنیم و ائمه(ع) را واسطه قرار میدهیم باید حکمت الهی را باور داشته باشیم و راضی به رضای او باشیم.
به عقیده او حضور در حرم ائمه(ع) وقتی شیرینتر میشود که با معرفت و برای عرض ارادت به زیارت برویم نه برای بیان و حل مشکلات.
جنگی که سالهاست افتخار خادمی حرم رضوی را دارد نه تنها حضور در حرم برایش تکراری نشده است بلکه به گفته خودش هر روز که معرفتش بیشتر میشود این خادمی برایش لذتبخشتر میشود. او به رسم ادب زمانی که در حرم حضور دارد از گوشه گوشه این صحن و سرا به آقا سلام میدهد و یقین دارد که سلامش پاسخ داده میشود. از هر در که میخواهد وارد شود اذن ورود میگیرد. حتی برای خوردن آب و غذای این آستان هم ابتدا از آقا اجازه میگیرد.
خادمی امام رضا(ع) از راه دور
او میگوید: برای اظهار ارادت به امام رئوف حتما نباید در حرم باشیم بلکه هر کس هر کجا هست میتواند صبح که از خواب بیدار میشود از راه دور سلام بدهد. خدمت به امام رضا(ع) هم مختص حرم نیست و در هر جایی میتوان این کار را انجام داد. خود من اگر هر جا سنگ، مانع یا زبالهای ببینم خم میشوم و آن را برمیدارم چون معتقدم مشهد شهر امام رضا(ع) است و فرقی نمیکند که در حرمش خدمت کنی یا در شهرش.
در ادامه از رسم همسایگی میگوید و اینکه هر کس در هر جایی هست باید شأن حریم رضوی را نگه دارد و حق همسایگی با امام رئوف را بهجا آورد. به عقیده او ساکنان شهر رضوی باید همواره خدا و امام رضا(ع) را ناظر بر اعمال خود ببینند و به یاد داشته باشند که اگر به زائر امام رئوف بد کنند، شفاعتشان را نمیکند. دیدهها و شنیدههای تلخ و شیرین بسیاری در این باره وجود دارد اما اگر بخواهم نگاهی به جنبههای منفی داشته باشم تا تلنگری به خودمان بزنیم باید بگویم صاحب خانه، راننده تاکسی یا کاسبی که با زائر امام رضا(ع) بد اخلاقی میکند یا از او هزینه بیشتری میگیرد، رسم همسایگی را به جا نیاورده است. ما هم که در زندگی شخصی و خانوادگی خود اخلاق رضوی را رعایت نمیکنیم چه بسا که باعث رنجوری شمسالشموس میشویم. به عنوان مثال 2، 3 سال پیش با خانواده به شیراز رفتیم. بچههایم در مغازهای انگشتر انتخاب کردند. وقتی خواستند هزینه را بپردازند به امید اینکه تخفیف دهد به او گفتم ما مشهدی هستیم اما همین که فروشنده این مطلب را شنید عصبانی شد و گفت از مغازهام بیرون بروید من به مشهدیها کالا نمیفروشم. گویا انگشتر فروش مشهدی به مادرش انگشتری با مبلغ ۸۰۰ هزار تومان داده که برنز بوده و بعد از دو هفته سیاه شده است.
این خادم حرم رضوی بیان میکند: ما که مجاور هستیم مسئولیت سنگینی داریم و خطای یک نفر میتواند اثرات جبران ناپذیری بر روحیه و دیدگاههای دیگران بر جای بگذارد.
مسئولیت سنگین مجاوران
به عقیده جنگی ما که مجاور و همسایه امام رضا(ع) هستیم مسئولیت سنگینی داریم؛ هم باید معرفتمان را افزایش دهیم و هم این معرفت را به دیگران منتقل کنیم.
در ادامه به خرافاتی که بعضی افراد در حرم گسترش میدهند، اشاره میکند و میافزاید: گاهی در بستههای نخود و کشمش، کاغذهایی میگذارند مبنی بر اینکه باید فلان تعداد از این بستهها را درست کنی و به دیگران بدهی تا حاجت بگیری یا در کتابچهها مطالبی مینویسند با این محتوا که فلان خواب را دیدیم اگر فلان کار را بکنید حاجت میگیرید و اگر انجام ندهید خبر بدی به شما میرسد. همچنین در صحن قدس مدتی بود بعضی مردم را میدیدیم که سرشان را به حوض میزدند و گمان میکردند با این کار حاجت میگیرند و... اما چنین مسائلی هیچ سند و پشتوانه مذهبی ندارد. در واقع خرافات است و به خاطر اینکه آسیبهای فرهنگی را به دنبال دارد خادمان بلافاصله جلو آن را میگیرند و نمیگذارند توسعه یابد.
جنگی توضیح میدهد: چنین رفتارهایی ایجاد شبهه میکند و اگر چند بار تکرار شود به فرهنگ تبدیل میشود بنابراین متولیان تکلیف سنگینی دارند و اگر میخواهند جلو خرافات را بگیرند باید ابتدا ریشه هر خرافه را پیدا کنند و سپس در آن زمینه به مردم آگاهی دهند. افزون بر این خود مردم هم باید هوشیار باشند و در برابر هر حرفی که میشنوند سند آن را جویا شوند نه اینکه از هر جا هر سخنی شنیدند آن را باور کنند. آگاهی دادن متولیان هم باید به شکلی باشد که فرد با اسلام اصیل آشنا شود نه اینکه سخنران یا متولی، نظر افراطی و تفریطی خود را با نام دین به مردم بگوید.
او که تا سطح دو حوزه درس خوانده، معتقد است باید زکات علمی که دارد، بپردازد بنابراین در این راستا گروهی در فضای مجازی تشکیل داده که در آن درسهای نهجالبلاغه را میگذارد همچنین از طریق کانون فرهنگی مذهبی محبانالرضا در منطقه آزادشهر، طی جلساتی که به صورت چرخشی بین اعضا برگزار میشود، علوم قرآنی را درس میدهد. او همچنین به مطالعه سبک زندگی رضوی میپردازد و یکی از مباحثی که به آن علاقه زیادی دارد طب الرضاست.
درسی که از امام رضا(ع) گرفتم
جنگی در کنار اینکه به نوع تغذیه و رعایت تعادل در رژیم غذایی اهمیت میدهد، نشستن امام رضا(ع) با ضعفا را الگوی خود قرار داده است و در کنار هر میهمانی و سفرهای که دارد تعدادی از ضعفا را دعوت میکند.
او در این باره میگوید: حضرت رضا(ع) با آن جایگاهی که داشتند همیشه کنار ضعفا بودند و میگفتند در سفرههایتان یاد اینها هم باشید بنابراین ما هم هر میهمانی داشته باشیم حتی در مراسم عروسی فرزندانم افراد بیسرپرست و یتیم را دعوت میکنیم و این همنشینی با آنها را توفیقی از جانب خداوند و امام رضا(ع) میدانم.
او همچنین هر سال از نیمه ماه رمضان تا آخرش هر شب سفرههای افطاری پهن میکند که در آنها هم میزبان افراد یتیم و بیسرپرست است، تأکید میکند: هر چند ایتام هم مانند هر انسان دیگری به غذا نیاز دارند اما مهمتر از اطعام، اکرام نیازمندان است. بنابراین همیشه به فرزندانم و دیگران میگویم مراقب باشید حرمت ضعفا را حفظ کنید چرا که اگر کوچکترین بیحرمتی به آنها شود، اطعام ما هیچ اجر و ثوابی نخواهد داشت.
او برای تعدادی از ایتام و فرزندان خانوادههای بیسرپرست جشن تولد هم میگیرد همچنین در آغاز سال تحصیلی و عید نوروز هدایایی برایشان تهیه میکند. به نظر او چنین کمکهایی نه تنها از ثروت انسان کم نمیکند بلکه آرامش و برکتی را به ارمغان میآورد که ارزشش بسیار فراتر از سرمایه هزینه شده است.
جنگی در ادامه با بیان اینکه امام رضا(ع) پناه بیپناهان است ما نیز به تبعیت از ایشان باید در حد خود از ضعفا حمایت کنیم، میافزاید: امام رضا(ع) نه تنها در زمان حیاتشان یاور ضعفا بودند بلکه هم اکنون نیز بسیاری از افراد آبرومند وقتی دچار مشکل میشوند به این صحن و سرا پناه میآورند.
وی به ذکر خاطرهای در اینباره میپردازد و میگوید: وقتی در ورودیهای حرم خادم بودم خانمی خیلی برانگیخته وارد قسمت بازرسی شد اما همان جا ماند، نه داخل حرم میرفت و نه بیرون. وقتی علت را جویا شدم گفت «از شهرستان، تنهایی به زیارت آمدم و در یکی از مسافرخانهها سکنی گزیدم اما آقایی مزاحمم است و مدام دنبالم میکند و میگوید باید همسر من شوی.» خانم را که به حرم پناه آورده بود، کمک کردیم تا دور از مزاحمت آن فرد به شهرش بازگردد. علاوه بر این افراد زیادی هستند که وقتی زیر بار مشکلات زندگی طاقتشان تمام میشود، به حرم رضوی پناه میآورند. البته برای اینکه شرایط برای سوءاستفاده کردن فراهم نشود تدابیر خاصی اندیشیده شده و مسئولیتهایی بر عهده خادمان است.
حال و هوای شیرین دهه کرامت
در ادامه به کم لطفیهایی که برخی زائران و مجاوران به خدمه دارند، اشاره میکند و توضیح میدهد: خادمان رفتاری محترمانه با زیارتکنندگان دارند اما متأسفانه گاهی شاهد رفتارهای نامناسب و ناسزاگویی از جانب مردم هستیم. حرم رضوی قوانین خودش را دارد و وقتی رعایت این قوانین را از مردم میخواهیم بعضیها بدرفتاری میکنند. حتی مورد داشتیم که فرد چنان به سر خادم ضربه زده که راهی اتاق عمل شده این در حالی است که وقتی میهمانان خارجی به زیارت حرم رضوی میآیند با وجود اینکه به خدا، قرآن، اسلام و ایدئولوژی فکری ما اعتقادی ندارند هنگام ورود به حرم، با حفظ حرمت، قوانین حضور در آن را رعایت میکنند و این قدر به ما احترام میگذارند که شرمندهشان میشویم اما مردم خودمان که قوانین مذهبی کشورمان را میدانند به جای اینکه بیشتر همراهی کنند گاهی شاهد بی حرمتیهایشان هستیم.
وقتی از او میخواهم درباره دیگر سختیهای کار خادمی بگوید، پاسخ میدهد: در ورودیها با فشار امنیتی مواجه هستیم. کوچکترین غفلتی ممکن است امنیت حرم و مردم را تهدید کند. افرادی که قصد توطئه و خرابکاری دارند هر لحظه ممکن است ضربه مهلکی به ما بزنند بنابراین باید طریقه دفاع کردن از خود را یاد داشته باشیم. در عین حال هر وقت به حرم میآییم وضو میگیریم و غسل شهادت میکنیم. البته در ظاهر ممکن است اینها سختی نامیده شود اما برای خودمان آنقدر شیرین است که با عشق میآییم. شاید در حالت عادی هیچ کس حاضر نباشد به صورت افتخاری یا حتی با حقوق، در جایی کار کند که خطر جانی برایش دارد اما در حرم، به عشق امام رضا(ع) و دفاع از حریم اهل بیت(ع) افراد بسیاری مشتاق داشتن چنین مسئولیتی هستند.
او درباره شیرینیهای خادمی حرم میگوید: لحظه لحظه خدمت به زائر، چه در داخل حرم و چه بیرون آن، شیرین است اما در ایامی مثل الان که دهه کرامت است، حرم، زائران و ما خادمان حال و هوای دیگری داریم. در ورودیها یکی از سخنانی که بسیار میشنویم این است که زائران میگویند قصد آمدن نداشتیم اما طلبیده شدیم. از طرفی هنگام آماده کردن بستههای متبرک شاخه نبات، با دیگر خادمان، حدیث کسا، زیارت عاشورا، دعای توسل و ... را میخوانیم تا این بستهها آماده شوند. سپس در نیمه شب، آنها را دور حرم طواف میدهیم و بعد به بیمارستانها، آسایشگاهها و.... میرویم تا این بستهها را بین آنها توزیع کنیم. آنقدر این دیدار بر روحیه بیماران، جانبازان، سالمندان و .... تأثیر میگذارد و چنان با اشک، التماس دعا میگویند و متوسل به امام رضا(ع) میشوند که همیشه ما را هم تحتتأثیر قرار میدهند. آنها وقتی میبینند از طرف حرم با بستههای متبرک به دیدارشان میرویم احساس میکنند امام رضا(ع) آنها را دیده و مورد عنایت قرار داده است برای همین حس و حال معنوی پیدا میکنند.
غلبه شور معنوی بر درد جسمی
در بین اینها نیز خاطرات فراوانی دارم از جمله اینکه یک سال که به دیدار بیماران سرطانی رفته بودیم خانمی که دخترش سرطان داشت با دیدن شاخه نبات دچار تردید میشود و در دلش به امام رضا(ع) میگوید اگر این شاخه نبات متعلق به تو است و به آن نظر داری باید دختر من خوب شود. به لطف خدا و امام هشتم(ع) آن دختر شفا مییابد و سال بعد که ما دوباره به دیدار بیماران سرطانی رفتیم آن خانم به همه میگفت این شاخه نباتها را قدر بدانید، شک نکنید که در ذره ذره آن شفا است.
به میقات الرضا هم که برای خدمت به زوار پیاده میرویم با چشم خودمان میبینیم چطور زوار با وجود داشتن بیماریهایی مانند آرتروز و دیسک کمر، با پای پیاده راهی حرم رضوی میشوند و شوق و روحیه معنویشان آنقدر زیاد است که بر دردشان غلبه میکند.
رزق حلال
جنگی یادی از پیادهروی اربعین میکند و در این باره توضیح میدهد: من با موازی کاری مخالفم، وقتی شاهد حماسه پیادهروی اربعین هستیم درست نیست که به عنوان مثال مردم در تهران و دیگر شهرها با پای پیاده به حرم حضرت عبدالعظیم و دیگر بزرگان بروند. این باعث میشود که تمرکزها از اربعین برداشته شود از طرفی کسانی که به جای کربلا، به حرم دیگری رفتهاند احساس جاماندگی کمتری میکنند و تشنگیشان کمتر میشود. علاوه بر این مسئولان باید هوشیار باشند چرا که در کوتاه مدت ممکن است از این حماسه خوشحال باشیم اما در درازمدت اگر از دل آن آسیبی بیرون آید تبعات سنگینی دارد و ضد تبلیغ علیه خودمان میشود.
این خادم حرم رضوی در پایان به نقش خانوادهها در ساختن و تربیت نسلی صالح اشاره میکند و میافزاید: اگر میخواهیم فرزندانی پیرو اهل بیت(ع) داشته باشیم باید رزق حلال را سرلوحه قرار دهیم و به تغذیه فکری آنها نیز توجه کنیم. والدین امروزی برای فرزندانشان وقت نمیگذارند و آنها از طریق بازیهای کامپیوتری و تبلت، به شکلی تغذیه فکری میشوند که با دیدگاههای خانواده در تضاد است. امام رضا(ع) میفرمایند تربیت کودک تا سن هفت سالگی است اما والدین کنونی در این سن توجهی به تربیت فرزندشان ندارند، بعد که آنها بزرگ میشوند و میبینند آنطور که باید فرزندانشان مقید به اصول اخلاقی و دینی نیستند، حسرت میخورند.