«طبرسی» و «ابوریحان» به میدان آمدند میراث سه میلیاردی وقف مسجد شد | چشمِ دل سیری فاطمه خانم گزارشی از وضعیت امروز و دیروز کارخانه سه‌راه دانش | کارخانه یخ، در حال آب شدن درباره گلخانه داری در گفتگو با فاطمه باهوش | وقتی با یک گل بهار می‌شود! گپ و گفتی با محمد حقیقت‌خواه، نویسنده و ناشر مشهدی | میانسالیِ پربارتر از جوانی از اصالت محله «نوغان» فقط کوچه‌های باریک آن باقی مانده است علی رجب‌پور مداح جوان محله لادن از چگونگی برگزاری مراسم مذهبی در دوران کرونا می‌گوید گپ و گفتی با پاکبان محله رضائیه که جان یک شهروند را از حادثه آتش سوزی نجات داد روایتی از اولین آشپزخانه اختصاصی شله مشهد | میراث خوشمزه خانواده دولت‌خواه روایت شکل‌گیری حسینیه بیت الحسن (ع) در محله «مجلسی» مشهد روایتی از زندگی یک پاکبان مشهدی | پشت قلب یک نارنجی‌پوش درباره خیابان سنایی که سالهاست بورس خدمات الکتریکی است درباره خانواده محمودیان با ۳ نسل سابقه معلمی | عشق موروثی گفتگو با انگشترساز محله عیدگاه درباره این پیشه | دست‌ساز‌هایی از سیم و سنگ نگاهی به صنعت خانگی نوغان‌داری در محله نوغان قدیم مشهد گپ و گفت با لحاف‌دوز قدیمی در محله سیدرضی مشهد | لحاف‌دوزان دیگر لحاف نمی‌دوزند
خبر فوری

بوسه مرگ بر قلب ورزشکار نامی صارمی

  • کد خبر: ۱۹۹۱
  • ۲۶ تير ۱۳۹۸ - ۰۸:۰۷
بوسه مرگ بر قلب ورزشکار نامی صارمی
معصومه فرمانی‌کیا دبیرشهرآرامحله منطقه

بوسه مرگ است دیگر. پیشانی هر کسی را ببوسد جهانش به پایان رسیده است. هر روز صبح زندگی برای ما یک‌جور شروع می‌شود و تقریبا آماده شده‌ایم برای ایستادن مقابل ناخوبی‌ها، گرانی‌ها، دغدغه‌های کم و زیادهای زندگی، اما امان از لحظه‌هایی که صحبت از رفتن یک آدم باشد، آن هم یک معلم، یک ورزشکار، یک داور و مهم‌تر از همه این‌ها یک پدر. مرگ یک پدر دردش هیچ‌وقت کهنه نمی‌شود و من به این فکر هستم که فرزندان محمد جاهدی وقتی تیتر درشت رفتن پدرشان را در صبح میلاد امام مهربانی‌ها دیدند، چه حالی پیدا کردند.
 بوسه مرگ بر پیشانی هر فردی بنشیند چشم‌های او را برای همیشه بر همه چیز می‌بندد و می‌تواند آن‌قدر غافلگیرانه و ناباورانه جان عزیز  تو را بگیرد که هر لحظه‌ای که به خاطرت می‌رسد مدام چشم بر هم بزنی و بگویی مگر می‌شود، مگر ممکن است؟
بوسه مرگ می‌تواند در قلب ورزشکاری جا خوش کند که در 7رشته ورزشی مقام کشوری دارد؛ هندبال، هاکی، دوومیدانی، شمشیربازی، فوتبال، والیبال و ژیمناستیک. مردی که کنار همه این تلاش و تکاپو لباس داوری پوشید و آن هم بر قامتش خوش درخشید. مردی که از آموزش برای تربیت غافل نبود و بیش از 30سال از زندگی‌اش را برای بودن در بطن آموزشگاه‌ها اختصاص داد.
کنار همه این‌ها بگذارید که محمد جاهدی نقش پررنگی در ظهور و موفقیت نسل طلایی داوران مشهدی برعهده داشت و شب و روزش را خرج ورزش و ورزش‌دوستان کرد.   
قلب محمد جاهدی درست در شب میلاد علی بن موسی الرضا(ع) بعد از یک دوره بیماری از تپش ایستاد. او که یک‌نفس برای ورزش نه یک محله، نه یک ورزشگاه، نه یک تیم که یک شهر دوید و هر جایی از ورزش این شهر پا بگذاری رد و نشانی از او خواهی دید.
دهه شصتی‌ها رسم قشنگی داشتند، ستاره‌سازی. اینکه پوسترهای قهرمان‌های کشور، شهر و محله‌شان را بزرگ بر دیوار خانه‌شان قاب می‌گرفتند تا همیشه پیش چشمشان باشد و مبادا از نظر بیفتد.
محمد جاهدی بیش از آنکه تعلق به یک محله و یک خیابان و یک کوچه داشته باشد، متعلق به همه آن‌هایی است که ورزش را دوست دارند و آدم‌های نامی شهرشان را. گرچه او در خانه ابدی‌اش و در قطعه نام‌آوران آرام می‌گیرد اما نباید بگذاریم آدم‌هایی مثل او که آبروی ورزش و محله‌مان هستند، یک روز از ذهن و خاطرمان بروند و روزگار غافلمان کند از اینکه هر از گاهی به یاد محمد جاهدی‌ها و همه آن‌هایی که دل سوزاندند و رنج کشیدند، فاتحه‌ای بفرستیم و برای شادی روحشان دعا کنیم.
این چند سطر را برای این آورده‌ام که به پاس همه خدماتی که جاهدی‌ها برای ما و فرزندانمان کشیده‌اند، دعای خیرمان را بدرقه‌شان کنیم و از خدا بخواهیم روحشان را در جوار امن خودش آرام نگاه دارد.
الهی آمین.

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
پیشخوان شهرآرا
نظرسنجی
در سال پیش رو در کدام بازار سرمایه گذاری خواهید کرد؟
بازار بورس ایران
بازار رمز ارزها
طلا یا دلار
خودرو یا مسکن
کیوسک
{*Start Google Analytics Code*} {*End Google Analytics Code*}