تا دو دهه پیش خیلی از منازل مسکونی در محلات مختلف ویلایی بود. همسایهها یکدیگر را میشناختند و به درد هم میخوردند. مثلا میدانستند فلان روز مراسم جهازبرون دختر فلان همسایه است و همسایههای دیگر از چند روز جلوتر برای کمک میرفتند و در شادی آن همسایه سهیم میشدند. اگر یکی از همسایهها در منزل بیماری داشت یا با مشکلی دست و پنجه نرم میکرد اهالی محله او را به حال خودش رها نمیکردند و به کمک میرفتند. ولی حالا بعد از گذشت این مدت همسایهها درست و حسابی همدیگر را نمیشناسند متأسفانه به این موضوع هم افتخار میکنند. یعنی یکی از آپشنهای آپارتمانهای خوب را همین موضوع میدانند و با فخر میگویند در این آپارتمان کسی با کسی کاری ندارد. حتی همدیگر را نمیشناسند. این موضوع باعث شده علاوه بر اینکه همسایهها هیچ ارتباطی با هم نداشته باشند حتی اگر با مشکلی مواجه شوند هیچ تکیهگاه و همراهی ندارند.
در این ستون طی 4شماره پیش، به موضوع دوبارهکاری پرداختیم. در 4شماره پیشرو میخواهیم به فرهنگ آپارتماننشینی بپردازیم. مسئلهای که خیلی جای پرداختن دارد. چرا که زندگی همه ما به نوعی با آپارتمان گره خورده است. یا خودمان در آپارتمان زندگی میکنیم یا اقوام درجه یکمان آپارتماننشین هستند.
در ابتدا باید گفت در بدو ورود به هر آپارتمانی نظم آنجا در معرفی نوع زندگی ساکنانش حرف اول را میزند. در بسیاری از آپارتمانها همسایگانی که موتور یا دوچرخه دارند آن را به زیرپله که فضایی کاملا مشاء است میبرند در حالی که این کار خلاف مقررات ساختمان است.
تنها اگر به مقوله نظم در آپارتمان بپردازیم باید ساعتها در اینباره صحبت کنیم. خودتان در نظر بگیرید سر ظهر وقتی اهالی ساختمان به استراحت نیاز دارند کودکان ساختمان پلهها را دوتا یکی طی میکنند و از اینکه توانستهاند از خانه بیرون بیایند خوشحالی میکنند. بالا و پایین پریدنهای کودکان ساکن در ساختمان برای افرادی که تنها زمان استراحتشان ظهر است و تا شب باید در محل کارشان مشغول باشند واقعا شکنجهآور است.
بازی کودکان در پارکینگ آپارتمان شاید مسئله سادهای به نظر برسد اما در واقع نوعی دهن کجی به آرامش ساکنان آن محل است. درستش این است که ساعت خاصی برای بازی کودکان در نظر گرفته شود ساعتی که لااقل زمان استراحت ساکنان نباشد.
استفاده درست کودکان از آسانسور مورد دیگری است که والدین باید آن را در نظر بگیرند و به کودکانشان آموزش بدهند. کافی است به برخی از آپارتمانهای منطقه ما سری بزنید آن وقت است که تعدادی کودک را میبینید که در ساعت استراحت والدین از آسانسور به عنوان وسیله بازی استفاده میکنند. گاهی پیش آمده یکی از اهالی ساختمان در طبقه چهارم منتظر آسانسور است اما آسانسور در طبقات یک و دو در حال تردد است. در خیلی از مواقع فرد مورد نظر از خیر استفاده از آسانسور میگذرد و مسیر را با پله طی میکند. مدتی هم نمیگذرد که آسانسور خراب میشود و رئیس ساختمان باید با فلاکت از والدین همین کودکان پول تعمیر آسانسور را دریافت کند. هر چند تا وقتی نگاه کودکان به آسانسور استفاده از وسیله بازی با دکمههای روشن است وضع به همین منوال خواهد بود.