به گزارش شهرآرانیوز؛ حسام ناصری، آهنگساز سریال «بدنام»، درباره شکلگیری موسیقی این مجموعه میگوید موسیقی را بر پایه یک تم واحد بنا کردهاند؛ تمی که با تغییر در تنظیم، ارکستراسیون، سازبندی و حتی سرعت اجرا، خود را با موقعیتهای مختلف داستان هماهنگ میکند. هدف این بوده که موسیقی هم در کنار تصویر حرکت کند و هم بار دراماتیک و عاشقانه قصه را پررنگتر کند.
ناصری میگوید زمانی که برای نخستین بار کلیتی از فیلمنامه را خواند، تصویر کاملی از موسیقی سریال در ذهنش نداشت. همکاری او با علیرضا عنقا نیز نخستین تجربه مشترکشان بود و همین موضوع، آغاز کار را پیچیدهتر کرده بود. بعدتر، با دیدن قسمتهای مختلف و رافکاتها و گفتوگو با کارگردان، مسیر موسیقی روشنتر شد؛ موسیقی باید هم بار عاشقانه و دراماتیک قصه را منتقل میکرد و هم در لحظههایی به مخاطب کمک میکرد حس درست صحنه را دریافت کند.
در «بدنام» قرار نبود برای هر شخصیت، موسیقی جداگانهای ساخته شود. همه چیز بیشتر حول همان تم اصلی میچرخد؛ تمی ساده و عاشقانه که روایتگر رابطه یلدا و اسماعیل است. اما همین ملودی ثابت، در موقعیتهای مختلف لباس عوض میکند. یکبار تعلیق بیشتری پیدا میکند، بار دیگر اضطراب و تنش را به دوش میکشد و گاهی هم کمرنگ میشود؛ چون آن لحظه، تصویر باید فرصت بیشتری برای حرف زدن داشته باشد.
این تغییرها فقط به نتها محدود نمیشود. وقتی چند قسمت از سریال جلو میرود و نسخههای مختلفی از تم اصلی، تنظیمها و واریاسیونهای گوناگون آن شکل میگیرد، موسیقی میتواند خودش را با فضای هر سکانس تطبیق دهد. ناصری توضیح میدهد که در لحظههای تلختر، با تغییر در تنظیم، ارکستراسیون، سازبندی و سرعت اجرای قطعه تلاش کردهاند همان تم عاشقانه را به حالوهوای صحنه نزدیک کنند؛ طوری که موسیقی بتواند دریافت عاطفی مورد نظر کارگردان را به مخاطب منتقل کند.
ویولن در این میان، صدای پررنگ موسیقی «بدنام» است. در کنار آن، موسیقی سریال میان چند جهان رفتوآمد میکند؛ از موسیقی کلاسیک تا الکترونیک و پاپ. وقتی قصه به نشاط و هیجان بیشتری نیاز دارد، حتی پای تانگو هم به میان میآید و همان تم اصلی، اینبار با ریتمی متفاوت شنیده میشود.
ناصری درباره اینکه موسیقی چه زمانی باید جلو بیاید و چه زمانی پشت تصویر بایستد، همه چیز را به قصه و نیاز هر لحظه وابسته میداند. به گفته او، بخشی از این تصمیم از دل روند داستان بیرون میآید و بخشی دیگر به نظر کارگردان و تدوینگر مربوط است. وقتی گروه سازنده به زبان کاری یکدیگر آشنا باشند، آهنگساز بهتر میتواند تشخیص دهد که یک سکانس چه میخواهد و موسیقی در آن باید تا کجا پیش برود.
در چنین لحظهای، وظیفه آهنگساز فقط ساختن یک قطعه زیبا نیست. باید تصمیم بگیرد موسیقی چه چیزی به تصویر اضافه کند و چگونه عاطفه شنیداری مخاطب را شکل دهد؛ حتی در جایی که تصویر خودش به اندازه کافی حرف دارد.
شاید یکی از دلایل ماندن موسیقی «بدنام» در ذهن مخاطب را هم بتوان در همین سادگی جستوجو کرد. ناصری معتقد است مهمترین دلیل توجه مخاطبان، سادگی تم و روان و عامهپسند بودن ملودی آن بوده است؛ ملودیای که از ابتدا قرار بوده در ذهن بماند و ظاهراً توانسته به این هدف برسد.
اما سریالی که همزمان با پخش، واکنشهای مختلفی از سوی مخاطبان دریافت میکند، برای آهنگساز هم چالشهای خودش را دارد. «بدنام» در زمان پخش با نظرهای متفاوتی روبهرو شد؛ مخاطبانی با سلیقهها و نگاههای مختلف درباره آن نظر دادند. با این حال، ناصری معتقد است وظیفه او جای دیگری است: اینکه نقش خود را در یک اثر مشترک، در کنار دیگر عوامل، درست انجام دهد و به بهتر دیده و پسندیده شدن مجموعه کمک کند.
و اگر قرار باشد تمام این موسیقی را در چند کلمه خلاصه کند، ناصری برخلاف عنوان تبلیغاتی سریال که آن را «یک عاشقانه ناآرام» معرفی میکند، تعبیر دیگری دارد: «یک عاشقانه آرام».
منبع: ایسنا