معصومه متین نژاد- اولین بار، شاید هم آخرین باری باشد که -طبق نظریه درمعرض عامل ترس قرارگرفتن- می خواهم بر ترسم غلبه کنم. دستکش های ضخیم ظرفشویی ام را می پوشم و خیلی آرام دستم را زیر آب می برم تا بگیرمش. ماهی قرمز که تکان می خورد، حفره ای عمیق درون قلبم ایجاد می شود خالی از هرحسی. چند ثانیه بعد رعشه ای چند ریشتری همه وجودم را می لرزاند و دستم را پس می کشم، انگار کسی ترس را به درون حفره خالی دلم سرازیر کرده باشد.حس آشنایی که از کوچکی خوب می شناسمش و انگار درهمه این سال ها گوشه ای کمین کرده تا با شبیخون های گاه و بیگاهش ، ضعیف بودنم را به رُخم بکشد. فرقی هم نمی کند پرنده باشد یا چرنده، خزنده باشد یا دونده؛ هرکدام علتی برای ترسیدن همراه خودشان دارند. اینکه چطور و از کی این ترس در من ایجاد شده است یا چندنفر دیگر مانند من گرفتار چنین «فوبیا»هایی هستند نمی دانم، ولی می دانم که تنها نیستم. بیشتر خانم ها با درصدی بیشتر یا کمتر، چنین ترس هایی را تجربه می کنند. به طورمثال درصد زیادی از خانم ها از دیدن حشرات، ترس و واهمه عجیبی دارند و با جیغ های بنفشی که سر می دهند، اطرافیانشان را درلحظه از قرارگرفتن در موقعیت خطر خبردار می کنند.ترس موضوعی است که کم وبیش در زندگی همه آدم ها وجود دارد ولی اینکه چرا زن ها به نسبت مردها تا این اندازه از حشرات می ترسند موضوعی است که ماهم آن را با مجتبی مهران فر، روان درمانگر تحلیلی درمیان گذاشتیم تا او ضمن بررسی دقیق تر مسئله برای آن راهکاری هم به ما نشان بدهد.
مرزبندی هایمان را کمی تغییر بدهیم
قبل از اینکه سراصل مطلب برویم، اجازه بدهید از یک حقیقت پنهان پرده برداریم. ترس از حشرات موضوعی نیست که فقط مختص خانم ها باشد. به عبارت ساده تر مردها هم به همان اندازه زن ها از حشرات می ترسند ولی نوع واکنشی که نشان می دهند متفاوت است، چون انتظاری که جامعه از یک مرد دارد کاملا با انتظارش از یک زن فرق دارد. این روزها که مرزهای تقسیم بندی چندهزارساله تاریخ کمی جابه جا شده است، دیگر نه مردها مانند سابق احساساتشان را مخفی می کنند و به خاطر این موضوع شرمگین هستند و نه زن ها از انجام برخی کارهای به ظاهر مردانه ابایی دارند.
به طورمثال رسیدگی به ظاهر و آراستگی دیگر یک ویژگی زنانه نیست و مردها بابت آن احساس شرمساری نمی کنند یا خیلی مانند پدرانشان در بروز احساساتی مانند گریه کردن، ابراز محبت کردن و ترسیدن نمی هراسند و آن را نشانه ضعف و آسیب خود نمی دانند. حتی از اینکه بگویند از حشراتی مانند سوسک می ترسند هم شرمگین نیستند. پس نباید ترس از حشرات موذی را مختص خانم ها یا نشانه ضعف در آن ها به حساب آورد. ضمن اینکه هنوز هیچ تحقیق علمی در دنیا راست آزمایی این مسئله را به اثبات نرسانده است.
کودکان ترس را احساس و درک می کنند
بخشی از ترسی که ما داریم نتیجه القای ترسی است که والدینمان داشته و ما در کوچکی آن را دیده و درک کرده ایم. معمولا والدین سعی می کنند ترسشان را دربرابر بچه ها بروز ندهند ولی بچه ها حتی اگر این ترس در قالب رفتارهای قهرمانانه هم باشد آن را حس می کنند و یاد می گیرند، بنابراین طبیعی است که بخشی از ترسی که ما داریم ناخواسته از والدینمان به ما رسیده باشد.
جزئی نگری با احساس ناامنی رابطه دارد
جزئی نگری یک ویژگی زنانه است که درست درنقطه مقابل ویژگی کلی نگری در مردها قرار می گیرد. تحلیل های روانکاوی نشان می دهد که تفکر جزئی نگر با بدبینی، سوءظن و احساس ناامنی رابطه مستقیمی دارد. از دید یک فرد جزئی نگر همه چیز بسیار بزرگ تر و وحشتناک تر از آنچه هست، دیده می شود. به طورمثال پاهای زاویه دار و بندبند حشرات، چشم های شبکه ای آن ها، رنگ تیره و ساختار عجیب بدن و همچنین حرکات پیش بینی نشده این موجودات در نظر یک فرد جزئی نگر از آن ها موجودی عظیم جثه و وحشتناک می سازد که با نگاه یک آدم کلی نگر به حشرات اصلا قیاس پذیر نیست.
نتیجه یک پژوهش در انگلستان نشان می دهد که زن ها با دیدن حشرات دچار اختلال اندازه در مغز می شوند، یعنی در اندازه این موجودات و آسیبی که آن ها می توانند به انسان بزنند، بزرگنمایی عجیبی می کنند. این موضوع همان دلیلی است که باعث شده تا در این کشور با اینکه تعداد عنکبوت های سمی بسیار کم است، بیش از یک میلیون نفر نسبت به عنکبوت ها ترسی بیمارگونه داشته باشند که بیشتر این افراد را هم خانم ها شامل می شوند.
حشرات قلمرو امن زنانه را نشانه گرفته اند
انسان ها به طور ذاتی آموخته اند نسبت به قلمرویی که دارند احساس تعهد و مالکیت بکنند و با هرآنچه که قرار باشد به سرحدات این قلمرو تجاوز کند برخورد شدید بکنند. حالا این مهاجم می خواهد یک انسان باشد یا یک حیوان. خانه هم برای زن ها حکم یک قلمرو را دارد که باید مراقب امنیت و سلامتش در هر شرایطی باشند. حشرات در دید خانم ها حکم همان مهاجم را دارد که معمولا به چشم مردها هم نمی آید و باید با آن برخورد قهری داشته باشند.
جالب است که بدانید؛ ترس خانم ها از حشراتی که وارد خانه می شوند بیشتر از حشراتی است که در طبیعت می بینند. تحلیل های روانکاوی نشان می دهد که ریشه بیشتر ترس ها و اضطراب ها، خشم و تنفر ناآگاهانه ای است که در وجود ما ریشه دوانده است بدون آنکه خودمان متوجه آن باشیم. به عبارت ساده تر منشاء بسیاری از رفتارهای تهاجمی ما ترسی است که دروجودمان رخنه کرده است.
حشرات منبعی مبهم برای فانتزی ها هستند
ما آدم ها نسبت به هرآنچه شناختی درباره آن نداشته باشیم و نتوانیم آن را در کنترل خودمان دربیاوریم ترس داریم. اینکه خانم ها از حشراتی که پرواز می کنند یا می جهند مانند ملخ بیشتر از دیگر حشرات می ترسند به همین دلیل است. نقاط تاریک و مبهم زندگی این حشرات موذی، معمولا الهام بخش خوبی برای فانتزی ها و تخیلات زنانه است که ترس را هم به همراه خودش برای آن ها می آورد.
البته گاهی هم این ترس ها منشاء تجربه شده ای دارند که فرد آن ها را به نوعی دیگر در گذشته اش تجربه کرده و حالا آن خاطره ازبین رفته و فقط احساسی از آن در قالب ترس باقی مانده است. به طورمثال ذهن ناخودآگاه شما رابطه ای غیرمنطقی بین شاخک یک حشره با سبیل یک معلم خشن و دوست نداشتنی در دوران کودکی تان برقرار می کند که در ضمیر ناخودآگاهتان شما را می آزارد.
راهکارهای درمانی را در علت ترس بیابید
علت ابتلا به ترس هرچه باشد، درمان را هم باید در همانجا جست وجو کرد. برخورد تدریجی و حساسیت زدایی منظم اولین توصیه ای است که می شود برای این منظور کرد. حرف زدن، داستان نوشتن، دیدن عکس ، ماکت، فیلم های سه بعدی و حتی لمس نمونه های مصنوعی حشرات هم می تواند تاحدی راهگشا باشد. برخی معتقدند برای از بین رفتن ترس باید به یک باره با عامل ترس روبه رو شد که به هیچ وجه روش درستی نیست و می تواند باعث حمله های عصبی آنی شود و مخاطرات جدی را برای فرد ایجاد کند. به یاد داشته باشید؛ گاهی نحوه برخورد اطرافیان و اجتماع است که باعث می شود ترسی ساده به یک اختلال مزمن تبدیل شود، بنابراین خانواده و اطرافیان چنین افرادی باید مراقب تحقیرها و تمسخرهایشان برای این موضوع باشند تا اضطراب فرد را دراین باره بیشتر نکنند. بهتـــریــــن کمــــکی هم کـه این افراد می توانند به فرد گرفتار ترس بکنند این است که به غرورش لطمه نزنند، حرف هایش را درباره حسی که دارد، بشنوند و به او کمک کنند تا درباره ترسش حرف بزند..