سعید جلائیان - حدود یک ماهی از آغاز به کار دومین شب بازار خیابان شهید حنایی در حاشیه بوستان میرزا کوچک خان میگذرد. اکنون 2شب بازار در خیابان شهید حنایی و یک شب بازار در خیابان دانش فعال هستند که مزایای متعددی تا به اینجا برای زائران و مجاوران از جمله کم شدن حضور دستفروشان در پیادهروهای شلوغ و آثار منفی بسیار آن، ایجاد مکانی برای خرید زائران در شبها که بیشتر مراکز خرید به کار خود پایان میدهند و از همه مهمتر فراهم شدن شرایطی مناسب برای دست فروشانی که بدون ایجاد مزاحمت برای کسبه به فعالیت خود ادامه دهند، داشتند.
اگر بخواهیم از موفق بودن شب بازارها مطلع شویم تنها کافی است در ذهن خود به سالهای گذشته سفر کنیم و به یاد بیاوریم که هر گوشه از پیادهروهای منتهی به حرم مطهر در خیابان امامرضا به وسیله دستفروشان اشغال میشد و این شرایط افزون بر اعتراض کسبه که برای آنها مزاحمت ایجاد میشد، چهره زشتی از شهر به نمایش میگذاشت. البته شب بازارها به طور کامل نتوانستند مانع از حضور دستفروشان در خیابان امام رضا شوند اما توانستهاند تعدادی از آنها را ساماندهی کنند.
روی خوش کسبه
با کمی قدم زدن در بین غرفههای این شب بازار متوجه رفتار خوب کسبه آن با زائران میشوید. نکتهای که باعث جذب و استقبال زائران شده است. احمد رضا ثابتی و همسرش از اصفهان به مشهد آمدند. ثابتی که این بازار را برای خرید کامل سوغاتی خود انتخاب کرده است درباره آن میگوید: ویژگی عمده این بازار رفتار خوب کسبه آن است. متأسفانه این نکته را چند باری که به مشهد آمدم دیدم و در اصفهان هم از اقوام و دوستانی که به مشهد میآیند بارها شنیدم که برخی از کسبه بهویژه در ایام عید و تابستان رفتار خوبی با زائران ندارند اما اینجا افزون بر رفتار خوب قیمتها هم مناسب است.
اغلب کسبه این بازار را نوجوانان و جوانان تشکیل میدهند، مهران یکی از آنهاست. او تنها 15 سال سن دارد و در این بازار عینک آفتابی و کمربند میفروشد. او درباره این بازار به شهرآرامحله میگوید: از زمانی که این بازار آغاز به کار کرد هر شب به اینجا میآیم. من از 7 سالگی کار میکنم. قبل از اینجا کمربند به دور گردنم میانداختم و در خیابانها دستفروشی میکردم و در بازارهای مجیدیه، گلبهار و جمعه بازار جوراب، عینک آفتابی و کمربند میفروختم اما الان تنها به اینجا میآیم و روزها به خاطر گرمای زیاد هوا و اینکه شب پر انرژی باشم در خانه استراحت میکنم. بیشتر کسبه هم که مانند من دستفروش هستند نیز به همین صورت هستند دیگر دستفروشی نمیکنند زیرا ترجیح میدهند در طول روز استراحت کنند یا اجناسی که میخواهند بفروشند، فراهم کنند.
نگرانی کسبه از استمرار نداشتن این بازار
مهران تنها مشکل اینجا را نداشتن اطلاع از آینده بیان میکند و ادامه میدهد: اینجا تنها یک نقطه ضعف دارد و آن نداشتن اطلاع از استمرار این بازار است. هنوز ما نمیدانیم این بازار پس از تابستان هم دایر خواهد بود یا خیر و اگر دایر باشد با توجه به اینکه مشتریان ما همه زائر هستند باز هم رونق خواهد داشت؟
محسن، همسایه این نوجوان که کارش فروش کلاه آفتابی است و از همان ابتدا سخنان همسایه خود را دنبال میکرد ما را به آمدن به پشت غرفه و نوشیدن چای دعوت میکند. محسن که 45سال سن دارد در ادامه سخن همسایه خود میگوید: اگر میشد شهرداری در خیابانهای شلوغ و یا جاهایی که هتل زیاد در آن است برای ما یک بازار درست کند خیلی خوب میشد و ما از سرگردانی در میآمدیم.
محسن که ساکن محله مجیدیه است از شرایط زندگیاش اظهار میکند: تنها 14سال داشتم که از تربت جام به خاطر خشکسالی و برای داشتن آینده بهتر به مشهد آمدم. از همان سال اول هم در خیابانها دستفروشی میکردم. در این کار همواره با مشکلات زیادی روبهرو شدم و کسبه بارها مانع کارم میشدند. البته میدانم که آنها حق داشتند و دارند چرا که اجاره زیادی میدهند. به اینجا که رسیدیم 2پسر بچه به جمع ما اضافه شدند که فرزندان محسن بودند. او با اشاره به پسران خود ادامه میدهد: خدا به من 8فرزند داده است که بزرگترین آنها 6 سال سن دارد. 2پسر بزرگم همراه من میآیند و کمک میکنند. پس از اینجا هم برایشان دنبال کار هستم چرا که خرج آنها سخت است.
آخرین سخن محسن به تشکر از شهرداری اختصاص پیدا میکند. او در انتها میافزاید: به نمایندگی کسبه این بازار از شهرداری برای در اختیار دادن این مکان با هزینه اندک به ما تشکر میکنم و از کارکنان شهرداری که در اینجا هستند برای رفتار خوبشان قدردانی میکنم.