اتفاقات حواشی بیماری کرونا برای همه ما سخت است، اما خوب میدانیم که با همهگیر شدن آن در تمام دنیا از این وقایع گریزی نیست. باید موارد بهداشتی را رعایت کنیم، باید طبق صلاحدید مدیران آگاه خودقرنطینگی را آغاز کرده یا طبق نظر مدیران کلان کشور با رعایت پروتکلهای بهداشتی در محل کار خود حضور یابیم. این تصمیماتی که در سطح مدیریت کلان گرفته میشود بیشک فراتر از اظهار نظرهای ما با نگاه بخشی و یک جانبه است پس ما باید به مصوباتی که در این دوره اعلام عمومی میشود احترام بگذاریم و در برابر دیگر شهروندان احساس مسئولیت کنیم. اما به برخی از این تصمیمات از هر بعد و جهتی که نگاه کنیم درکشدنی نیست. تصمیماتی مانند اعطای وام یک میلیون تومانی به کارگران و یارانهبگیران. از نگاه من که با تأیید این خبر هیچ صحبتی باقی نمیماند، اما از نگاه کارگران که جدی جدی از این خبر آسیب میبینند و زندگیشان در ورطه متلاشی شدن قرار میگیرد سکوت جایز نیست.
دو روز پس از اعلام این خبر از رسانههای رسمی کشور یدا... جهانبخشی از کارگران روزمزد ایستگاه کارگران فصلی یادداشتی را با زبان بیشیله پیله خودش برای من ارسال کرد که علاوه بر غم معاش کارگران، نگران بغض و خشم ایجاد شده در اقشار مختلف شدم. خشم کارگران از بازاریان، کسبه از کارمندان، کارمندان از بازرگانان و هر قشری که نسبت به دیگری احساس تبعیض و تضییع حق دارد. درست یا غلط بودن این حس ملاک نیست بلکه ملاک نگرانی من حسی است که ایجاد شده و اگر به آن رسیدگی نشود در میان مردم تفرقهای را به وجود خواهد آورد، نفاق هم که عامل تمام دشمنیها و آشوبهاست!
یادداشت جهانبخشی به این صورت فرستاده شد:
«سلام خدمت دوستان و همکاران عزیز، من یک کارگر معمولی سادهام که در حرفه ساختمان مشغول کار و کسب روزی برای خودم و خانوادهام هستم، اما گدا نیستم! اگر کمسوادم، ولی با شعورم و نمیگذارم کسی با شعورم بازی کند. ببینید عزیزان ما کارگران بار اضافه بر دوش ملتمان نیستیم و یک وجب از خاکمان را هم با کل دنیا عوض نمیکنیم. اما بدون تعارف ما جای کسانی دیگر داریم قربانی میشویم، چون که ما کارگران مثل اون کارمند نیستیم که سر برج حقوق خود را دریافت میکند و یا بازاریای که اجناس مغازهاش با تورم گران میشود. یک کارگر سادهایم، دولت میخواهدجامعه میشود. حالا کجای این کار ایراد دارد، ایرادش اینجاست که ما باید دوباره کار کنیم تا اون ۱۲ درصد را بذاریمش رو اون پولی که اصلا وجود نداشته و بدیمش به دولت. به همین راحتی نه خان آمد نه خان رفت، به همه سرپرست خانوارها یک یا دو میلیون کمک معیشتی بدهد و این کمک هم یک پول بدون پشتوانه است، چون قرار نیست این پول خارج از کشور خرج شود و فقط خرج مایحتاج حالا این کارگر ساختمانی باشه یا راننده باشه یا کشاورز باشه یا... تا دو سال یارانه نداره و یارانهای که روی اون حساب میکرد تا مخارج زندگیشو تأمین کنه یکجا باید هزینه کنه! ببخشید دوستان من به نوبه خودم از تک تک شما بزرگواران سپاسگزاری میکنم که شبانهروز در تلاشید و از حقوق ما کارگران ساختمانی دفاع میکنید.»
با خواندن این یادداشت، من به نوبه خودم هیچ دفاعی ندارم!