رفتار مهربانانه در تعامل با دیگران، از کرامتهای اخلاقی و از برکات توسعه شخصیت انسان است. رفق و مدارا به لحاظ مفهوم و موارد کاربرد به هم نزدیکاند؛ با این تفاوت که در مفهوم مدارا، چشمپوشی بزرگوارانه در مقابل جفایی است که از طرف مقابل انجام میگیرد. جفا را نادیده گرفتن و با مهربانی بزرگوارانه پاسخدادن، مرتبهای بالاتر از رفق است. تأکید آموزههای دینی بر رفق و مدارا برخاسته از چند اصل انسانشناسانه است که با توجه به این اصول ضرورت رفق و مدارا و توصیه آموزههای دینی بر آن در زندگی اجتماعی روشن میشود. دانستن این موضوع و توان تجزیهوتحلیل آن بخش بزرگی از توسعه انسانی است.
1- انسانها در اندازهها، مراحل و حالات مختلف آفریده شدهاند و در سلیقهها، دیدگاهها، پسندها و ناپسندها متفاوتاند. این تفاوت نهتنها در نهاد انسان، بلکه از اصول مسلم حاکم بر هستی و از شگفتیهای آفرینش است که خالق علیم و حکیم در آن مقدر فرموده است.
2- انسان به «ماهو» انسان است، یعنی جدای از مذهب، عقیده، رنگ، نژاد و سرزمین، دارای کرامت ذاتی است. همه انسانها بهطور مساوی از استعدادهای الهی برخوردارند، خالق همه خدای علیم و حکیم است که هیچ موجودی را بیهوده نیافریده است و همه انسانها از منشأ واحد آفریده شدهاند و دارای حرمت و کرامت ذاتیاند.
3- زندگی انسان اجتماعی است. ساختار وجودی نیازها و خواستههای انسان تنها در زندگی اجتماعی تفسیر میشود.انسانها با همه تفاوتها و اختلافاتی که در فطرت و مهندسی -که بر اساس آن آفریده شدهاند- دارند، از زندگی در جمع و در کنار هم ناگزیر هستند. رسیدن به این سطح از دانش اجتماعی که انسان این اصول را بشناسد و به یک جمعبندی منطقی برسد که در عین رسمیت دادن و حرمت گذاردن به اختلاف آرا، دیدگاهها و تفاوتهای زندگی اجتماعی خود را بهگونهای مهندسی کند که گوارایی و همزیستی مسالمتآمیز را نتیجه دهد، بخشی از توسعه انسانی تحققیافته است.
انسان توسعهیافته نوآفرینی، تازگی، تفاوت و اختلاف در هستی بهویژه در نهاد انسان را راز تکامل و رشد میداند؛ که اگر تفاوت نبود، سکون و سکوت سراسر هستی را فرامیگرفت، جهان از حرکت میماند و فلسفه خلقت بیمعنا میشد. حرکت شتابنده رشد و تکامل از ترکیب امور مختلف و متفاوت است. هستی معنی و مفهوم علمی و منطقی خود را از کششهای گوناگون و متفاوت دارد.
این قانون فراگیر در نهاد بشر، نمودهای شگفتانگیز و اعجابآمیز آفریده است. تاریخ تمدن انسانها، گواه عینی و تجربی این راز بزرگ خلقت است. در هر دورهای از ادوار تاریخی که انسان مجال اندیشیدن داشته، تولید اندیشه و اندیشهپروری جایگاه مناسب خود را به دست آورده است؛تضارب آرا جای تنازع آرا راگرفته و انسانها در فضای آزاد از موضوع منطق و عقلانیت به اختلاف آرا و دیدگاهها نگریسته است.
جامعه بشری از برکت این قانون حکیمانه آفرینش، بهرهها برده است و در هر بازه زمانی که نظامهای جور و جهل این فرصت طلایی را از مردم گرفتهاند، آسیبها و فاجعههای هولناک جور و جهل را بر جامعه بشری تحمیل کردهاند. جامعه بشری دستآورده توسعه و پیشرفت را در بخشهای مختلف نرمافزار و سختافزار از برکت آزادی این جدال فکری و اتخاذ موضوع منطقی دارد. عقبماندگیها و توسعهنیافتگیها معلول محرومیت از این جدال احسن و روال حکیمانه است و تحمیل جزمیت، تصلب و تعصبهای کور جاهلانه با آمیزههای سیاسی، استبدادی خائنانه میباشد. برجستهترین معیار و ملاک برای شناخت خدمت یا خیانت، رد سلامت و فساد یک جریان به میزان پایبندی به این اصل زیربنایی در روز تکامل هستی و جامعه بشری است.