شهروندان به چه شورا و شهرداریای امتیاز میدهند و در ذهن آنها چه دستاوردهایی به عنوان کارنامه ثبت میشود. اداره امور محلی در ایران به علت کمبود منابع اقتصادی و انسانی و همینطور تداخل وظایف نهادهای موازی، سنگین و پیچیده است. شوراها و شهرداریها باید در تعامل با ساختارها و نهادهای قدرت باشند که وجود چند متولی و برنامههای موازی و گاه متضاد، حکمرانی محلی را با چالش روبهرو کرده است. در چنین فضایی تلاش بر این است که شهرداریها تنها به امور خدماتی و روزمره شهرها بپردازند و در سیاستگذاری نقشی نداشته باشند. حتی در همین فضا نیز اگر در زمینههای زیر، برنامههای مشخصی اجرا شود کارنامه موفقی خلق میشود. گاهی باید علاوه بر تأکید بر زیرساختهای عمرانی، شهرداری الکترونیک و ارتباطات بینالملل به فکر راههایی بود که بتواند روح زندگی را به شهر برگرداند. شهرها روح دارند و روح همان فرهنگی است که نتیجه اقدامات سیاستگذاران و اجتماعات مردمی است. گاهی شهری کدر، ترسناک، ناامن، عصبی و غمگین است و گاهی شهر شاد، رنگین، با اعتماد به نفس و زنده است. برخی اقدامات کوچک میتواند شهر را جان ببخشد.
مسیرهای دوچرخه: دوچرخه راهکار زیست سالم و نجات شهرهای بزرگ است. تکمیل خطوط سبز و ایجاد سیستمهای حملونقل شهری برای دوچرخه در مشهد میتواند این شهر را به الگویی توسعهیافته در کشور تبدیل کند. دوچرخه سلامتی، نشاط، اعتمادبهنفس و پاکی هوا را به دنبال دارد. هموار بودن مشهد و وجود پیادهروها و خیابانهای عریض امکان تکمیل نقشه مسیر سبز را فراهم میکند. همینطور جمعیت میلیونی زن و مرد دوچرخهسوار، تنها زیرساختهایی با هزینه کم را مطالبه میکند که فراموشی و نادیده گرفتن این امر به علت مشکلات محیط زیستی فرصتی تاریخی را از بین خواهد برد.
پارک محلات: پارکهای کوچک در مشهد اندک است و با توجه به اینکه در شهرها حضور و فعالیت کودکان در کوچه و خیابان خطرآفرین است، نیاز به توسعه پارکهای کوچک محلات احساس میشود. محلات به آمایشی سراسری و طراحی پارک بر اساس بافت جمعیتی هر محله نیاز دارند. تفریح، شادی و استفاده کودکان از پارکها فضای شهرها را شادتر میکند. حتی نوجوانان و جوانان نیز به پارکهایی با امکانات تفریحی و ورزشی مناسب نیاز دارند. بسیار با صحنه تجمع و گردهمایی نوجوانان و جوانانی در بولوارها و خیابانها روبهرو شدهاید که برای ورزش و تفریح مکانی امن و سالم ندارند. پارکها ماندگار خواهند شد و فضای تنفس برای شهرها محسوب میشوند.
فضاهای گفتوگومحور: شهرها به مکانهای عمومی گفتوگومحور، و شهروندان به تعامل و ارتباط با یکدیگر نیاز دارند. در گذشته بازار، سراچهها و محلهای تجمع در خیابانها و میدانها چنین نقشی داشتند اما اکنون خیابانها و ماشینها جای انسانها و تجمعات گفتوگومحور آنها را گرفتهاند. شهرداری باید نشاط و گفتوگو را به فرهنگسراها بازگرداند. فرهنگسراها شکل اداری و کلیشهای به خود گرفتهاند و باید در خدمت گروههای مردمنهاد و تشکلهای جوانان باشند. شهرها خود خرد دارند، نیاز نیست به شهروندان افکار مختلف را تزریق کرد. اگر آنها را رها کنیم، بهتر از همه سیاستمداران و صاحبان پول و ایدئولوژی میدانند صلاحشان چیست.
ساخت میدانها، مراکز گفتوگومحور و رهاسازی فرهنگسراها اقداماتی است که روح زندگی را به شهر برمیگرداند. سیاسیکاری، قوموخویشگرایی، فساد اقتصادی و تنبلی از آسیبهای شورا و شهرداریهاست که میتواند خاطره منفی از شوراها به یادگار باقی بگذارد. بازنمایی اغلب اقدامات «روتین» و ظاهری نیست، چراکه چرخاندن شهر تمیز و با برنامه از اولویتها و وظایف شهرداریهاست اما اینکه نام نیک به جای بگذارند و سنت فرهنگی، اجتماعی و عمرانی رقم بزنند اهمیت دارد. بعدها که به شورا و شهرداری فعلی نگاه میکنند چه کلمات و گزارههایی در ذهنشان نقش خواهد بست؟