عکس‌هایی از شهید «سید کمال خرازی» در گذر ایام گزارش تصویری | چهل‌ودومین شب ایستادگی مردم در خیابان و تشییع پیکر یک شهید جنگ رمضان در مشهد گزارش تصویری | تمرین تیم فوتبال استقلال گزارش تصویری | طبیعت بهاری دریاچه لفور - مازندران گزارش تصویری | وداع با پیکر مطهر ۵ شهید خراسانی حمله آمریکایی-صهیونی در حرم مطهر رضوی گزارش تصویری | پویش ملی نهال امید با حضور تولیت آستان قدس رضوی گزارش تصویری | چهل و یکمین شب حضور حماسی مردم مشهد گزارش تصویری | اطفای حریق در بازار گل مشهد گزارش تصویری | مراسم خاکسپاری پیکر شهید کمال خرازی گزارش تصویری| راهپیمایی کالسکه سواران در اربعین رهبر شهید انقلاب در مشهد گزارش تصویری | مراسم چهلمین روز شهادت رهبر شهید انقلاب اسلامی در مشهد ۲ گزارش تصویری | مراسم چهلمین روز شهادت رهبر شهید انقلاب اسلامی در حرم مطهر رضوی گزارش تصویری | بازدید فرستاده ویژه دبیرکل سازمان ملل از مناطق آسیب دیده از تجاوز آمریکایی - صهیونیستی گزارش تصویری | میناب؛ چهلمین روز شهادت دانش‌آموزان مدرسه شجره طیبه گزارش تصویری | مراسم اربعین رهبر شهید انقلاب در تهران گزارش تصویری | مراسم چهلمین روز شهادت رهبر شهید انقلاب اسلامی در مشهد ۱ گزارش تصویری | نخستین جلسه شورای اداری شهرداری مشهد در سال ۱۴۰۵ گزارش تصویری | سی‌ونهمین شب شکوه حضور مردم در خیابان‌های مشهد ۲ در رسای «برنو»، نماد ایستادگی عشایر مقابل دشمن گزارش تصویری | مراسم چهلمین روز شهادت رهبر شهید انقلاب اسلامی در حرم مطهر رضوی
سرخط خبرها
| کد خبر: ۲۵۷۰۳۴ | ۱۴:۴۹ - ۱۳۹۶/۱۱/۱۰ | دریافت تصاویر

اینجا زمانی زندگی در جریان بوده...

. یک روز از مدرسه که برمی‌گشت متکا را بر می‌داشت با مداد سیاهش هر چه در کلاس امروز یاد گرفته بود روی دیوار می‌کشید. مادرش که می‌رسید بدو بدو متکا را سر جایش می‌گذاشت و به نوشتن مشق‌هایش ادامه می‌داد. یا مثلا یک بار پدربزرگ همان اوایل پاییز، خواسته بود لوله بخاری را در جایش جا بزند اما دیواری که نم برداشته بود، گچ‌هایش ریخت. بعد از آن بخاری برای همیشه جلوی دیوار قرار گرفت و کسی دیوار و خرابی‌اش را ندید. فکر می‌کنم اوایل مرداد بود، یا خرداد، مادر تمام سرویس آشپزخانه را با انگور ست کرده بود.اینجا یک بار، یک نفرلب پنجره ایستاد. همینطور که داشت نان‌های خشک شده را برای یاکریم‌ها خیس می‌کرد، آجرهایی را دید که به بالا می‌روند و قرار است برج ‌شوند. از آن روز به بعد از پنجره فقط یک دیوار آجری دیده می‌شد.اینجا زمانی زندگی در جریان بوده، زمانی کسی عاشق شده و زمانی کسی متولد. اینجا برای آدم‌هایش پر است از رازهایی که بوده و پوشیده شده. اینجا زمانی امن‌ترین نقطه زندگی بوده اما حالا «احتمال خطر ریزش وجود دارد».
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
Start Google Analytics Code <-- End Google Analytics Code -->