حضور زنان به سیاست رفاه کمک می‌کند

  • کد خبر: ۲۸۰۲
  • ۱۰ مرداد ۱۳۹۸ - ۰۷:۵۴
حضور زنان به سیاست رفاه کمک می‌کند
سخنرانی دکتر الهه کولایی در نشست «جایگاه زنان در مطبوعات ایران»

رضوانی| ریشه مطالبات اجتماعی و سیاسی زنان در ایران به صورت جدی به مشروطه برمی گردد. در این بیش از یک سده شاید بشود گفت مطبوعات و رسانه ها، مهم ترین سنگر و در عین حال دموکراتیک ترین روش برای بیان مطالبات زنان به عنوان نیمی از افراد جامعه بوده است. «دانش» نخستین مجله اختصاصی زنان در ایران بود که از ۱۰رمضان ۱۳۲۸ق. تا ۲۷ رجب ۱۳۲۹ق. در تهران انتشار یافت. این سرآغاز رشته ای بود که تا امروز ادامه دارد. نیاز زنان به بیان خواسته های خود، آنان را بر آن داشت که نشریاتی با محوریت این قشر راه بیندازند و از این طریق در مسیر آموزش، آگاهی بخشی و اطلاع رسانی گام بردارند. اما به گفته دکتر الهه کولایی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، در نشست «جایگاه زنان در مطبوعات ایران» که در مؤسسه کرانه حضور برگزار شد، غیر از نشریاتی که خود زنان راه اندازی کرده اند، سهم آنان در مطبوعات بسیار کم بوده است. او این مورد را مرتبط دانست با این جمله که: هر جا قدرت هست، زنان نیستند. آنچه در ادامه می آید بخشی از سخنان او در این نشست است که به همت بنیاد امور ایرانیان خراسان رضوی برگزار شد.


امام(ره) به زنان تکلیف کرد در اجتماع حضور پیدا کنند
از زمانی که تکاپوی ایرانیان برای دستیابی به حقوقشان آغاز شد، یعنی از صدر انقلاب مشروطه، زنان هم با وجود محدودیت هایی که با آن مواجه بودند وارد عرصه های اجتماعی شدند. این تلاش ها را از طریق چاپ و انتشار محتوای فعالیت های زنان از دوره مشروطه تا امروز شاهد هستیم. تلاش هایی که پیشگامان این عرصه انجام می دهند از یک سو برای این است که به بیان مطالبات زنان بپردازند و از سوی دیگر به ارتقای آگاهی های زنان از حقوقشان کمک کنند. چه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و چه بعد از آن، به تبع باز شدن فضای سیاسی و ایجاد شرایط مناسب برای بیان مطالبات مردم، مثل شرایطی که در فضای پس از شهریور 1320 به‌وجود آمد، ما موازنه ای را بین نیروهای اجتماعی و سیاسی شاهد بوده ایم که به باز شدن فضای فعالیت های زنان در مطبوعات به طور نسبی دامن می زند.
در انقلاب مشروطه زنان در فعالیت های اجتماعی و سیاسی شرکت و از طریق مطبوعات سعی می کنند به جنبش کمک کنند، اما پس از تصویب قانون اساسی مشروطه، زنان در کنار صِغار و مهجوران قرار می گیرند و بر خلاف انتظاری که داشتند به عنوان صاحبان حق رأی نمی توانند وارد پارلمان شوند. این اتفاق خاص ما نیست و مانند آن را در انقلاب فرانسه و بسیاری از انقلاب های اروپایی می بینید.
اما اتفاقی در انقلاب اسلامی می افتد‌که برای اولین بار است و آن هم اینکه یک مرجع و رهبر مذهبی، با فتوا در مورد ضرورت حضور زنان در خارج از خانه ها حکم می دهد: «زنان باید در مقدرات اساسی کشور شرکت کنند.» این یک تصویر جدید است، چون تا پیش از آن زنان باید به نام دین در خانه ها می ماندند و نباید مشارکت اجتماعی می داشتند، تا جایی که خیلی از علما شنیدن صدای زن را جایز نمی دانستند، در حالی که دیدگاه رهبر انقلاب این بود که زنان باید در تظاهرات شرکت کنند و بر سر رژیم پهلوی فریاد بزنند. و این به عنوان تکلیف مطرح شد.


هر چه فضای سیاسی بازتر، مجال‌حضور زنان بیشتر
فعالیت زنان در کشور ما، مثل همه کشورهای مشابه ما ارتباط مستقیم با فضای سیاسی، نگاه سیاسی و سطح دموکراتیک سازی پیدا می کند. یعنی هر چه فضای سیاسی بازتر، مجال حضور زنان مهیاتر.
انتشار نشریات خاص و اصولا نشریاتی که به عنوان خاستگاه و نمایشگاه بیان مطالبات مردم مورد توجه قرار گرفته اند برآمده از فضایی است که در طول قرن بیستم، به ویژه پایان آن ایجاد می شود. به دلیل اراده و خواست مردم برای بیان و پیگیری مطالباتشان و نقد عملکرد نهادهایی است که وظیفه دفاع از منافع آن ها را در سطوح مختلف دارند. چون رابطه ای مستقیم بین کارکرد همه نظام های سیاسی در جهان و سوءکارکردشان با عملکرد رسانه ها وجود دارد. فضایی که رسانه ها به وجود می آورند، از یک‌سو آیینه تمام نمای مطالبات مردم و از‌سوی دیگر تصویری است که مردم از عملکرد دولت ها دارند. از یک سو رسانه ها می توانند به بیان مطالبات و خواسته های مردم تمرکز و از طرف دیگر به آموزش در سطوح مختلف کمک کنند. طبیعی است که نیازی نیست اشاره کنم به رادیو و تلویزیون که در سطح جامعه بزرگ ترین وظیفه هنجارسازی و جامعه پذیری و انتقال ارزش ها را به عهده دارد و اگر نتواند وظایفش را به درستی انجام دهد آن‌وقت منافع یک کشور در برابر نیروی بیرونی تهدید خواهد شد. بنابراین مطبوعات آزاد به درستی به عنوان یکی از ارکان دموکراسی یا حکومت های مبتنی بر اراده مردم شناخته شده اند.


ساده ترین کار در جوامع توسعه نیافته، پاک کردن صورت مسئله است
اما در کدام جامعه، مطبوعات می توانند به صورت آزاد فعالیت کنند که همراه با آن زنان هم بتوانند در آن مطبوعات به بیان مطالبات و خواسته های خودشان بپردازند؟ مطبوعاتی که از حفاظت ها و حمایت های قانونی برخوردار باشند، مطبوعاتی که بتوانند با شفافیت واقعیت های جامعه را بیان کنند، بتوانند دردها را منعکس کنند.
واقعیت در جوامع کمتر توسعه یافته به این مفهوم نیست و در خیلی از مواقع با سنت عقب مانده پاک کردن صورت مسئله رو به رو می شویم. یعنی در خیلی از مواقع شاهد هستیم که بستن مطبوعات و سانسور به اشکال مختلف امکان انتقال تصویر واقعیت های جامعه را از بین می برد و در این میان زنان از آسیب پذیرترین اقشار جامعه هستند که در طرح مطالبات خودشان با دشواری ها و موانع جدی رو به رو هستند. بسته شدن و توقیف شدن روزنامه ها به خوبی نشان دهنده نبودن تحمل لازم در برابر طرح واقعیت هایی است که خیلی از اوقات چندان خوشایند هم نیستند اما وجود دارند و باید با روش های علمی و مطالعات امروزی و استاندارد جهانی به آن ها پاسخ داده شود.
پاک کردن صورت مسئله این خطر را دارد که آن مسئله رشد کند، ریشه بدواند و در طول زمان بزرگ و بزرگ تر شود. حسن و کارآمدی ای که نشریات و رسانه ها در کشورهایی مانند ایران می توانند داشته باشند این است که به طرح واقعیت ها، هر چند نامطلوب و ناگوار برای تصمیم گیرندگان و برای مجریان کمک می کنند و می توانند آنان را در، مسیر اتخاذ تصمیم های درست و راه حل های مناسب با پذیرش دردهای موجود یاری برسانند.


جهانی شدن لزوم توجه به مسائل زنان را افزایش داده است
مسئله زنان به دلیل پدرسالاری در کشور ما و در غرب آسیا مسئله خاصی است. ما با دو نوع استضعاف یا استثمار در طول تاریخ مواجه بوده ایم، برای همین ناچاریم نگاهی ویژه به مسئله زنان داشته باشیم. جهانی شدن این انتظارات را به شدت افزایش داده است. الان نیاز نیست سفرهای جغرافیایی انجام شود. افراد در خانه ها این سفرها را انجام می دهند. تمام موانعی که زمانی به شکل مکانیکی در مهار قدرت بود، امروز برداشته شده است. هیچ حصار و ایمنی ای جز حصار و ایمنی درونی وجود ندارد. دیگر نمی شود دیوار کشید. از آنجا که مسئله زنان در کشور ما یکی از سیاسی ترین مسائل بوده و هست، حضور زنان در مطبوعات نیز ارتباط مستقیم با فضای سیاسی و شرایط کنش سیاسی و اجتماعی و فرهنگی دارد. جمله معروفی هست که می گوید: هر جا قدرت هست، زنان نیستند. همه جای دنیا هم همین است. در مطبوعات هم همین طور است. دوستانی که در مطبوعات کار می کنند می دانند که سهم و نقش زنان در راهبری روزنامه ها، قدرت تصمیم گیری در شوراهای سردبیری و شوراهای نویسندگان خیلی کم است -مگر اینکه مجله زنانه باشد. یعنی هر جایی که قدرت هست، زنان نیستند. چرا؟ به دلیل اینکه قدرت همیشه متمرکز و مردانه توزیع شده است.
شما بعد از گذشت 40سال می بینید که هیچ گاه سهم زنان در مجلس کشور ما بالای 5 درصد نبوده است. مطبوعات هم از این توزیع قدرت برکنار نیست. وقتی به ساختار قدرت در خانواده برمی گردیم نیز همین را می بینیم. ساختار قانون پوسته ای است که بر روابط اجتماعی پوشانده می شود، و اگر این ساختار نتواند متناسب با این روابط تغییر کند با نبود تعادل رو به رو می شویم که شده ایم. افراد همین کشور وقتی وارد نظام های دیگر می شوند رفتارهایشان به شکل دیگری در می آید. چرا بچه های ما به کشورهای دیگر که می روند زندگی های پایدار دارند؟ اینکه با این نابسامانی ها رو به رو هستیم باید ما را متوجه نارسایی های درونی بکند.


فضای مجازی مکانی برای بروز مطالبات زنان
آنچه امروز مورد توجه قرار گرفته، نقش زنان در فضای مجازی و استفاده از آن برای مطالبات و خواسته هاست. اینجا هم با گرایش های سیاسی شدید رو‌به‌رو هستیم. این شبکه ها آسیب های خودش را دارد و انتظاراتی را هم به‌وجود می آورد. در عین حال به آگاهی کمک می کند. در مورد کشور ما این دسترسی ها کاملا با جریان های مدیریت شده به هم پیوسته است. دولت های کارآمد دولت هایی هستند که تقاضاها و واقعیت ها را ببینند و به آن جواب بدهند. جمع بندی من تأکید بر نقش مطبوعات است، بر بیان مطالبات مردم و گسترش آگاهی های اجتماعی، بر ایفای وظیفه آموزش و ارتقای فرهنگ در جامعه، برآشنا کردن مردم با حقوق خودشان و دیگران، برآگاهی مردم از تجربه های موفق و شکست خورده دیگران و آگاهی مردم از تحولاتی که امروز جهان را به سرعت در برمی گیرد.
تاریخ 100ساله ما برای دست یابی به دموکراسی نشان داده است که زنان هر جا که فضای مناسبی برای ایفای نقش های اجتماعی دیدند به عرصه آمدند، آن ها جدای از ایفای نقش مادری و نقش زنانگی خودشان، در درون جامعه هم حس مادرانه را ترویج کرده‌اند. به همین دلیل است که می گویند حضور زنان در حیات اجتماعی کشورها به سیاست قدرت کمک نمی کند، بلکه به سیاست رفاه کمک می کند. چون زنان با همان نگاه مادری به فکر بهبود شرایط عمومی جامعه و کمتر به دنبال منازعات قدرت هستند.


ارجاع مشکلات به بیرون مسئله را حل نمی کند
از طریق امکاناتی که آمده است، زن ایرانی می تواند خودش را با زنان کشورهای دیگر مقایسه کند. افزایش آگاهی ها، انتظارات و کارآمدی، ارائه پاسخ های اقناع کننده را الزامی می کند. در واقع با ارجاع همه این تحولات به جنگ نرم و به مداخلات بیرونی، مسئله حل نخواهد شد. مسئله باید در داخل ریشه یابی شود. به ویژه با تصویری که امام خمینی(ره) ارائه کرد: «زنان باید در مقدرات اساسی کشور مشارکت کنند.» چگونه؟ با کدام ابزار؟ در چه فرایندی؟ این ها آرمان های انقلاب اسلامی است. نمی شود این واقعیت ها و دستاوردها را انکار کرد و نادیده گرفت. اما متأسفانه امروز می بینیم جمهوری اسلامی در شرایطی قرار می گیرد که نهادهای بین المللی به ما فشار می آورند که اجازه بدهید زنان بروند در ورزشگاه فوتبال نگاه کنند. و این خیلی زشت است که ما به دلیل فشار بیرونی این تغییرات را اعمال کنیم و نه بر اساس تقاضای درونی با ایجاد شرایط مناسب و تمهیدات لازم.
جهانی شدن یک واقعیت است. هیچ حکومتی نتوانسته است با پاک‌کردن صورت مسئله، مسائلش را حل کند. پاک کردن صورت مسئله، مسئله را باقی می گذارد و این مسائل تبدیل می شود به ابزاری برای بهره برداری های دیگران. یک نظام کارآمد این تقاضا را در داخل با استفاده از ظرفیت های داخلی پاسخ می دهد.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.