فهیمه شهری - به مناسبت روز ازدواج، سراغ دکتر مرتضی روحانی، روانشناس و عضو هیئت علمی دانشگاه، رفتیم تا از پیش شرطهای یک ازدواج موفق برایمان بگوید. اگر میخواهید بدانید دوستیهای قبل از ازدواج چه تأثیری بر کیفیت ازدواج دارد، شرطهای اولیه برای داشتن یک ازدواج موفق چیست؟ چرا درصد طلاق در ازدواجهایی که با عشقهای آتشین آغاز میشوند، بالاست؟ و زبان عشقورزی همسرتان چیست؟ در ادامه مطلب با ما همراه باشید.از نظر دکتر روحانی، «رضامندی»، «پایداری» و «تعالی»، سه شاخصه اصلی خوشبختی هستند. او در تعریف «رضامندی» میگوید: وقتی فردی به سفر میرود ممکن است در مسیر با مشکلاتی مانند پیدا نکردن مکان مناسب برای استراحت، جریمه شدن و ... مواجه شده باشد اما وقتی باز میگردد، برآیندش از سفرش مثبت است و رضایت کلی از آن دارد. همچنین زوجین خوشبخت در نوسانات احساسات خوب و بد زندگیشان، نوعی ثبات دارند و آنگونه نیستند که مانند بعضیها با شور و احساسات فراوان زوجیتشان را آغاز کنند اما تداوم نیابد. بنابراین «پایداری» را دومین شاخصه خوشبختی معرفی میکنیم و سومین شاخصه هم «تعالی» است که در احادیث و آیات قرآن نیز به آن اشاره شده است و این تعالی روح فقط در زوجیت اتفاق میافتد و در روابط دوستی حاصل نمیشود.او درباره ازدواجهایی که با عشقهای آتشین آغاز میشوند، بیان میکند: درصد طلاقهای رسمی و عاطفی در این ازدواجها بیشتر از دیگر ازدواجهاست و علتش هم به این مربوط میشود که در مغز انسان، دو قسمت اصلی داریم؛ یکی مرکز «احساسات و هیجانات» و دیگری مرکز «استدلال و تجزیه و تحلیل». این دو قسمت رابطه الاکلنگی با یکدیگر دارند بدین معنی که وقتی شدت احساسات بالا باشد، قدرت استدلال منطقی پایین میآید و برعکس. بنابراین کسانی که با عشقهای آتشین، همسرشان را انتخاب میکنند چون مرکز احساسات مغز به شدت تحریک شده است، مرکز استدلال منطقی در پایین قرار دارد و فرد نمیتواند به درستی خصوصیات و نقاط ضعف طرف مقابلش را متوجه شود. از طرفی معمولا زیبایی ظاهری، مؤلفه اصلی افراد در انتخاب کسانی است که نسبت به آنها عشقهای آتشین دارند. در واقع چنین انتخاب همسری مانند این است که فرد از پشت ویترین مغازه، یک لپ تاپ خوش رنگ اما کم کیفیت را انتخاب و خریداری کند. حال اگر این فرد یک مهندس باشد و بخواهد با نرم افزارهای سنگین کار کند، لپ تاپی که خریده نمیتواند نیاز او را برآورده سازد و نسبت به انتخابی که داشته است، دیگر احساس رضایت ندارد.
دوستیهای قبل از ازدواج
او با اشاره به تأثیر دوستیهای قبل از ازدواج، به ذکر مثالی میپردازد و توضیح میدهد: اگر فردی با دوستش قرار ملاقات گذاشته است و او دیر بیاید ممکن است در قالب دوستی بگوید «خیلی بی شخصیتی چرا دیر کردی» اما هیچ وقت نمیتواند وقتی با پدرش قرار دارد و دیر میآید چنین عبارتی را برای پدرش بهکار ببرد. اگر هم چنین بگوید، دیگر آن رابطه فرزند و پدری برقرار نیست چراکه ما انسانها نمیتوانیم با یک نفر، دو باند ارتباطی داشته باشیم به عنوان مثال، پدر و مادر میتوانند با فرزندشان صمیمی شوند اما نمیتوانند با او دوست باشند چون والد بودن و دوستی، هر کدام اقتضائات مختلفی دارند. درباره ازدواج هم چون نوع روابط و دیالوگها در یک رابطه دوستی بسیار متفاوت از رابطه زوجیت است، دوستیهای طولانی مدت قبل از ازدواج، تبعات منفی برای زوجین دارد. در این راستا افراد زیادی هستند که به ما مراجعه میکنند و میگویند به عنوان مثال 5 سال با یکدیگر دوست بودیم و مشکلی نداشتیم اما از وقتی ازدواج کردهایم دائم با یکدیگر به مشکل میخوریم. به عقیده روحانی، در چنین ازدواجهایی، وقتی تقاضاهای مخصوص زوجیت، خودشان را نشان میدهند مانند موجی است که با موج روابط دوستی با هم برخورد میکنند و زندگی آنها دچار تلاطم میشود چراکه انسانها نمیتوانند با یکدیگر دو باند ارتباطی داشته باشند.
این روانشناس ادامه میدهد: موضوعی که به آن اشاره کردیم درباره دیگر روابط هم حاکم است به عبارتی دیگر اگر زوجی بخواهد با یکدیگر همکار باشند، چون تقاضاهای زوجیت با تقاضاهای کاری برخورد میکنند، احتمال اختلاف بین چنین زوجی بیشتر از دیگر زوجین میشود.او «آمادگی» و «هماهنگی» را 2شرط مهم در داشتن ازدواج موفق میداند و میگوید: همانطور که برای رانندگی کردن به کسب آمادگیهای لازم نیاز داریم، پدیده مهم، با عظمت و پیچیده زوجیت هم به یک سری آمادگیها نیاز دارد اما متأسفانه سبک تربیتی ما به گونهای نیست که جوانانمان این آمادگیها را کسب کنند؛ خانوادهها بیشتر دنبال موفقیتهای درسی و شغلی فرزندانشان هستند و در دانشگاهها و مدارس هم مهارتهای زندگی مشترک آموزش داده نمیشود بنابراین عدهای از جوانان ما برای پذیرفتن نقشهای همسری، مستقل شدن، رابط شدن بین دو خانواده و ... آماده نیستند. منظورمان از هماهنگی نیز همان «کفویت» است که در اسلام به آن اشاره شده است.
هموار کردن جاده زندگی
او یادآور میشود: یک دختر و پسر برای اینکه ازدواج موفقی داشته باشند، باید برای ریسکهای زندگی مشترک برنامه داشته باشند. در واقع اگر یک زوج، سوار ماشین زندگی، وارد جاده میشوند، چنانچه بالابر شیشه ماشین مشکل داشته باشد، یک ضعف است اما آنها را از ادامه مسیر بازنمیدارد ولی اگر باک بنزین خالی باشد و زن و شوهر ندانند چطور با یکدیگر گفتوگو کنند، تا زمانی که این مهارت را فرا نگیرند، نمیتوانند زندگی خوبی داشته باشند. همچنین ازدواج با افرادی که به تازگی با شکست عشقی مواجه شدهاند یا دچار اعتیاد، وسواس، افسردگی و ... هستند ریسک بسیار بالایی دارد.او با اشاره به تفاوتهای روحی و اخلاقی زن و مرد و لزوم شناخت آن، میافزاید: مردان زمانی که دچار احساسات ناخوشایند میشوند نیاز دارند برای مدتی تنها باشند اما خانمها در چنین مواقعی، برعکس مردان نیاز به یک شنوده دارند تا با او صحبت کنند. حال اگر زن و شوهری همین مسئله ابتدایی را ندانند، هیچ کدام نمیتوانند موجبات آرامش دیگری را فراهم کنند بنابراین ضروری است که همه دخترها و پسرها، قبل از ازدواج، از طریق مشاوره و مطالعه کتابهای مربوط، به شناخت درستی نسبت به جنس مخالف برسند.او در ادامه به زبان عشق همسران اشاره میکند و میگوید: نیاز به «تأیید، تشویق و تحسین»، «هدیه دادن»، «وقت گذاشتن»، «خدمت کردن (کمک کردن در کارهای داخل خانه)»، «تماسهای جسمی و جنسی» 5 راه عمده ابراز علاقه زوجین به یکدیگر است که لازم است نسبت به آن شناخت داشته باشند چراکه ممکن است به عنوان نمونه، مردی گمان کند همین که با همسرش رابطه جنسی دارد و برایش خدمتکار گرفته، نشان دهنده علاقهاش به او است اما همسر همین فرد اگر زبان ابراز و دریافت عشقش، وقت گذاشتن یا هدیه دادن باشد، تا زمانی که همسرش زبان عشق او را به کار نبرد، گمان میکند که مورد توجه نیست و همسرش او را دوست ندارد.