رضا سلیماننوری| درست در همان شبی که خبر تنفیذ حکم ریاستجمهوری حسن روحانی از سوی رهبر انقلاب و آغاز سکانداری 4 سال نخست او بر قوه مجریه جمهوری اسلامی خبرِ یکِ رسانههای بزرگ و کوچک دیداری و شنیداری و مکتوب و غیرمکتوب داخلی و خارجی شد، یعنی شب 12 مردادماه 1392 خورشیدی، اتفاق مهم دیگری هم در صحنه فرهنگ و هنر این مرز و بوم رخ داد. خبری بس مهم که اگر آن را همسطح تغییر کلیددار ساختمان پاستور ندانیم، دستکم میتوانست در حد خبر دوم کشوری باشد؛ اما برخلاف انتظار اهالی فرهنگ، برخی شبکههای خبری به آن در حد یک خبر کوتاه اشاره کردند و برخی دیگر از همین لطف کم نیز به اهالی فرهنگ دریغ کردند.
بهراستی حق گفتهاند که اهالی فرهنگ و هنر همیشه مظلوم بودهاند، هستند و خواهند بود. از خود میپرسید این خبر چه بود که انعکاس نیافتن آن یا به عبارت بهتر، انعکاس نادرستش تا این حد بر من گران آمده است. در پاسخ باید بگویم درگذشت مرشد ولیا... ترابی روی تخت بیمارستان خبری بود که داد مرا به نبود عدالت خبری درباره اهالی هنر به آسمان بلند کرد.
مگر ما چند شخصیت برجسته در هنر نقالی و پردهخوانی داشته و داریم که درگذشت یکی از بزرگترین و برجستهترین آنها را اتفاقی مهم ارزیابی نکنیم و خبر آن را بهدرستی انعکاس ندهیم؟
مگر چند هنرمند داشته و داریم که همزمان هم تعزیهخوانی بدانند و هم شاهنامه را حفظ داشته باشند که رفتن یکی از آنان ناراحتمان نکند؟ مگر چند خاک صحنه خورده داشته و داریم که هم گُل کُشتیخوانی را به بهترین نحو اجرا کنند و هم بر رموز ریز و درشت نقالی مذهبی اشراف کامل داشته باشند تا درگذشت یکی از ایشان غمگینمان نکند؟
مگر چند پیشکسوت هنرهای نمایشی داشته و داریم که با طومار و طومارنویسی حماسی و مذهبی آشنا باشند و این هنر در حال انقراض را پاس دارند که حال از کنار رفتن همیشگی یکی از آنها به سادگی هرچه تمامتر بگذریم.
مگر و مگر و مگر و هزاران مگر ناگفته دیگر که بیشک با گفتن هیچکدام از آنها ضایعه بزرگ از دست دادن فردی چون مرشد ترابی نهتنها برای هنر نقالی، بلکه برای تمام هنرهای نمایشی و از آن بالاتر برای فرهنگ کهن این مرز و بوم ذرهای جبران نخواهد شد.
مرشد ترابی هنرمندی بود با شیوهای خاص و یگانه در اجرای هنر خود که اگر در هر جای دنیا زندگی میکرد، کارگاهی برای آموزش روش او برپا میکردند و او را به بهترین نحو حمایت میکردند؛ چون با روش او میشد همه قصههای عالم را طوری نقل کرد که برای مخاطب هر دورهای جذاب باشد.
مرشد ترابی هنرمندی چندوجهی بود که قدرش بهدرستی دانسته نشد و با گنجینهای از هنر اصیل ایرانزمین از جمع ما رفت. گنجینهای که بیشک بسیاری از ظرایف آن برای همیشه از دسترس ما دور خواهد ماند.
به نظر میرسد اهل فن این فقدان را اکنون که 6 سال از آن شب میگذرد، به بهترین وجه لمس کردهاند. فقدانی که در اصل برابر با فراموشی بخشی از فرهنگ و ادبیات و هنر این مرز و بوم برای همیشه است.
امیدوارم روزی برسد که دیگر به این راحتی ذخایر فرهنگی خود را از دست ندهیم.