مریم قاسمی| انتظار تبدیل شدن یک فرد به شاعر با حضور در یک کارگاه شعر همانقدر نابجاست که بخواهیم کلمات را درون دستگاهی بریزیم و طی فرایندی صنعتی از آن ابیات شعر تحویل بگیریم! با این حال جالب است که برخی با همین انتظار در کارگاههای شعر حضور پیدا میکنند و به نظر میرسد شیوه آموزشی تعدادی از این کارگاهها چنین تصوری را در آنها شکل داده است. در این کارگاههای شعر که به جای ارائه اطلاعات مفید به هنرجویان شعر، اشعار با سلیقه و سبک و سیاق استاد نقد، اصلاح و حتی تکمیل میشود، هنرجویان در سرودن تا حد زیادی شبیه به استادشان میشوند در حالی که این با فردیت شاعر و ذات سرایندگی او در تضاد است. به همین دلیل است که خیلی از شاعران از پایه چنین کارگاههایی را نادرست میدانند و معتقدند آموزههای آنها نه تنها کمکی به شاعر نمیکند بلکه راه خلاقیت را نیز بر او میبندد. این منتقدان فردیت شاعر را فراتر از آن میدانند که تجربه دیگران را سرلوحه شعر گفتن قرار دهد.
با این همه عدهای نیز معتقدند کارگاههای شعر در شکلی که بتواند زمینههای علمی و تجربیات شاعر را پررنگ کند نقش مؤثری در موفقیت او خواهد داشت. از نظر این افراد، معضل اصلی کارگاههای شعر، مدیریت افراد بیصلاحیت و غلبه سلیقه استاد است. در حقیقت، این معضل در مشهد پس از تعطیل شدن انجمنهای شعر در دهههای 70 و 80 نمود بیشتری پیدا کرد. در آن زمان، اداره ارشاد با راهاندازی تعدادی انجمن ادبی، فعالیت دیگر انجمنها را محدود کرد و پس از مدتی، فعالیت انجمنهای ادبی زیر نظر ارشاد نیز رفتهرفته متوقف شد، اتفاقی که اگر نمیافتاد، شاید ضربه حذف انجمنها تا این حد اثرگذار نمیشد و کارگاههای شعر غیراصولی رواج پیدا نمیکرد.
اینکه امروز در این کارگاهها چه اتفاقی میافتد، مسائل مطرحشده در کارگاه تا چه حد به شاعر کمک میکند و آیا چنین کلاسهایی میتواند تضمینکننده پیشرفت و موفقیت شاعر باشد پرسشهایی است که در گفتوگو با محمد نیک، یوسف بینا و الهام میزبان، 3 شاعر باتجربه مشهدی، به آن پرداختهایم.
استادانِ تازهازگردراهرسیده!
پیش از انقلاب، چند انجمن ادبی از جمله انجمن مرحوم «سرگرد عبدالعلی نگارنده» و «استاد محمود فرخ» فعال بود که شاعران و ادیبان شناختهشدهای در آنها شرکت میکردند. پس از انقلاب نیز انجمن فرخ که به دلیل فوت استاد تعطیل شده بود با حضور پسرش و احمد کمالپور دوباره راهاندازی شد. این انجمنهای ادبی به سبب آنکه افراد سرشناسی در آنها حضور مییافتند و محل یادگیری بسیاری از صنایع ادبی بود، به نوعی، کارگاه شعر محسوب میشد. محمد نیک، شاعر پیشکسوت مشهدی که سابقه برگزاری چندین انجمن ادبی را در کارنامه خود دارد، با تأکید بر این موضوع تصریح میکند که استادان و پیشکسوتان در این جلسات با نقد اشعار، بسیاری از صنایع و مسائل ادبی را به علاقهمندان و شاعران نوپا آموزش میدادهاند.
او میگوید: در گذشته حدود 5 انجمن ادبی فعال داشتیم که تعدادشان در مقایسه با امروز بسیار کم اما کیفیت آنها بسیار بالا بود
در حالی که امروز تعداد زیادی انجمن ادبی و کارگاه شعر برگزار میشود که بیشتر آنها بدون اصول هستند و افرادی بیصلاحیت آنها را مدیریت میکنند. سراینده دفتر «هرگز گلی را پرپر نکردم»
به همان سان معتقد است که کارگاههای شعر یا انجمنهای ادبی که در آن افراد تجربیاتشان را در اختیار هم قرار میدهند قدمی رو به جلو برای علاقهمندان به شمار میرود زیرا شاعر میتواند با حضور در آنها اشکالات شعری خودش را متوجه شود و از تجربیات افراد پیشکسوت استفاده کند و این گام مهمی در یادگیری صنایع و مسائل شعری محسوب میشود.
او میگوید: متأسفانه الان هر کسی از راه رسیده است یک پیشوند «استاد» هم به خودش چسبانده و انجمن یا جلسهای ادبی راه انداخته است. از همین روست که این جلسات که میتوانند کارگاه شعر هم بهشمار بروند خروجی مناسبی ندارند. در این کارگاهها گاه اشعاری خوانده میشود یا اتفاقاتی میافتد که خارج از عرف است. به باور نیک، فعالیت انجمنها و کارگاههای ادبی نیاز به نظارت از سوی اداره ارشاد و حوزه هنری و آفرینشهای هنری آستان قدس دارد تا افرادی باصلاحیت آنها را اداره کنند.
تضاد میان کارگاهها
یوسف بینا، شاعر و منتقد ادبی، که سالهاست در مجامع ادبی مشهد حضور دارد و مسئولیت برگزاری چند کارگاه شعر را نیز برعهده داشته است میگوید: کارگاههای شعر از نظر فرم برگزاری مقوله جدیدی در ادبیات بهشمار میآیند، هرچند محتوای آنها همان محتوای انجمنهای ادبی سنتی است که با محوریت یک یا چند شاعر استاد برگزار میشد و در آنها ضمن ایجاد یک حلقه ادبی، از آموزش ادبیات و پرورش ذوق شاعران جوان و نوجوان نیز غفلت نمیشد. انجمنهای ادبی مشهور خراسان در قدیم و بقایای آنها تا همین چند سال پیش در مشهد از این نمونه است. اما امروز کارگاههای شعر ضمن تفاوتهای فرمی که با آنگونه انجمنها دارند، در واقع باید وظیفه همان انجمنها را انجام دهند. با این حال، از آنجا که ادبیات و شعر مقولههایی هستند که تا حد زیادی به ذوق و سلیقه و سبک شخصی شاعران وابستهاند، محتوای کارگاهها نیز به فراخور شخصی که به عنوان استاد برای کارگاه انتخاب میشود، متفاوت است و این مسئله وقتی حاد میشود که میبینیم محتوای مثلا 2 کارگاه ادبی با یکدیگر در تضاد کامل هستند.
سراینده کتاب «ریمیا» خاطرنشان میکند: علاوه بر دخیل بودن ذوق و سلیقه و سبک شخصی، غفلت از اصول اساسی ادبیات فارسی و بعضا بیسوادی یا کمسوادی اشخاص بهاصطلاح «استاد» در کارگاههای شعر باعث بروز چنین تضادهایی میشود.
به باور من، از یک سو نهادهایی که به طور تخصصی متولی امور شعر و ادبیات هستند مثل حوزه هنری و ... باید نظارت و تولیت کارگاههای ادبی را برعهده بگیرند و از سوی دیگر،شاعران جوان، خود، باید در جستوجوی استادی برای فراگرفتن اصول اساسی ادبیات و پرورش ذوق ادبی و استعدادهای شعری خود برآیند. اگر این 2 اراده بهطور کامل وجود داشته باشد، حتما شاهد رونق کارگاههای شعر خواهیم بود، چنانکه در سالهایی از دهههای اخیر شاهد رشد انجمنهای ادبی با همین 2 رویکرد بودهایم.