موشکافی واژه«طلایه‌داران»؛ کلمه محبوب مدیران و مسئولان

  • کد خبر: ۳۱۰۱
  • ۱۵ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۵:۳۷
موشکافی واژه«طلایه‌داران»؛ کلمه محبوب مدیران و مسئولان
قاسم فتحی - خبرنگار شهرآرا

«طلایه‌دار» شاخ‌درآرترین و لوس‌ترین واژه‌‌ ممکن برای توصیف خبرنگار آن‌هم در روز خبرنگار است. بیاییم درباره این واژه محبوب و بخشنامه‌ای و دستوری بیشتر با هم حرف بزنیم و کمی آن را موشکافانه بررسی کنیم:
نزدیک به‌ روز «خبرنگار» همه در یک نهاد یا سازمان، تصمیم می‌گیرند، افزون بر تقدیر و تشکر از مدیریت روابط‌عمومی و کارشناسان مربوط سَری هم به تحریریه یک روزنامه بزنند. اما این بازدید ملزوماتی دارد و مقدماتی. مثلا یکی‌ دو روز قبلش این واژه را می‌چپانند توی یک جمله عصا قورت‌داده مصنوعی و بعد پایین آن امضایش می‌کنند؛ روابط‌عمومی فلان مجموعه یا نهاد و آن را برای همه خبرنگارانی که می‌شناسند می‌فرستند.
راستش این تبریک زهرمارِ آدم می‌شود، حس دست‌انداخته‌شدن به آدم دست می‌دهد. بعد یک سال از کارت را مرور می‌کنی، یک‌ سالِ پُرفراز و نشیب را. مثلا با خودت فکر می‌کنی همین مجموعه یا مجموعه شبیه به ‌این که فِرت‌ و فِرت برایت پیام تبریک می‌فرستند چند ماه یا چند سال قبلش برای یک گزارش یا برای دادن یک‌سری اطلاعات شدید دلخور شده‌اند و جون‌به‌سرت کرده‌اند و هرجا نشسته‌اند یک چیز حواله تو کرده‌اند.
گفته‌اند تو خبرنویسی، بولتن‌نویسی، رپرتاژنویسی، قلم‌به‌مزدی، باعث مصیبتی، باعث دردسری، موش دوانده‌ای، فضولی کرده‌ای، مصلحت‌سنجی نکرده‌ای، برهه حساس کنونی را در نظر نگرفته‌ای، چشم‌بسته جلو رفته‌ای و برای یک مجموعه بزرگ و خدوم شاخ‌ و شانه کشیده‌ای؛ خب حالا طلایه‌داران بعد از همه این‌ها، واقعا باید معنی خوبی بدهد؟ باید بشکن بزنی و خوش‌حال و مسرور باشی از این تبریک؟ از این حجم از احترامات فائقه؟
اینکه از تو خواسته‌اند گزارش مطلوبشان را با شیوه و مدلی که خودشان دوست دارند، تنظیم کنی یا خبرهای خودشان را چرب‌تر تحویل بگیری، عکسشان را درست و بزرگ بزنی، دکتر و مهندس و کارشناس و مشاور و هر لقب دیگرِ قبل از اسمشان را فراموش نکنی و ... می‌دانید، این تبریک مثل این می‌ماند که یک تیرآهن بزرگ از یک ارتفاع بلند بیفتد روی مهره‌های کمرت ولی همه بپرسند: «چیزیت که نشد؟» با همه این‌ها، تو روزِ روزش شده‌ای طلایه‌دار، شده‌ای قلم‌به‌دست، متعهد، زبان مردم، رکن فلان دموکراسی، تازه توی قرآن هم اسمت هست: «نون و القلم...» .
روز خبرنگار روز خوبی می‌توانست باشد وقتی که درش تظاهر نبینی، گلی از دست مدیری که احوالش را بهتر از هر کسی می‌دانی نگیری، توی چشم‌هایت نگاه نکند و حرف‌های قشنگ و قلمبه و سلمبه را برایت ردیف کند و از تأثیر خبرنگاران روی آگاهی جامعه بگوید، بعد بگوید چشم همه به قلم‌های شماست. توی خبرنگار در مقابل این سخنرانی غرّا باید چه بکنی؟ صُم‌بکم باید بایستی، با گل‌های توی دستت بازی کنی، لبخند بزنی، سر تکان بدهی. بعد او با خدم‌ و حشمی که آورده چندتا عکس با ما می‌گیرد و اگر در آن سمتش ابقا شده باشد، می‌رود تا سال بعد باز همین‌ها را برایمان تکرار کند.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.