زمین لرزه‌ای نسبتا شدید در عسلویه بوشهر( ۷ شهریور ۱۴۰۴) وام‌های جدید کمیته امداد دردسترس است | احداث ۱۴۵۰ نیروگاه برق خورشیدی به همت مددجویان ماجرای ترک کردن هواپیما توسط مسافران پرواز شیراز به تهران پرواز‌های عمره ایران‌ایر افزایش خواهد یافت هدف‌گذاری بهسازی و شاداب‌سازی ۱۱۰ هزار کلاس درس کشور در طرح شهید عجمیان رقابت بیش از ۸۰ هزار داوطلب در آزمون کاردانی به کارشناسی ۱۴۰۴ اجرایی شدن طرح میدان پویا برای توسعه ورزش دانش‌آموزی از اول مهرماه ۱۴۰۴ وزیر علوم: با افت رتبه علمی مواجه هستیم جذب ۷۰۰ محیط‌بان در دستور کار سازمان حفاظت محیط‌زیست خودکشی یک نظامی صهیونیستی در سرزمین‌های اشغالی فلسطین قطار سنندج-مشهد به صورت آزمایشی راه‌اندازی می‌شود آیا اتباع خارجی مشمول کمک‌هزینه ازدواج می‌شوند؟ افزایش سقف پرداخت نقدی خسارات منازل آسیب‌دیده در جنگ ۱۲ روزه تصادف زنجیره‌ای در جاده شیروان به فاروج ۳ مصدوم بر جا گذاشت (۶ شهریور ۱۴۰۴) آیا بابک زنجانی به پلیس فتا احضار شد؟ (۶ شهریور ۱۴۰۴) واکنش پلیس راهور به صدور گواهینامه موتورسیکلت برای بانوان: اقداماتی در حال انجام است + فیلم ویدئو | توقیف گواهینامه ۲۰ هزار راننده متخلف از ابتدای شهریور ۱۴۰۴ اعلام زمان نتایج نهایی آزمون دستیاری پزشکی ۱۴۰۴+ زمان ثبت نام ویژگی‌های یک شهر دوستدار کودک چیست | شهری که می‌خواهد صدای کودکان را بشنود ویدئو | دستگیری سارق سنگ قبر یک هنرمند از قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) تهران بهره‌برداری از هفت طرح بهداشتی در مشهد همزمان با هفته دولت فرآیند اعلام حضور داوطلبان در ارزیابی استخدام آموزش و پرورش ۱۴۰۴ آغاز شد گلایه دانشجویان دانشگاه آزاد به پرداخت شهریه زودهنگام و محدودیت انتخاب واحد ماجرای قتل وحشتناک مدیر ساختمان و همسرش توسط مرد همسایه جزئیات ساعات کاری کارمندان دولت پس از ۱۵ شهریور ۱۴۰۴ + فیلم روند افزایش ظرفیت دانشجوی پزشکی باید متوقف شود جلوگیری از سقط بیش از ۱۰ هزار جنین در کشور با اجرایی شدن طرح نفس افزایش ۱۱۰ درصدی قیمت کتاب‌های درسی مردود است دو مکمل غذایی که پیری پوست را تسریع می‌کنند
سرخط خبرها

سرنوشت تلخ زن ۱۹ ساله‌ای که شوهر بی‌اخلاقش او را به گرداب تباهی کشاند

  • کد خبر: ۳۱۰۲۱۲
  • ۲۳ دی ۱۴۰۳ - ۰۹:۱۸
سرنوشت تلخ زن ۱۹ ساله‌ای که شوهر بی‌اخلاقش او را به گرداب تباهی کشاند
زنی ۱۹ ساله که گرفتار مواد مخدر شده است، داستان زندگی‌اش را بازگو کرد.

به گزارش شهرآرانیوز، هنوز از بازی‌ها و جست و خیز‌های کودکانه لذت می‌بردم که ناگهان در دهمین بهار زندگی‌ام حادثه وحشتناکی رخ داد و پدر و مادرم در یک سانحه رانندگی جان باختند. حالا من دختری بی‌کس و بی‌پناه بودم که راهی منزل عمه‌ام شدم.

دختر ۱۹ ساله که به سختی سخن می‌گفت با بیان این که مادر بزرگم نیز در خانه سالمندان به سر می‌برد، درباره سرگذشت تلخ خود به کارشناس اجتماعی کلانتری رسالت مشهد گفت: عمه‌ام که از همان دوران نوزادی مرا خیلی دوست داشت، تلاش می‌کرد تا جای خالی مادرم را پر کند، اما چندان موفق نبود.

در همین شرایط تا کلاس سوم راهنمایی درس خواندم، اما دنیای سیاه من از روزی آغاز شد که شوهر عمه‌ام به من نزدیک شد. از ترس زبانم بند آمده بود که دربرابر تهدیدهایش سکوت کردم چرا که مدعی بود اگر به خواسته اش تن ندهم، باید شب‌های سرد زمستان را آواره کوچه و خیابان شوم! او با بی شرمی به من تعرض کرد و من هم فقط آرام اشک ریختم.

 حدود ۸ ماه از این ماجرای تلخ و شیطانی گذشت و من دیگر از بودن در خانه عمه‌ام تنفر داشتم و بیشتر اوقاتم را با دوستانم می‌گذراندم تا این که «سحر»، گوشی تلفن قدیمی اش را به من هدیه داد و من هم سیم کارت ارزان قیمتی را گرفتم و این گونه وارد فضا‌های مجازی شدم. در میان خلأ‌های عاطفی و اخلاقی که روح و روانم را آزار می‌داد با پسری جوان آشنا شدم که مدعی بود عاشقم شده است! من هم که خیلی دوست داشتم از این شرایط زندگی فرار کنم، با او وارد روابط تلفنی شدم و بدین ترتیب ارتباط پنهانی من و «فرداد» با ارسال پیام‌های عاشقانه و تماس‌های تلفنی ادامه یافت.

 دیگر به او وابسته بودم و مدام با گوشی تلفن برایش پیام می‌فرستادم. حدود ۲ ماه بعد از این ماجرا بود که «فرداد» به خواستگاری‌ام آمد و من برای رهایی از جهنمی که در آن زندگی می‌کردم، بلافاصله پاسخ مثبت دادم و پای سفره عقد نشستم، بدون آن که هیچ شناخت قبلی از «فرداد» داشته باشم. یک سال از زندگی مشترک ما می‌گذشت و من گاهی شوهرم را هنگام مصرف مواد مخدر صنعتی یا مشروبات الکلی می‌دیدم ولی او مرا قانع می‌کرد که به صورت تفننی مصرف می‌کند!

در یکی از همین روز‌ها به جشن عروسی یکی از دوستان «فرداد» دعوت شدیم که به صورت مختلط برگزار می‌شد؛ اگرچه من مخالفت کردم ولی با اصرار شوهرم راهی آن مهمانی سیاه شدیم. من تنها کسی بودم که با مانتو و شلوار نشسته بودم و نگاه‌های سرزنش آمیز دیگران را تحمل می‌کردم. «فرداد» هم مدام اشاره می‌کرد که لباس هایم را عوض کنم و با آرایش غلیظ وارد مهمانی شوم، ولی من نپذیرفتم. پایان شب در حالی بساط مشروب خوری و موادکشی برپا شد که همسرم اصرارداشت من هم در کنار او چند «دود» بکشم! من هم که از نگاه‌های تحقیرآمیز خسته شده بودم، تنها به خاطر یک لجبازی کودکانه پای مصرف مواد نشستم و آن قدر کشیدم که راهی بیمارستان شدم؛ ولی متاسفانه بعد از این ماجرا باز هم در دنیای سیاه سقوط کردم و خیلی زود معتاد شدم.

حالا دیگر شوهرم از پس هزینه‌های اعتیاد برنمی آمد، به همین خاطر هم مرا طلاق داد و من دوباره به روز‌های تلخ و وحشتناک خودم بازگشتم با این تفاوت که حالا علاوه بر بی پناهی و بی‎کسی، اعتیاد هم داشتم! و مجبور بودم برای تامین مخارجم در میان زباله‌ها مواد بازیافتی پیدا کنم که مورد ظن پلیس قرارگرفتم و آن‌ها مرا به کلانتری هدایت کردند؛ اما‌ای کاش ...

با نظر کارشناس اجتماعی و دستور سرهنگ مجتبی حسین زاده (رئیس کلانتری رسالت مشهد)، زن۱۹ساله به مرکز ترک اعتیاد معرفی شد تا شاید دنیای سیاه او رنگ زیبایی به خود بگیرد.

منبع: روزنامه خراسان

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->