درسی که باید از «فیلیپ مارگراف» بگیریم

  • کد خبر: ۳۲۳۰
  • ۱۹ مرداد ۱۳۹۸ - ۰۸:۰۷
نگاهی به سیر اتفاقاتی که برای گردشگر و دوچرخه سوار آلمانی رخ داد

عظیم زاده| یکی از ماجراهایی که در روزهای اخیر شبکه های مجازی و به تبع آن، ما را نیز با خود درگیر کرد، اتفاقی بود که برای گردشگر و دوچرخه سوار آلمانی به نام فیلیپ مارگراف، طی سفرش به ایران و در شهرهای شمالی کشور رخ داد. حتما شما هم به لطف صفحات مجازی از حواشی این اتفاق ناخوشایند آگاه شده اید. با این حال، اگر می خواهید همین لحظه از چند و چون این ماجرا مطلع شوید باید خدمتتان عرض کنیم که فیلیپ بعد از مدتی که با بیماری سرطان درگیر بوده و موفق به شکست آن می شود، تصمیم می گیرد با هدف ترویج تفکر مقابله با سرطان و درمان پذیر بودن این بیماری راهی شهر و کشورهای مختلفی بشود و این موضوع را به گوش همگان برساند. یکی از کشورهای مقصدش نیز ایران بوده است. اما متأسفانه وقتی که در نشتاورد مازندران کمپ زده و در حال اتراق و استراحت بوده عده ای زورگیر سر وقتش می آیند و هم او را به طرز وحشتناکی مورد ضرب و شتم قرار می دهند و هم اموال و تجهیزاتی که در اختیار داشته را از او می دزدند. ماجرا اما به همین جا ختم نمی شود. ظاهرا پس از تمام این کش و قوس ها، در روزهای آخری که قرار بوده به همراه خانواده اش، که به محض آگاهی از وضعیت او به ایران آمده اند، راهی وطنش شود، خانواده ای که میزبان او می شود، از آن ها طلب مبلغ کلان (15هزار دلار) می کنند و به بیان دیگر دست به گروگان گیری می زنند. تمام این داستان ها را بگذارید کنار نکته دیگری که خود فیلیپ در صفحه اینستاگرامش از آن این گونه یاد می کند: «آن ها همچنین از پرونده من در سفارت آلمان قصد سوء استفاده داشته اند تا بتوانند برای خود ویزا بگیرند.» اما این هم تمام داستان نبود.
سلبریتی ها وارد می شوند
به روال همیشگی، عده ای از سلبریتی ها و افراد شناخته شده به این قضیه واکنش نشان دادند. مانی رهنما ضمن انتشار عکس خود در کنار فیلیپ در بیمارستان و بیان مختصری از شرح حال او نوشت: «این جوان آلمانی قصد داشت از آلمان و ترکیه و ایران و تاجیکستان و ... خودش رو به هند برسوونه چرا باید تو این همه کشور، در ایران آزار ببینه؟ به کجا داریم می رسیم، جالبه که از فدراسیون دوچرخه و مسئولین مملکت هیچ کس نرفته ایشون رو عیادت و دلجویی کنه، نکته خنده دار یا گریه دارش اینجاست که فدراسیون دوچرخه سواری جمهوری اسلامی ایران بیانیه ای صادر کرده که ایشون مجوز عبور توریستی از ایران نداشته.» پرویز پرستویی نیز طبق معمول در صفحه اینستاگرامش به این ماجرا واکنش نشان داد و گفت: «این جهانگرد آلمانی بعد از رهایی از سرطان، یکی از اهدافش آشنایی با فرهنگ های مختلف بوده، ‎الآن به جز اینکه بافرهنگ ما آشنا شد، فهمید که جاهایی هست که میتونه از سرطان هم خطرناک تر باشه.» صبا راد نیز همانند همسرش، مانی رهنما به شرح ماوقع جزئیات پرداخت و از اخاذی پانزده هزار دلاری از فیلپ و خانواده اش یاد کرد. در این میان مژده لواسانی هم نظرش را در اینستاگرام ارائه کرد و گفت: «ماشالا عزیزان هموطن خاطرات بی نظیری رقم زدند برای این بی نوا، البته ادعای مهربانی و انسان دوستیمون به هرحال گوش فلک رو هم کر میکنه و احساسمون هم اینه که برترین نژاد عالم هستیم! ما کِی وقت کردیم اینقدر گرگ بشیم نمیدونم.»
ما مردم همیشه در صحنه
واکنش ها به این داستان فقط از جانب افراد شناخته شده نبود. مردم هم دوباره به میدان آمدند و در هر شبکه و هر صفحه ای که امکانش را داشتند، هم زمان با تجزیه و تحلیل های فردی و چهره به چهره شان سعی داشتند به نوعی در حواشی بعد از این قضیه سهیم شوند. نکته مهم و البته غم انگیز، این بود که بار غالب این واکنش ها، تعمیم یک جزء به کل بود؛ اینکه تبر برداشتیم و ریشه خود را نشانه گرفتیم و خودآگاه و ناخودآگاه ایرانی جماعت را با تمام قوا محکوم کردیم و زیر سؤال بردیم. قطعا نمی توان اصل قضیه، زننده بودن و ناشایست بودن آن را نادیده گرفت. آنچنان که نیروی انتظامی نیز به این ماجرا ورود پیدا کرد. اما در عین حال نمی توان بعد دیگر قضیه را ندید؛ اینکه چرا عادت داریم به محض وقوع یک حادثه، سوار موج جوزدگی بشویم و بدون اینکه بدانیم داریم با خودمان، وجهه اجتماعی و حتی جهانی مان چه می کنیم، هر حرفی را بگوییم و آن را نشر دهیم؟ تمام این حرف و حدیث ها در حالی بود که خود فیلیپ در پست خود در صفحه اینستاگرامش که مرتبط با پویش درمان سرطان است، از این اتفاق به عنوان یک حادثه تلخ یاد کرده بود اما این نکته را هم ذکر کرده بود که این حادثه باعث نشده تا لحظه های خوبی که در ایران داشته را فراموش کند و فرهنگ اشتباه عده ای را به کل مردم ایران تعمیم بدهد. یعنی دقیقا برعکس کاری که خودمان انجام دادیم. او حتی گفته بود که بعد از یک دوره استراحت و تحت درمان قرار گرفتن در آلمان، مجدد به این هدف و این سفرش ادامه خواهد داد و در آینده نیز مجدد به ایران سفر خواهد کرد. شاید حرف محمد تاجران، دوچرخه سوار مشهدی که به قول خودش همیشه سعی داشته است در صفحه اش مروج امید باشد، پر بیراه نباشد: «خیلی ها در مورد این حادثه شنیدند و عکس های صورت ورم کرده فیلیپ رو به اشتراک گذاشتند. اما سؤال من اینه که چند نفر متن پست اون رو خوندن؟» او همچنین این حادثه را تنها منوط به ایران ندانسته و با بیان تجربیات خود در کشورهای دیگر گفته است: «بی شک این حادثه محکوم است اما برای من هم تا به حال در بسیاری از کشورهای اروپایی پیش آمده که مورد سرقت قرار بگیرم، آیا در این هنگام فدراسیون دوچرخه سواری اروپا از من عذرخواهی کرد؟ یا اروپایی ها خودشان را با این حرکت ملتی بد دانستند؟ خیر. خوب و بد همه جای دنیا وجود دارند.».

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
سرخط خبرها
{*Start Google Analytics Code*} {*End Google Analytics Code*}