خبر ویژه

مثبت باش

  • کد خبر: ۳۳۶۱
  • ۲۲ مرداد ۱۳۹۸ - ۰۸:۲۴
آنچه بر زبان جاری می کنیم یا می شنویم خیلی آرام و خزنده ما را تغییر می دهد

معصومه متین نژاد| «تو هم دلت خوشه. چه حالی، چه احوالی با این شرایط»، «وضعیت بهتر که نشده هیچ، بدترم شده. صبح تا شب باید بدَوی، آخرشم نُه ات گروی هشتته»، «نفس می کشم که نگن مرده اس»، «ای بابا! با این ترافیک و سروصدا که دیگه اعصابی برای آدم نمی مونه»،
«بازار کسادِ و ماهم از بیکاری مگس می پرونیم»، «ما اگه شانس می داشتیم، این حال و روزمون نبود»، «هِی، نفسی میاد و میره، خداروشکر» و «ناشکری نمی کنم، اینم دیگه قسمت منه». قصد ندارم آمار و ارقام بدهم و همین «ب» بسم ا... با این جملات منفی، حالتان را خراب کنم. آن هم در روزهایی که قرار است شما با دعا و نیایش با خدای خودتان کلی انرژی مثبت بگیرید و حالتان را خوب کنید. کلاهتان را که قاضی کنید و با خودتان کمی صادق باشید متوجه منظورم می شوید؛ چقدر از این نوع جملات در مکالمات روزانه تان استفاده می کنید یا می شنوید؟
شرایط نامناسب اقتصادی و مشکلات کاری و... سرجای خودش، کسی منکر آن ها نیست، ولی چرا بیشتر ما عادت کرده ایم که مدام بنالیم و غر بزنیم. انگار هرچه بیشتر احساس بیچارگی و نداری و ناتوانی و ضعف بکنیم، کائنات بیشتر برایمان دل می سوزاند و با ما راه می آید. مسئله ای که این روزها به قدری فراگیر شده که باید به آن به چشم یک معضل فرهنگی هم نگاه کرد.این موضوعی است که سیدرضا آل طه، مدرس دوره های موفقیت که سابقه بیش از یک دهه مطالعات فرهنگی و رفتاری را در کشورمان دارد آن را تأیید می کند و درباره این مسئله و چگونگی برخورد با آن توضیحاتی را می دهد که مطالعه آن به طور حتم برای همه ما خالی از لطف نخواهد بود.

 

واژه ها و قانون انعکاس
لابد درباره قانون انعکاس یا بازتاب چیزهایی شنیده اید. همان قاعده ای که با پیروی کردن از آن در بازی های دوران کودکی مان کلی با آن ذوق می کردیم؛ «درصورتی که مانعی در برابر امواج صوتی وجود داشته باشد، صدا به همان شکل دوباره به سمت خود شما برمی گردد». واقعیت این است که ما با به کار بردن جملات مثبت و منفی در طول روز دقیقا از همین قاعده فیزیک پیروی می کنیم، البته در شکل بسیار ناآگاهانه آن، چون قادر نیستیم که درلحظه بازتابش آن را در زندگی مان ببینیم.
این موضوع به ضمیر ناخودآگاه برمی گردد. وقتی جمله ای را بر زبان جاری می کنید ضمیر ناخودآگاه به دلیل آنکه قدرت تحلیل ندارد آن را به صورت یک کد دریافت می کند، یعنی فارغ از اینکه شما لحن مثبت و منفی داشته باشید یا قصد تحسین و انتقاد، ضمیر ناخودآگاه شما آن را ترجمه تحت الفظی و وارد مخزنش می کند، به طورمثال وقتی شما به کسی می گویید: «دستت دردنکنه»، ضمیرناخودآگاه از آن فقط دو واژه درد و دست را دریافت می کند.به عبارت ساده تر، بازخوانی که ضمیر ناخودآگاه شما از این اتفاق دارد این است که با انجام کاری باید انتظار داشته باشید که دست شما درد بگیرد. حالا تصور کنید بیمار هستید و می خواهید به پزشک مراجعه کنید. واژه بیمارستان در ضمیر ناخودآگاه شما به مکانی برای نگهداری بیماران تفسیر می شود و بدون آنکه بدانید بار معنایی منفی را به ذهن شما القا می کند، درحالی که اگر به جای بیمارستان از واژه شفاخانه استفاده کنید، به مکانی برای شفا و التیام درد اشاره کرده اید که بار معنایی بسیار مثبتی برای ضمیر ناخودآگاه دارد.

 

مثبت بودن باوجود مشکلات
با این توضیحات لابد متوجه شده اید که بخش زیادی از مشکلاتی که ما در زندگی داریم از کجا آب می خورد؛ «از قسمت نمیشه فرار کرد»، «سال به سال دریغ از پارسال»، «فقر می گرده و یقه فقیر رو می گیره» و.... درحالی که مثبت بودن خرجی ندارد. نه برای خودمان و نه برای دیگران. فرض را بر آن می گذاریم که نمی توانیم از عهده مشکلی بربیاییم، چرا نباید بتوانیم با آن مشکل مثبت برخورد کنیم. اشتباه نکنید؛ اسم این کار کلاه گذاشتن سرخودمان نیست، بلکه به تعادل رساندن انرژی های پیرامونی است.
حتما این سخن گوهربار را که منسوب به امیرمومنان علی (ع) است، شنیده اید: «مواظب افکارت باش که گفتارت می شود، مواظب گفتارت باش که رفتارت می شود، مواظب رفتارت باش که عادتت می شود، مواظب عادتت باش که شخصیتت می شود و مواظب شخصیتت باش که سرنوشتت می شود.» این همان اتفاقی است که در ضمیر ناخودآگاه ما خیلی آرام و خزنده رخ می دهد و ما بدون آنکه متوجه باشیم گرفتارش می شویم، بنابراین لازم است که از همین امروز تغییرات اساسی را در خودمان شروع کنیم.
قبل از آنکه درباره این موضوع حرف بزنیم،، بد نیست که زندگی آدم های بزرگ، مشهور و خوشبخت را مطالعه ای بکنید. تفاوت این افراد با دیگران در داشته هایشان نیست، بلکه در نگاه مثبتی است که به زندگی و دنیای پیرامونشان داشته اند. وقتی این افراد چیزی را می خواهند، به جز تلاش و پشتکار و برنامه ریزی، مدام به خودشان امید و انرژی مثبت هم می دهند. اصولا نتوانستن، نخواستن، خسته بودن، فرصت نداشتن و... در فرهنگ لغت این افراد هیچ معنایی ندارد. یکپارچه انرژی هستند و چنان با شور و شوق از کار بزرگ و غیرممکنی که می کنند یا می خواهند بکنند حرف می زنند که ناخودآگاه شمای شنونده را هم به تکاپو وامی دارند.

 

تمرینی برای مثبت بودن
حالا وقت آن رسیده است که برای مثبت بودن و انرژی مثبت به دیگران دادن تمرین کنیم. کار سختی نیست، فقط کافی است که بخواهیم و به خودمان هم کمی فرصت بدهیم. در ادامه برخی از راهکارهای توصیه شده دراین باره را باهم مرور می کنیم.
درهنگام صحبت کردن با دیگران تنها از لغاتی استفاده کنید که حس احترام، شادی و موفقیت را در آن ها زنده می کند، به طورمثال به جای «خدا بد نده» بگویید «خدا سلامتی بده»، به جای «گرفتارم و وقت ندارم» بگویید «در فرصت مناسبی با شما خواهم بود» و به جای «خسته نباشی» بگویید «شاد و پر انرژی باشی».
چرخه گفت وگو با سؤال و جواب پیش می رود و از آنجایی که یک سر گفت وگو دیگران هستند شما باید بتوانید سؤالاتی را بپرسید که پاسخ های مثبتی به همراه دارند، به ویژه وقتی که طرف مقابلتان عادت دارد که مدام انرژی منفی برای شما بفرستد.
دامنه لغات مثبتتان را گسترش دهید. برای این کار یک دفترچه یادداشت بردارید و جدولی بکشید. سپس لغات یا جملات منفی را که زیاد از آن استفاده می کنید، بنویسید و درمقابل برای هریک، یک جایگزین مثبت پیدا و از این به بعد از آن واژه ها و جمله ها استفاده کنید.
به صورت نمایشی از کلمات و جملات مثبت درباره خودتان استفاده کنید. خجالت نکشید. بعد از مدتی همه به این رفتار و اخلاق شما عادت می کنند و حتم بدانید که به خاطر آن و انرژی مثبتی که از این موضوع به دیگران منتقل می کنید از شما تشکر هم خواهند کرد.
هرشب عملکرد خودتان را ارزیابی کنید و برای این موضوع برای خودتان تنبیه و تشویق درنظر بگیرید.
روی لحن کلام و زبان بدنتان هم کار کنید. وقتی از سد واژه ها گذر کردید باید بتوانید این احساس و انرژی مثبت را در لحن کلام و زبان بدنتان هم ایجاد و تقویت کنید.
عادت کنید هرروز یک صفحه از اشعار امید بخش ادبی را مطالعه کنید یا فیلم و سریال هایی را ببینید که انرژی مثبت در آن ها موج می زند. همچنین برای معاشرت هم بیشتر به سراغ کسانی بروید که خودشان منشأ نیروهای مثبت هستند.
دعا خواندن، ذکر گفتن، شکرگزار بودن، مناجات کردن، باوضو بودن، به آداب و توصیه های شرعی دقت داشتن مانند غیبت نکردن و حسادت نورزیدن، کتاب خوب خواندن، به موسیقی های خوب گوش دادن و عطر و بوی خوش استشمام کردن، همه از راه های ایجاد انرژی مثبت است که باید آن ها را امتحان کنید.
زندگی جاری است و ذات آن تحول و دگرگونی است. یاد بگیرید که در برابر آن جبهه نگیرید، چون بیشتر رنج می برید. در واقع هرچه بیشتر برای کنترل زندگی تان تلاش کنید بیشتر عصبی و مضطرب خواهید شد. پس درکنار تلاشی که دارید به خدا توکل کنید و بقیه امور را به او بسپارید..

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
{*Start Google Analytics Code*} {*End Google Analytics Code*}