نیکو عقیده - مکانیکی، صافکاری، تراشکاری، فروشندگی و... اینها فقط بخشی از شغلهایی است که «مرتضی» در این 18سال سنی که از خدا گرفته، امتحان کرده است. اما اگر سیر این شغلها را در زندگی او دنبال کنید میرسید به حکاکی روی چرم. شغلی که به قول خودش درآمد بخور و نمیری دارد اما در عوض تا عمق جانش آن را دوست دارد. میگوید:« میتوانم ساعتها چکش را روی قلم بکوبم و طرح بزنم. هیچوقت از اینکار خسته نمیشوم. هنگام کار فقط خودم هستم و خودم. خیلی وقتها از من میپرسند تیک تیک ضربههای چکش روی اعصابت نیست؟ اما من همه چیز این رشته را دوست دارم» در این شماره به گفتوگو با مرتضی وهابپور، هنرجوی هنرستان تختی، واقع در خیابان مصلی پرداختیم. جوانی که بالأخره استعداد خودش را کشف میکند و میتواند مقام سوم کشوری را در رشته حکاکی روی چرم هنرستانهای کشور کسب کند.
امتحان شغل کفاشی
«برای انتقال طرح روی چرم ترک اول باید طرح را با دقت روی چرم بچسبانیم. بعد با خودکار یا یک شیء روی خطوط را میکشیم و طرح روی چرم میافتد و...» مرتضی با صبر و حوصله خاصی تمام مراحل حکاکی روی چرم را توضیح میدهد. از همین ابتدای گفتوگو اشتیاق را میان جملاتش حس میکنم. اما داستان علاقهمندشدن او به این رشته از جایی شروع میشود که طی سیر امتحانکردن شغلهای جورواجور، شغل کفاشی را هم امتحان میکند. در همان دوره کوتاه عاشق چرم و کار روی آن میشود. همین موضوع باعث میشود که سال هشتم در دبیرستان بین این رشته و رشته تربیتبدنی که به آن هم علاقه داشته است، دو به شک شود اما در آخر حکاکی روی چرم را انتخاب میکند. از همان موقع اشتیاق و علاقه او روز به روز بیشتر میشود. دبیرها که تفاوت او با دیگر هنرجویان را میبینند شرکت در کلاسهای حکاکی زیرنظر استاد شمسایی در مصلی تاریخی را به او پیشنهاد میدهند. او مجذوب ظرافت کار این استاد میشود و ساعتها به تمرین میپردازد.
مرحله جدید زندگی
مرتضی دراینباره میگوید:« دقیقا در همین دوره بود که توانستم اوج هنر حکاکی روی چرم را بهمعنای واقعی لمس کنم. وقتی کار دست هنرمندان واقعی در این رشته را دیدم. دیدم که با چه ذوق و هنر و علاقهای قلم را روی چرم به حرکت درمیآورند.» اما مرحله جدید زندگی او زمانی آغاز میشود که تصمیم میگیرد در مسابقات حکاکی شرکت کند.
در سطح استان رتبه اول را کسب میکند. البته میگوید که این رشته گویا در بین جوانان خراسانی آنقدرها طرفدار ندارد و کار او برای کسب مقام هم کار سختی نبوده است اما در مرحله کشوری همه چیز متفاوت میشود. او از طرف مدرسه عازم اراک میشود. در این مرحله 76هنرجو از تمام کشور شرکت میکنند. مرتضی تعریف میکند:
« 70هنرجو دختر بودند و فقط 6نفر پسر! این رشته پر از ظریفکاری است. خانمها هم از پس ظرافتکاری بیشتر برمیآیند دیگر.» ازقضا طرحی که برای او انتخاب میشود طرح گل است. سختترین و پرظرافتترین طرح در رشته حکاکی. اما او از عهده کار بهخوبی برمیآید و مقام اول کشوری را کسب میکند. اما این تنها مقامی نیست که مرتضی موفق به کسب آن میشود. باشگاه کارآفرینان جوان اولین دوره کلاسهایش را در خراسان رضوی برگزار میکند. 4نفر از هنرستان تختی به این باشگاه دعوت میشوند و مرتضی هم یکی از آنهاست.
هنر ناشناخته معرق چرم
در این کلاسها به این جوانان ایدهپرداز و هنرمند راه و رسم و فوت و فن کارآفرینی را آموزش میدهند. نحوه ارائه محصول خود در بازار، نحوه برخورد با مشتری، ویژگی ایدههای نو و... در پایان کلاسها شرکتکنندگان تیمهای هفت نفره تشکیل میدهند و با هم به رقابت میپردازند. در این مسابقه مرتضی و همتیمیهایش مقام اول را کسب میکنند. بعد شنیدن همه فراز و نشیب این راه از زبان خود او انتظار دارم که ختم این ماجرا برای او ترسیم آیندهای روشن و پیشرفت در این رشته باشد، اما مرتضی میگوید:« این هنر یکی از اصیلترین هنرهای ایرانی است ولی متأسفانه کسی آن را نمیشناسد و بین جوانها طرفدار ندارد. او از حال و روز این روزهایش می گوید.از کساد این حرفه که چندان رونق ندارد و حتی او را واداشته که راهی دیگر انتخاب کند.مرتضی در این باره می گوید:حالا جسته و گریخته سفارش کار روی چرم را میگیرم. مثلا یکبار در یک مغازه کیف و کفش چرم، فروشنده طرح حکاکی روی کیف پولم را دید. وقتی فهمید کار دست خودم است همانجا به تعداد زیاد سفارش داد و پول را ریخت به حسابم. از این دست خاطرهها زیاد دارم اما باوجوداین حتی خرج مواد اولیه کار هم درنمیآید چه برسد به درآمد! حالا تصمیم گرفتهام که برای دل خودم طرح بزنم. آن هم روی چرمهای نامرغوبی که زود پاره میشوند. با خودم فکر میکنم که باید از خیر این شغل هم بگذرم و بروم دنبال یک کار دیگر.»