ملا برادر با هیئت دیپلماتیک ایران در کابل دیدار کرد رهبر اقلیت سنای آمریکا: خروج ما از افغانستان چراغ سبز به پوتین بود نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل هفته آینده درباره افغانستان برگزار می‌شود شانس دوباره افغانستان برای حضور در جام جهانی فوتسال افغانستان چگونه به جام جهانی فوتسال صعود خواهد کرد؟ آمریکا عادی سازی روابط با طالبان را مشروط به تغییر رفتار آنان کرد یک هیئت بلندپایه تجاری از ترکمنستان به کابل سفر کرد سازمان ملل از آسیب بیش از حد زنان افغانستان در رویداد‌های طبیعی خبرداد معاون نخست‌وزیر قزاقستان به کابل سفر کرد نتیجه و ویدیو خلاصه بازی فوتسال افغانستان و تاجیکستان (۵ اردیبهشت ۱۴۰۳) کاظمی‌قمی در دیدار با حکمتیار، اوضاع منطقه و افغانستان را بررسی کردند سرمربی افغانستان: فردا با تمام توان مقابل تاجیکستان بازی می‌کنیم پخش زنده بازی افغانستان و تاجیکستان در جام ملت‌های فوتسال آسیا ۲۰۲۴ (۵ اردیبهشت ۱۴۰۳) + تماشای آنلاین ویدئو | حقابه هیرمند به کجا رسید؟ تاریخ و ساعت بازی تیم ملی فوتسال افغانستان و تاجیکستان در جام ملت‌های آسیا ۲۰۲۴ ویدئو | گل‌های تیم ملی فوتسال افغانستان در مرحله مقدماتی جام ملت‌های آسیا ۲۰۲۴ ویدئو | گلی زیبا و عجیب در لیگ قهرمانان فوتبال افغانستان ویدئو | جشن قهرمانی بازیکنان تیم ملی فوتسال افغانستان پس از صعود به مرحله بعد حریف تیم ملی فوتسال افغانستان در مرحله حذفی جام ملت‌های آسیا ۲۰۲۴ چه تیمی است؟
سرخط خبرها

«نه» و «محدودیت» اولین راهکار یا آخرین راهکار؟

  • کد خبر: ۳۴۸۹۶
  • ۲۸ تير ۱۳۹۹ - ۱۶:۱۵
«نه» و «محدودیت» اولین راهکار یا آخرین راهکار؟
محمدکاظم کاظمی، شاعر و نویسنده افغانستانی

مسدود ساختن کارت‌های بانکی جمع وسیعی از مهاجران، آن هم در اوج شیوع دوباره بیماری کرونا که تنها راه پرداخت در بسیاری مکان‌ها همین کارت بانکی است، باری دیگر جامعه مهاجر را مضطرب ساخته است. بزرگوارانی که چنین تصمیم‌های قاطعی و غالباً هم پیاپی برای مهاجرین می‌گیرند، خوب است یکبار خودشان را در حالتی تصور کنند که در مطب پزشک، در داروخانه، در بیمارستان، در سفر و یا در هر حالت اضطراری دیگری، در لحظه پرداخت با کارت بانکی، متوجه شوند که حساب بانکی‌شان مسدود شده است و هیچ دسترسی‌‌ای ندارند.

 

پیشنهاد من به همه کسانی که محدودیت‌های مهاجرین برایشان قابل درک نیست، این است که بیایید یک کاری کنید. برای مدتی گواهینامه‌تان را کنار بگذارید و سوار خودرو نشوید؛ سیم‌کارت تلفن‌تان را بیرون بیندازید؛ کارت ملی‌تان را از دسترس خارج کنید؛ دفترچه بیمه را مخفی کنید و آنگاه برای مدتی، مثلاً یک ماه یا حتی یک هفته، سعی کنید «زندگی» کنید. آنگاه می‌دانید که یک مهاجر چطور زندگی می‌کند.

 

بگذریم از این که اگر بخواهید زیستن در مهاجرت را در این کشور به خوبی و کمال تجربه کنید، باید از استخدام اداره‌تان هم در بیایید، یارانه هم نگیرید و حتی بسیاری از مشاغل دیگر را هم کنار بگذارید. نمی‌گویم شما ملزم به این هستید. شما اتباع این کشورید و برخورداری از همه این‌ها حق‌تان است. فقط می‌گویم که آنگاه می‌توانید رنج ممنوعیت‌های فراوان و پیوسته را حداقل در خیالتان تصور کنید.

 

البته می‌پذیرم که بسیاری از مهاجرین همین اکنون کارت بانکی در دست دارند و گوشی همراه در اختیار دارند و مشغول کار هم هستند. بسیاری هم گواهینامه رانندگی دارند؛ ولی همواره سایه ممنوعیت، محدودیت و قطع ناگهانی این امتیازها برسرشان است. خیلی از آنان ناچارند که به وسایل دیگری به این تسهیلات لازم زندگی دست یابند، از جمله یاری گرفتن از دوستان و اقوام ایرانی، که این خودش تبعاتی دارد متأسفانه و بخشی از جامعه ایران را درگیر مسائل مهاجرین می‌سازد.

 

باری، من در مورد جنبه فنی این موضوع و ضرورت‌های احتمالی‌ای که مسئولان برای این قضیه حس می‌کنند بحث نمی‌کنم، چون این قضیه مستلزم وقوف و اطلاع و آگاهی از همه جوانب آن است؛ ولی از کسانی که در همه این جوانب وقوف دارند، می‌شود این را توقع داشت که ممنوعیت، اولین راهکار حل مسائل نباشد.

 

من بارها در مورد دستورهای عجیبی که در مورد مهاجرین مطرح شده و ممنوعیت‌های باورناپذیری که اعمال شده است، از کسانی که مطلع در امور بوده‌اند پرسیده‌ام و پاسخ آن‌ها غالباً همین نگرانی‌هایی بوده است که مسئولان از جنبه‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و امنیتی داشته‌اند. این نگرانی‌ها گاهی به‌جا بوده و گاهی هم واقعاً مسائل جای نگرانی نداشته است. یا اگر هم داشته است، راهکارش در اولین گام، ممنوعیت نبوده است. مثلاً برای یکی از هموطنان ما که فشار خون داشت و پزشک اهدای خون را به او توصیه کرده بود، این مشکل وجود داشت که اهدای خون از سوی یک مهاجر ممنوع بود و این دوست ما مانده بود که کجا برود تا خونش را بگیرند. می‌گفتند که خون مهاجر برای ما قابل قبول نیست و البته همین نگرانی هم بی‌مورد بود. چون این شخص از کودکی در ایران زیسته بود. دوست ما می‌گفت که گفتم شما خون را بگیرید و بعد آن را دور بریزید؛ ولی گفتند که مجاز به همین کار هم نیستیم. یا باری دیگر از کسی شنیدم که علت محدودیت در اعطای گواهینامه برای مهاجرین، جلوگیری از وقایع تروریستی است. ولی باز برای من جای پرسش داشت که اگر کسی بخواهد با خودرو بمب‌گذاری شده خودش را منفجر کند، از جریمه شدن به خاطر گواهینامه می‌ترسد؟

 

این‌ها یک نمونه کوچک است و بسیار از این قبیل ما در این سال‌ها دیده‌ایم که شرح آن در این یادداشت نمی‌گنجد. در غالب این امور، «نه» و «ممنوعیت» اولین راهکار بوده است؛ در حالی که می‌توانست آخرین راهکار باشد. به نظرم مسئولان محترم می‌توانند با درایت، وقوف و تجربه‌ای که دارند، راهکارهایی بسنجند که کمترین توابع و عوارض را برای همه جامعه داشته باشد و در عین حال، از رنج فرساینده گروهی از انسان‌هایی که در این کشور زندگی می‌کنند، بکاهد.

منبع: تسنیم

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->