به گزارش شهرآرانیوز؛ گریه اش گرفته بود. چندمین بار بود که این خواب را میدید. بلند شد، آهسته رفت تا پشت در. چراغ اتاق مهلا را آرام روشن کرد. صدای نفس کشیدن آرام او، خیالش را راحت کرد. ترس اینکه یک روز بخواهند مهلا را از زندگی اش بگیرند، دست از سرش برنمی داشت. نفسش بند نفسهای او بود. بغض چنگ انداخت توی گلویش و داشت خفه اش میکرد. به خودش نهیب زد. مثلا تو مردی!
هیچ وقت طاقت دوری مهلا را نداشته است، تو بگو برای یک ساعت؛ برای بچه دار شدن هر دری را زده بودند، اما خدا که نخواهد، نمیشود. دلشان غنج میزد برای درآغوش گرفتن یک کودک و این حس روزبه روز پررنگتر میشد. حالا پاییز که به نیمه برسد، تولد مهلاست و تولد دوباره زندگی آن ها. چهار سال انتظار و دوندگی و رفتن از این بخش به آن بخش و امضا پشت امضا به این میارزید که مهلا را بگذارند توی آغوشش و بگویند دخترت مبارک باشد بابای مهربان! همراه با قد کشیدن روزبه روز مهلا، هزاربار خاطرات زندگی مشترکشان برایش تکرار میشود. از وقتی رفته بودند زیر یک سقف، همه چیز خوب پیش میرفت؛ فقط یک چیز آزاردهنده بود؛ چشم انتظاری برای مثبت شدن پاسخ بارداری که هیچ وقت به سر نیامد.
بی هوا دست میکشد روی سرش. چهل سالگی هنور برای سپید شدن مو خیلی زود است، آن هم به این یکدستی. حالا ماجرا یک جور دیگر است. هر بار که صدای زنگ تلفن همراهش بلند میشود، دلش هری میریزد پایین. میترسد مخاطب آن سوی خط از سازمان بهزیستی باشد و بخواهند مهلا را پس بگیرند. خودش هیچ، همسرش را با این همه دلبستگی چه کند؟
او که حالا با حضور مهلا زندگی شان رنگ وبوی دیگری گرفته است، تعریف میکند: شنیده بودم و تقریبا میدانستم که چرخه رسیدن به خواستهای که در مورد فرزندخواندگی داریم، طولانی است؛ فیلترهایی که سازمان بهزیستی گذاشته است، آن قدر دست وپاگیر است که برخیها عطای داشتن فرزند را به لقایش بخشیدهاند و ممکن بود حتی حوصله من مرد را سر ببرد، اما نمیتوانستم از کنار نگاه مشتاق و پرمهر همسرم به اطراف، راحت بگذرم. هر کودکی که میدید، انگار خدا دنیا را به او داده بود. او نباید به خاطر بودن کنار من، از داشتن فرزند محروم میماند. تصمیم گرفتم تا رسیدن به نتیجه کوتاه نیایم.
صحبت هایش را این طور ادامه میدهد: چهار سال توی نوبت بودیم. تستها و آزمایشهای مختلف با هزینه زیاد و چرخه طولانی مدت، خسته مان کرده بود، اما بازهم منتظر ماندیم. صبر نتیجه شیرینی داشت که همان، مهلاکوچولو بود. کلی برای آمدنش سوروسات چیدیم و میهمانی دادیم. از چهل روزی که او میهمان خانه ما شده است تا حالا که تولد دو سالگی اش نزدیک است، یک روز فکروخیال، راحتمان نگذاشته است. جدا از همه این حرف ها، هنوز مهلا شناسنامه ندارد.
میگوید: بی هویتی خیلی سخت است، آن هم برای بچه شیرخواری که برای تهیه شیرخشک او باید کارت ملیاش را به داروخانه ارائه دهیم. اوایل فکر میکردم اگر یک روز دخترمان نباشد، برای همسرم چه اتفاقی میافتد، اما حالا میدانم که اگر مهلا نباشد، خودم هم نابود میشوم. کابوس نمیگذارد راحت بخوابم. هرشب مثل بختک میافتد روی سینهام و راه نفسم را میبندد. تازه دخترم باباگفتن را یاد گرفته است و وقت برگشتن از کار، پشت در به استقبالم میآید. کلی شیرین شده است.
انتظار پنج ساله هانیه و سعید برای داشتن فرزند به نتیجهای نرسید. آنها هم مصمم شدند کودکی را به فرزندخواندگی بپذیرند. البته راضی کردن خانواده دو طرف سخت بود.
هانیه تعریف میکند: پدر و مادر همسرم اعتقاد دارند بچه فقط باید از نسل خودمان باشد و به غیر از آن، رضایت نمیدهند. ولی ما تصمیم خودمان را گرفتیم و به این نتیجه رسیدیم که قبول کردن مسئولیت برای بزرگ کردن یک کودک، هم حال وهوایمان را عوض میکند و به زندگی مان روح میدهد و هم ما را در ثواب بزرگ کردن کودک شریک میکند.
این حق ماست و هرکسی دوست دارد زندگی خانوادگی را تجربه کند. اما وارد شدن به پروسه فرزندخواندگی، سخت است و حوصله میخواهد. سامانه ثبت نام، دشوار و کُند عمل میکند. خود من چندین بار مدارک را بارگذاری کردم، اما هربار به دلیلی نتوانستم تا مرحله آخر پیش بروم.
نقد دیگری که به این سامانه وارد است، جای خالی کارشناسی پاسخگوست تا راهنمایی ات کند. من که نتوانستم با شماره داده شده ارتباط بگیرم. وقتی مرحله ورودی و مقدماتی تا این اندازه سخت باشد، به نظر باید منتظر هفت خان رستم بود.
تعداد افرادی که خواهان فرزندخوانده هستند، کم نیست. اما به ادعای خیلی ها، طولانی شدن پروسه فرزندخواندگی، حوصله بر است و زندگی پرشتاب امروز، اجازه وارد شدن در چرخهای طولانی مدت را نمیدهد.
اسفند۱۳۵۳ بود که قانون فرزندخواندگی یا فرزندپذیری در ایران به تصویب رسید؛ قانونی که در حمایت از کودکان بی سرپرست یا بدسرپرست، تدوین و ابلاغ شده بود و زوجهای نابارور را در رسیدن به آرزوی فرزنددارشدن یاری میکرد. به اینها اضافه کنید طرحهای «امین موقت» یا «خانواده میزبان» یعنی سرپرستی موقت کودکان بدسرپرست که برای تکمیل آن، رفته رفته به این روند اضافه شد؛ سپردن فرزندی از شیرخوارگاه به خانوادههای متقاضی، یکی از بزرگترین مسئولیتهایی است که سازمان بهزیستی بر دوش میکشد. بدسرپرست بودن و نداشتن سرپرست مؤثر، بزرگترین درد مشترک این بچه هاست.
شیرخوارگاه و مراکز شبه خانواده حتی اگر بهترین شیوهها را برای نگهداری کودکان به کار بگیرند، باز عقبتر از خانوادهاند و هرگز نخواهند توانست برای موج دل بستگی و ارتباطی که بین اعضای یک خانواده و در چهاردیواری محیط خانه اتفاق میافتد نقش آفرینی کنند.
از آن طرف کارشناسهای حوزه روان شناسی معتقدند کودکان قبل از چهارسالگی در سن دل بستگی هستند و ارتباط عاطفی اگر قبل از چهارسالگی اتفاق نیفتد، کار را برای مراحل بعدی سخت میکند. سپردن کودکان به خانوادهها کمک میکند آنها باهم بودن کنار خانواده را تجربه کنند؛ چراکه اگر زندگی در بهترین مراکز گروهی هم باشد، حس فضای خانوادگی را ندارد.
فرزندخواندگی به این سادگیها نیست. درباره واگذاری کودک به خانواده ها، آیین نامه و قانون وجود دارد. کسی که بخواهد فرزندی را به سرپرستی قبول کند، باید پارهای فرایندهای قانونی را طی کند.
به گفته مدیرکل بهزیستی خراسان رضوی، ابتداییترین کار، ثبت نام در سامانه فرزندخواندگی است. خانوادهها باید از نظر سلامت روان و جسم و موضوعات مربوط به پزشکی قانونی تأیید صلاحیت شوند و بعد از آن، ارائه آموزشهای لازم به خانواده و معرفی کودک و ارجاع به مرجع قضائی و... انجام میشود.
مهدی برجی میگوید: تلاش میکنیم این پروسه در کوتاهترین زمان سپری شود. البته گلایه خانوادهها درباره روند واگذاری، بجا و بحق است و فرزندخواندگی به این سادگیها نیست، اما سخت گیری و فرایندهایی که متقاضیان فرزندخواندگی باید بگذرانند، به خاطر اطمینان از صلاحیت خانواده هاست، آن هم درحالی که این بچهها یک بار ضربه خوردهاند و به شدت آسیب پذیرند. باید دقت بکنیم که این ماجرا دوباره اتفاق نیفتد. از این لحاظ به متولیان سازمان بهزیستی حق بدهید درباره موضوع حساس باشند و سخت گیری کنند. اما همیشه در تلاش بودهاند که این روند تسهیل شود.
او ادامه میدهد: سازمان بهزیستی فیلترهای مختلفی برای تأییدصلاحیت خانوادهها دارد. خانوادههایی که در این فیلترها صلاحیتشان ثابت شود، از نظر ما شایستگی فرزندخواندگی را دارند و در نوبت تحویل قرار میگیرند. اما باید به این موضوع هم توجه کنید که فقط ۱۰ درصد از کودکانی که در شیرخوارگاهها و مراکز شبه خانواده زندگی میکنند، شرایط لازم برای فرزندخواندگی را دارند؛ به عبارت دیگر کسانی را شامل میشوند که به صورت کامل از طرف والدین زیستی سلب حضانت شدهاند و در بقیه موارد سعی میکنیم آنها را به خانوادههای زیستی خودشان برگردانیم و برای این موضوع برنامه داریم.
برجی توضیح میدهد: درحال حاضر یکی از حلقههای مفقوده سازمان، توانمندسازی خانوادههای آسیب پذیر و آسیب دیده است تا کودک شرایط برگشت به خانواده اصلی خود را داشته باشد. قرار است این تیم در مشهد فعال شود و هم اکنون مقدمات انجام کار برایشان مهیا شده است.
او حرف را به سیصد خانواده موجود در فهرست انتظار فرزندخواندگی در استان میکشاند و پشت بندش ادامه میدهد: به طور میانگین، روزانه بین ۳۴ تا نهایت ۴۰ کودک در مراکز نگهداری ما هستند، اما همان طور که پیش از این هم اشاره کردم، از والدین تمام این کودکان، سلب حضانت نشده است.
برجی در آخر هم یادآوری میکند: سامانه ثبت نام فرزندخواندگی، کشوری است و مشکلی هم ندارد. معمولا متقاضیان، راهنمای تکمیل فرم را مطالعه نمیکنند و اگر مدارک را کامل داشته باشند، میتوانند به سرعت کار بارگذاری را انجام دهند تا پرونده به مرحله بعد برود.
معاون سلامت اجتماعی اداره کل بهزیستی خراسان رضوی نیز درباره مشکلات حوزه فرزندخواندگی میگوید: درباره این موضوع، یک طرفه نمیشود قضاوت کرد.
محمد غفاری زاده از خانوادههایی که تقاضای فرزندخواندگی دارند، میخواهد که با سازمان همراهی کنند؛ اینکه بیشتر آنها به دنبال نوزاد دختر با پوست سفید و چشم رنگی هستند یا نوع و فرم چهره را مشخص میکنند.
امکان پذیر نیست. علاوه بر این، برخیها واقعا شرایط مصوب شده در قانون را ندارند؛ برای مثال اولویت برای تحویل فرزند نوزاد با خانوادههای جوان است و این قانون، دست ما را میبندد که بخواهیم به خانواده بالای پنجاه سال نوزاد بدهیم. خلاصه اینکه ما اجازه داریم تا دو نوبت کودک به آنها معرفی کنیم و اگر قبول نکردند، باید دوباره در نوبت قرار بگیرند.
او با استناد به دستورالعملهای موجود توضیح میدهد: از زمانی که کودک تحویل خانواده داده میشود، باید دو سال بگذرد تا شناسنامه به او اختصاص یابد. این بازه زمانی به خاطر تأییدصلاحیت و اطمینان خاطر از کانون خانوادهای است که قرار است فرزندخوانده در آن بزرگ شود و نباید آن را به حساب سخت گیری گذاشت.
غفاری زاده توضیح میدهد: با نامهای که از دادسرا به این خانوادهها داده میشود، تأمین شیرخشک و ثبت نام فرزندخوانده شان در پیش دبستانی و مدارس هم امکان پذیر است. ما تلاش میکنیم شرایط را آسان کنیم و امیدواریم حس قشنگ زندگی از حضور یک کودک، در همه زندگیها جریان یابد.