وحشتناک است این خبر که دکتر پزشکیان در گفتوگو با خانه ملت میگوید. از وحشتناک هم وحشتناکتر است و برای این باید کلمهای آفرید که بتواند بارِ این مفهوم را منتقل کند. او در این خبر که با کدِ ۴۸۳۶۶۷ روی خروجی پایگاه انتخاب نیز قرارگرفته است میگوید: «صدها نفر امثال هادی رضوی در کشور وجود دارند!» یعنی صدها آقازادهای که فقط بهصرف نسبت با مسئولان نظام به آلافوالوف رسیدهاند که چندده میلیارد را هم رقمی نمیدانند! افرادی که اگر عقبه آنان را نادیده بگیریم همانطور که نماینده مدعیالعموم در جریان محکمه این فرد گفت، حداکثر میتوانستند وام ازدواج بگیرند اما... نمیخواهم به خوانش دوباره ماجرای دادگاه این فرد بپردازم. بهاندازه کافی نوشتند و گفتند و فضای مجازی هم هرچه خواست کرد، پس اصلا جایی نمیماند برای خوانش دوباره این ماجرا. آنچه خواندنی است و البته تأسفبرانگیز، سخن نایبرئیس مجلس شورای اسلامی است که «صدها نفر مثل هادی رضوی در کشور وجود دارد!» یعنی هر آن احتمال کشف اختلاسی جدید و دامنگستر شدن فساد مالی تازهای هست! یعنی راه برای غارت چنان باز است که «ازمابهتران» هر وقت اراده کنند میتوانند دست در انبار بیتالمال یا اموال مردم ببرند و جملگی را به «مال البیت» تبدیل کنند. من احساس خطر میکنم از این شرایط ولی صدایم بهجایی نمیرسد والا اعلامخطر میکردم که این شرایط ما را نه «مشروط» که مردود میکند. ادامه صحبتهای پزشکیان هم هزار تأمل میآفریند در ذهن که «دلیل مخالفت برخی با FATF شناخته شدن گردنکلفتهایی است که بهراحتی در کشور پول جابهجا میکنند.» با این گزاره که جناب نایبرئیس اول مجلس مطرح میکند اجازه داریم به برخی مخالفان FATF شک کنیم؟ حق داریم بگوییم آنان نه درد دین که درد جیب دارند والا دین هرگز با شفافیت و مشخص شدنِ مدخل و مخرج پول مشکلی ندارد. دینی که شعارش «فی حلاله حساب و فی حرامه عقاب» است و مدام انسان را به محاسبه دعوت میکند، قطعا با یلگی و بیمهاری از این جنس مخالف است. حتی اگر با FATF مشکل دارند یا مشکل میپندارند ماجرا را، راهکار حساب کشیدن داخلی که باید داشته باشیم تا کسانی که حدشان گرفتن وام ازدواج است، جیبی چنان انباشته نیابند که به انباشت پررویی هم بینجامد که طلبکارانه به محکمه هم نگاه داشته باشند. باید راه را از سرچشمهها بست همانطور که اگر قسط مردم عادی به تأخیر افتد، دست بر یقه خود و ضامنش میگذارند، برای افرادی ازایندست هم قدرت فائقهای باشد که نگذارد مال و آبروی جامعه را به بازی بگیرند. باور کنید که ضربه امثال این «شازده» به افکار عمومی و اعتماد ملی، صدچندان ضربه اقتصادی است که اصلا قابلبازسازی هم نیست. من معتقدم برای مواجهه و مقابله با این بلیه اقتصادی-اجتماعی-فرهنگی، نباید به محکمه کشیدن خود فرد خاطی را نقطه پایان دانست بلکه حتما باید کسانی را که این افراد خود را به آنان سنجاق کردهاند و به نام آنان میگیرند و میتازند هم یقه گرفت که اگر آنان اجازه سوءاستفاده نمیدادند، راه چنین باز نمیشد که نتیجه بشود این. باید سنجاقها را باز کنند در قدرت نشستگان تا «زالوهای چسبیده» بیفتند، قبل از آنکه خون مردم را بیش از این بمکند. پزشکیان، به یک نکته ظریف هم توجه میدهد: «[صرف] برخورد با افراد مشکل را حل نمیکند، بلکه باید سیستم اصلاح شود تا افراد اصلاح شوند [چه] حتی اگر فردی دزد باشد و سیستم اصولی در کشور وجود داشته باشد، نمیتواند دزدی کند اما اگر فردی، انسان سالمی [هم] باشد و زمین لغزندهای پیش روی وی وجود داشته باشد، پایش لغزیده و زمین میخورد»، پس باید با اصلاح سیستم، به شرایطی که این قبیل افراد به وجود میآورند و یاد در آن به وجود میآیند پایان داد.