امیرمنصور رحیمیان| وقتی در کوچهپسکوچههای شهر نگارخانهای پیدا میکنم، حس باستانشناسان را مییابم؛ باستانشناسی که بعد از یک عمر مرارت، فسیل دایناسوری نادر مربوط به عهد عتیق را کشف کرده است. با اینکه چندان عاقلانه نیست، خب چنین احساسی به من دست میدهد؛ البته نیازی به پیدا کردنشان نیست و خودشان سر راهت سبز میشوند. نگارخانههای درستوحسابی با سبک و سلیقه و معماری خاص خودشان؛ مثل «نگارخانه گلستانه» که در پس و پیلههای خیابان جهاد، غریب و مهجور افتاده است؛ نگارخانهای با محیطی صمیمی و دوستداشتنی. از بیرون سبک و سیاق خانههای قدیمی ایرانی را دارد و در داخل، یک معماری مفرح مدرن که بهکارگیری ظرفیتهای موجود در خانه قدیمی به زیبایی داخلش، کمک فراوانی کرده است.
«گالری گلستانه» در روزهای گذشته، شاهد برگزاری «چهاردهمین نمایشگاه از سلسله نمایشگاههای ششمین جشنواره عکس خیام» بود. این طولوتفصیل درمورد «جشنواره عکس خیام» به این دلیل است که اولا جشنواره معتبری است و ثانیا ابعاد بینالمللی این جشنواره بیشتر در معرض توجه است. بهطور خاص میشود از آن بهعنوان یک گردهمایی درستودرمان، بین هنرمندان عکاس ایرانی، چینی، هلندی، مالزیایی، انگلیسی، مجارستانی، ایتالیایی، رومانیایی و... یاد کرد. جمعیتی از هنرمندان که با آثار و زاویه دیدشان، دنیا را از دریچه دوربینشان، عبور و نتیجه آن را در معرض تماشای ما قرار دادهاند. قصد دارم توضیحی درمورد محل نگارخانه بدهم. شاید قدری از حجم تنهاییاش کم شود و هنرمندان بیشتری بهسمت برگزاری نمایشگاههای خود در آن بروند؛ نگارخانهای که در حوالی مرکز شهر است و خبری از زرقوبرق بالای شهر در اطرافش نیست. خیابان جهاد از خیابانهای اصیل و قدیمی مشهد با بافتی سنتیصنعتی است که یکی از چهارراههایی است که به تقاطع بیسیم میرسند. این تقاطع بیشتر بهخاطر بیمارستان سینا شهرت دارد. جهاد۳ -جایی که نگارخانه در انتهای آن قرار دارد- کوچهای پهن است که به سبک بیشتر کوچههای این سمت شهر، پر شده است از خانههای ویلایی و آپارتمانهای پرزرقوبرق. نمای بیرونی نگارخانه به سبک خانههای روستایی، وسط آن همه سنگ و سیمان، از بیننده دلبری میکند. این خانه با تکدرختی که جلویش سبز است، حس صمیمیتش بیشتر میشود. از در چوبی و قدیمیطور نگارخانه وارد راهروی کوتاهی میشوی که در آن یک میز و دو صندلی قرار دارد. نور زردرنگی که از چراغهای سقف و دکور روبهرویش میتابد، راهرو را روشن کرده است. کسی پشت به در نشسته است و روی میز پر از عکس است. سمت چپ، قسمتهایی از دیوار را با سلیقه خراب کرده و راهی برای ورود به فضای نگارخانه درست کردهاند. از اینجا وارد اتاقی بیستوچهار، بیستوپنجمتری میشوی، یک دست مبلمان فلزی با تشکچههای آبیرنگ جلب توجه میکند. نور بیرون، از پنجرههای سمت راست نشت میکند به داخل و معدود تابلوهایی که به دیوار چسباندهاند، با نور موضعی خودنمایی میکنند. اوضاع سالن اصلی نگارخانه ولی فرق میکند. تمام دیوارها سفید شدهاند و یکدستی لذتبخشی دارند. سمت چپ اتاق هم به سبک معماری قبلی، دیواری را خراب کردهاند و ورودی محوطه نمایش است. به محض ورود، از هجوم نور و رنگی که میبینی، جامیخوری. فضای بزرگ شصت،هفتاد متری سفید، با دیوارهایی که بهعمد بهصورت ناهموار گچمالی(!) شدهاند و سقفی که به همان سبک ناشیانه گچکاری شده است و نورهای مخفی و قوسهای بزرگ، نشان از وسعت و طبیعتگرایی دارد. نورهای موضعی و فراگیر همهجا را روشن کردهاند و محوطه کاملا روشن است. جابهجا دیوارها را به همان حالت آجری رها کردهاند که نشان از هوشمندی و فراموش نکردن ریشههاست. روی دیوارهای سفید اما جشن نور و رنگ و سایه است. دیدن این همه رنگ و زیبایی هر کسی را سر ذوق میآورد. لازم به ذکر است که «جشنواره بینالمللی عکس خیام» تنها جشنواره داخلی زیرنظر فدراسیون بینالمللی هنر عکاسی «فیاپ» است. عکسهای راهیافته به این جشنواره، ضمن ثبت در آرشیو فیاپ بهنام عکاس، برای دریافت القاب آن نیز محاسبه خواهد شد. دورههای پیشین جشنواره خیام عنوان پرشرکتکنندهترین جشنواره داخلی را بهدست آورد. این جشنواره تنها جشنواره داخلی بود که تعداد شرکتکنندگان خارجی آن از شرکتکنندگان داخلیاش بیشتر بود. نمایشگاه آثار برتر در ۳۲شهر به نمایش درآمد و کتابی هم طبق رسم هرساله برگزارکنندگان چاپ شد و به همه شرکتکنندگان- حتی آنهایی که کارشان به نمایشگاه راه پیدا نکرد- اهدا شد. این کتاب را فیاپ با امتیاز پنج ستاره(بیشترین کیفیت) ارزشگذاری کرد. این دوره، مشهد میزبان چهاردهمین نمایشگاه از سری نمایشگاههای جشنواره بود، منتها در نگارخانه غریب و نجیب گلستانه؛ نگارخانهای که با همه خوبیهایش، تنها و مهجور است و انگار که تنهاییاش را دوستتر میدارد و از هیاهوی آدمها دوری میکند!