«پیوست به صبح» زیر ذره‌بین منتقدان ادبی | از ظرفیت رباعی تا چالش‌های ساختاری

  • کد خبر: ۳۷۶۱۹۰
  • ۰۹ آذر ۱۴۰۴ - ۲۰:۳۹
«پیوست به صبح» زیر ذره‌بین منتقدان ادبی | از ظرفیت رباعی تا چالش‌های ساختاری
نشست نقد مجموعه «پیوست به صبح» میزبان دیدگاه‌های متفاوتی از منتقدان ادبی افغانستانی بود؛ از ستایش سلامت زبانی و تصویرهای روشن تا انتقاد از مقدمه‌نویسی و تکرار واژگان کلیدی همچون صبح و شب.

به گزارش شهرآرانیوز، شامگاه شنبه (۹ آذرماه ۱۴۰۴) نشست نقد و بررسی مجموعه رباعی «پیوست به صبح» اثر سیدعلی عطایی،شاعر، نویسنده و گوینده رادیو دری، با حضور جمعی از شاعران و منتقدان ادبی افغانستانی در حوزه هنری خراسان رضوی برگزار شد.

این مجموعه رباعی که توسط دفتر نشر فارسی‌زبانان منتشر شده، شامل بیش از ۱۰۰ رباعی با محوریت صبح و با هدف تولید محتوای تازه برای برنامه رادیویی «کافه صبح» است.

عطایی در این نشست توضیح داد که برای پرهیز از تکرار و استفاده از متون پیشین، تصمیم گرفته است مجموعه‌ای جدید با حال‌وهوای بیداری، آغاز روز و روشنایی خلق کند و این تجربه را اقدامی کم‌نظیر در رباعی‌سرایی موضوع‌محور دانست.

دیدگاه عباس ساعی: کم‌سابقه بودن موضوع و اهمیت سلامت زبانی

عباس ساعی، شاعر و منتقد ادبی، نخستین منتقد در این نشست بود و در آغاز تحلیل خود به کمیابی مجموعه‌هایی با موضوع واحد «صبح» در قالب رباعی اشاره کرد.

وی با تأکید بر اینکه در سنت فارسی، رباعی بیشتر حامل مضامین فلسفی، عرفانی و گاه اجتماعی بوده است، توضیح داد: سرایش مجموعه‌ای گسترده از رباعی‌های مرتبط با صبح در این حجم، از روزگار رودکی تاکنون کمتر دیده شده است.

ساعی گفت: عطایی با اتکا به ذوق شاعرانه و الزام‌های تولید محتوا برای برنامه رادیویی، مجموعه‌ای آفریده که برخی رباعی‌های آن چشم‌نواز و فراتر از انتظار است.

این منتقد در ادامه به ساختار و تکنیک اثر پرداخت و تأکید کرد: با وجود تلاش‌مبنابودن بخشی از شعرها، روانی و سلاست زبان مانع از آن شده است که تکلف شاعر به چشم بیاید.

به گفته او، شعر‌ها جاری، طبیعی و بی‌تحمیل‌اند و همین ویژگی ارزش کار را افزایش می‌دهد. ساعی در ادامه به برخی لغزش‌های موجود در مقدمه ناشر نیز اشاره کرد و عباراتی همچون «مروج شعر فارسی» و توصیف‌های غیر دقیق درباره قدمت شعر فارسی را نمونه‌هایی از این کاستی‌ها برشمرد.

وی سپس با اشاره به حضور بسیار اندک واژه‌های بیگانه نظیر المان، پلان، لوکیشن، کاربن و فامیل تأکید کرد و گفت: این موارد عمدتاً به مقدمه کتاب محدود شده و وارد متن شعر نشده‌اند.

ساعی حضور واژه‌های اصیل فارسی که در گفتار روزمره کمتر به کار می‌روند، اما در افغانستان همچنان زنده‌اند را نقطه قوت مجموعه دانست و افزود: این انتخاب‌های واژگانی، هویت زبانی کتاب را تقویت کرده است.

این منتقد با اشاره به بسامد طبیعی واژگانی مانند خورشید، پنجره، آینه، طلوع، آفتاب، شب و پرندگان صبح‌خیز توضیح داد: تکرار این عناصر تصویری، انسجام معنایی و هویتی مجموعه را افزایش داده است.

وی ورود زبان محاوره به رباعی را نیز از نکات مهم کار دانست و گفت: برخی تعبیر‌های روزمره با لطافت و دقت در شعر نشسته و آن را خوش‌خوان و امروزی کرده است.

ساعی همچنین به رباعی‌هایی اشاره کرد که ساختاری روایی دارند و داستان‌گویی و دیالوگ‌نویسی در آنها برخلاف عرف قالب رباعی، با موفقیت اجرا شده است.

دیدگاه حکیم بینش: برجستگی‌های تصویری و نقد کاستی‌های ساختاری در بخش دیگری از نشست، حکیم بینش، منتقد ادبی، با تحلیل جنبه‌های زبانی و تصویری مجموعه گفت: یکی از ویژگی‌های برجسته «پیوست به صبح» حضور مشهود عناصر دَری‌نویسی است؛ زبانی که به گفته او، در کنار فارسی امروز ریشه‌ای واحد دارد، اما از نظر ساختار جمله و واژگان در بستر افغانستان جلوه‌های اصیل‌تری را حفظ کرده است.

بینش تأکید کرد: شاعر در این مجموعه از واژگان و ساختار نحوی دری به‌گونه‌ای سنتی و درست بهره گرفته و همین امر سبب شده است فضای شعر‌ها به زبان کلاسیک و بومی نزدیک شود.

وی با اشاره به مهارت عطایی در تصویرسازی‌های صبحگاهی گفت: شاعر توانسته است بسیاری از موقعیت‌های روزمره خانواده و محیط زندگی را در قاب رباعی‌ها به‌گونه‌ای دقیق ثبت کند و تجربه زیسته خود را به‌طور محسوس در شعر وارد سازد.

به باور بینش، در بخش زیادی از این مجموعه، زبان شاعر به محاوره نزدیک شده و همین امر بیانی سهل و ممتنع، صمیمی و قابل‌پذیرش ایجاد کرده است.

«پیوست به صبح» زیر ذره‌بین منتقدان ادبی | از ظرفیت رباعی تا چالش‌های ساختاری

این منتقد در ادامه به تنوع تصویری مجموعه پرداخت و توضیح داد: در بخشی از رباعی‌ها تصویر به‌صورت یک‌دست و سینمایی پیش می‌رود و از ابتدا تا پایان قاب مشخصی را دنبال می‌کند، اما در برخی دیگر، تصویر بر پایه کشف‌های شعری و ترکیب‌های ابتکاری شکل می‌گیرد.

بینش چند نکته انتقادی نیز مطرح کرد؛ از جمله اینکه در بخش‌هایی از کتاب مضمون‌ها تکرار می‌شوند و بعضی رباعی‌ها در سه مصرع نخست زمینه کافی برای فرود مصرع پایانی ایجاد نمی‌کنند. همچنین در برخی نمونه‌ها تصویر‌های سینمایی ناگهان قطع می‌شوند یا پیوند معنایی آنها با مصرع پایانی به‌قدر کافی قوی نیست.

وی به مواردی از کاربرد نابجای واژگان نیز اشاره کرد و گفت: مجموعه با بازبینی دقیق‌تر می‌توانست یک‌دست‌تر شود.

این منتقد ادبی با وجود اشاره به کاستی‌ها، «پیوست به صبح» را مجموعه‌ای موفق دانست و گفت: شعر‌های عطایی در بسیاری از بخش‌ها در دهان مخاطب شیرین می‌نشیند و می‌تواند برای خوانندگان شعر معاصر دلپذیر و الهام‌بخش باشد.

دیدگاه ابوطالب مظفری: چالش مقدمه‌نویسی و تکرار تصویر‌ها در رباعی‌های «پیوست به صبح»

در ادامه نشست نقد مجموعه رباعی «پیوست به صبح»، سید ابوطالب مظفری، شاعر و منتقد ادبی، با انتقاد از نحوه مقدمه‌نویسی کتاب تأکید کرد که در نقد ادبی امروز اصل بر «مرگ مؤلف» است و منتقد باید تنها بر متن منتشرشده تکیه کند.

وی گفت: توضیحاتی درباره زمان، مناسبت یا شرایط سرایش شعر نباید در مقدمه کتاب درج شود، زیرا خواننده را دچار پیش‌داوری می‌کند و حتی ممکن است باعث شود منتقد در داوری خود احتیاط‌های بی‌مورد داشته باشد.

مظفری افزود: این مجموعه شعری به‌رغم آن‌که بخشی از شعر‌ها محصول سفارش برنامه و تولید محتواست از سر کوشش پدید آمده و همین موضوع نیازمند هیچگونه توجیه یا توضیح بیرونی نیست. به گفته او، شعر‌های این مجموعه در حد قابل قبول و بدون وابستگی به ملاحظات بیرونی‌اند و حذف مقدمه یا اختصار آن می‌توانست از یکنواختی و محدودشدن کتاب جلوگیری کند.

وی همچنین با اشاره به تفاوت زبان سرایش و زبان چاپ توضیح داد: شاعر می‌توانست در بازنگری نهایی، رباعی‌هایی از دوره‌های دیگر نیز در کنار شعر‌های جدید قرار دهد تا کتاب از تمرکز بیش‌ازحد بر یک موضوع رها شود.

مظفری تأکید کرد: منتقد موظف است متن چاپ‌شده را به‌مثابه یک اثر مستقل داوری کند و نه روایت‌های شاعر درباره روند تولید آن.

این منتقد ادبی سپس با مروری بر جایگاه تاریخی رباعی گفت: این قالب از قدیمی‌ترین قالب‌های اصیل فارسی است که ریشه در ادبیات شفاهی داشته و از میان مردم به ادبیات رسمی راه یافته است.

مظفری افزود: یکی از چالش‌های مجموعه حاضر، تکرار واژه‌هایی مانند صبح، شب، خورشید و پنجره است؛ واژه‌هایی که در شعر فارسی معاصر به‌دلیل معانی استعاری سیاسی و اجتماعی، بیش‌ازحد مصرف شده‌اند.

وی تأکید کرد: می‌شد از این دوگانه‌های تثبیت‌شده فاصله گرفت و به معنای واقعی و طبیعی این تصویر‌ها نیز پرداخت.

مظفری با وجود این نقدها، ظرفیت و توانایی شاعر را قابل توجه دانست و گفت مجموعه «پیوست به صبح» با بازنگری و تنوع‌بخشی بیشتر می‌توانست به اثری پخته‌تر تبدیل شود.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.