به گزارش شهرآرانیوز؛ مرد جوان پس از سالها کار در زمینه تجهیزات ساختمانی، تصمیم گرفت خودش دست به کار شود و با پولی که از چند سرمایه گذار گرفته بود، یک مجتمع مسکونی بسازد. او یک قطعه زمین خرید و از ابتدای سال، کار ساخت را شروع کرد. چند هفته نگذشته بود که این مرد درحالی که شاهد نوسانات بازار و افزایش قیمت لوازم ساختمانی بود، تصمیم گرفت صفر تا صد لوازم موردنیاز پروژه ساختمانی اش را خریداری و در انبار پروژه نگهداری کند.
این مرد چهل و یک ساله عدهای کارگر جوان و نوجوان را برای کار استخدام کرده بود. او معتقد بود هرچه به نیروی کارش بیشتر محبت کند، آنها نیز در کار جبران میکنند و بهتر کار میکنند. روشی که جواب داد و پروژه ساختمانی خیلی زود پیش رفت و اسکلت ساختمان تکمیل شد. ساخت و ساز به خوبی پیش میرفت به شکلی که خیلی زود نوبت به نصب تجهیزات داخلی رسید.
در این مرحله او و کارگرانش متوجه سرقت صدها میلیون تومان از تجهیزات ساختمانی شدند. مالک پروژه که به تمام کارگرانش بدبین شده بود، بلافاصله با پلیس تماس گرفت و موضوع را گزارش کرد. گزارشی که سرهنگ رجبعلی صفایی، رئیس کلانتری سناباد، با صدور دستوراتی تخصصی تیمی از مأموران دایره تجسس این مرکز پلیس را مسئول رسیدگی به آن کرد.
با آغاز رسیدگی به پرونده، مأموران دایره تجسس کلانتری سناباد به سرپرستی کارآگاه جمال رحیمی، رئیس دایره تجسس کلانتری، به این پروژه ساختمانی رفتند. جایی که کارفرما، کارگران و حتی سرمایه گذاران به یکدیگر بدبین شده بودند. کارفرما به مأموران گفت که در اواخر بهار تمامی لوازم موردنیاز ساختمان را خریداری کرده بود. لوازمی که امروز حتی برخی کارگران و سرمایه گذارانش در وجود آنها ابراز تردید میکنند.
کارفرمای جوان که نگران سرمایه گذارانش بود، توضیح داد که در محل کارگاه و انبار، نگهبان مورد اعتمادی حضور داشته و این مکان مجهز به دوربین مداربسته است. هرچند نگهبانش که تازه داماد است، از سرقت وسایل ابراز بی اطلاعی میکند و مدعی است که احتمالا در نبود او این وسایل به سرقت رفته است. باوجوداین، کارفرما تمام فاکتورها را بررسی کرده و ارزش تقریبی اموالی که وارد انبار شده بود، بیش از ۳ میلیارد ریال بوده و اکنون ارزش ریالی آنها دوبرابر شده است.
پس از ثبت اظهارات مالک پروژه، مأموران ضمن بازبینی چند ماه تصاویر دوربینهای مداربسته با نگهبان و کارگران گفتوگو کردند. در میان همه افراد، مأموران بیش از همه به نگهبان نوزده ساله کارگاه مظنون شدند. فردی که کارفرما بیش از همه به او اعتماد داشت، اما این فرد در گفتوگو با پلیس اظهارات متناقضی مطرح میکرد. این نگهبان که یک سال قبل همراه برادر نوجوانش از روستا برای کار به مشهد مهاجرت کرده بود، در ابتدا مدعی شد که چنین اموالی را ندیده و بعد هم گفت که افراد زیادی به انبار تردد داشتند و احتمالا کار یکی از آنها بوده است.
پس از ثبت اظهارات کارگران، تیم تحقیق به بازبینی دقیق تصاویر پرداخت. در حالی که بررسی این تصاویر ادامه داشت، مأموران سرانجام در بازبینی تصاویر به شبی رسیدند که لحظاتی پس از ورود نگهبان به انبار، تصاویر دوربین برای چند ساعت تیره میشد. چند ساعت بعد، اما تصویر وصل میشود و جای خالی بخشی از اموال در انبار مشخص است.
با این سرنخ مهم، مأموران بلافاصله با هماهنگی مقام قضایی نگهبان جوان را دستگیر و به کلانتری سناباد منتقل کردند. متهم پس از انتقال، همچنان خود را بی گناه معرفی میکرد تا اینکه مستندات پلیس را دید. او که دیگر راهی برای انکار نداشت، در بازجویی فنی به سرقت وسایل ساختمانی اعتراف کرد، هرچند مدعی بود این سرقتها را به تنهایی انجام داده و اموال را به یک تبعه خارجی جوان فروخته است.
متهم که در اولین اعترافش مدعی بود همدستی نداشته، در ادامه بازجویی فنی پلیس و مواجهه با پدرش حتی برادر نوجوانش را هم لو داد و گفت: من تا اواخر سال قبل مانند بقیه جوانان روستا به پرورش دام و چوپانی مشغول بودم تا اینکه با یکی از دختران روستا نامزد کردم.
نامزدم گفت باید برای زندگی به شهر برویم. برای ساختن زندگی به شهر آمدم و با کمک یکی از هم ولایتی هایم که در منطقه سجاد نگهبان یک ساختمان بود، برای نگهبانی از این پروژه مشغول به کار شدم. کارم را دوست داشتم، اما نمیتوانستم پس انداز کنم، برای همین تصمیم به سرقت گرفتم. تا به حال دزدی نکرده بودم، اما وقتی نامزدم گفت برای شب یلدا باید به خانه شان بروم و برای او طلا ببرم، تصمیم گرفتم با همدستی برادر و دو نفر از اهالی روستا که در مشهد هستند دزدی کنیم.
متهم ضمن معرفی همدستانش اضافه کرد: اموال را که سرقت کردیم، آنها را با وانت یکی از هم ولایتی هایم به یک مال خر که از اتباع خارجی بود تحویل دادیم. سهم من ۳ میلیارد ریال شد که همه آن را طلا خریدم و در شب یلدا به نامزدم هدیه دادم. طلاهایی که اگر نامزدم یا خانواده اش بفهمند دزدی بوده نه تنها آنها را به من برنمی گردانند، بلکه مهریه اش را اجرا میگذارد.
در ادامه روند رسیدگی، مأموران برادر چهارده ساله متهم را به همراه همدست نوزده ساله و مال خر بیست ساله اش دستگیر و به کلانتری سناباد منتقل کردند. با انتقال این چهار متهم نوجوان و جوان، والدین آنها نیز خود را به مشهد و کلانتری رساندند. والدینی که ضمن تنبیه فرزندانشان گفتند پس از این دیگر اجازه نخواهند داد به مشهد بیایند و همه باید به روستا بازگردند.
با حضور خانواده متهمان در کلانتری، مال باخته نیز خودش را به این مقر پلیس رساند. در حالی که پرونده به دادسرا رفت شاکی پرونده وقتی شنید ممکن است زندگی نگهبانش به خاطر سرقت طلاها از بین برود تصمیم گرفت بررسی کند که آیا میتواند به نگهبانش فرصت دوباره بدهد تا او به جای پولی که دزدیده برایش کار کند یا نه.