به گزارش شهرآرانیوز، شهادت سید حسین علمالهدی، از دانشجویان برجسته و چهرههای شاخص جریان انقلابی در سالهای آغازین دفاع مقدس، یکی از ماندگارترین و در عین حال مظلومترین حماسههای تاریخ جنگ تحمیلی را رقم زد؛ حماسهای که در ۱۶ دیماه ۱۳۵۹ در منطقه هویزه و در جریان یکی از نخستین نبردهای نامتوازن نیروهای مردمی با ارتش بعث عراق شکل گرفت.
سید حسین علمالهدی، متولد سال ۱۳۳۷ در اهواز، از همان سالهای نوجوانی به عنوان چهرهای دغدغهمند، اندیشمند و متعهد شناخته میشد. او که تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته تاریخ در دانشگاه مشهد دنبال میکرد، پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، حضوری فعال در مبارزات فکری و فرهنگی علیه رژیم پهلوی داشت و با پیروزی انقلاب، نقش خود را در عرصههای جدیدی از خدمت و مسئولیت تعریف کرد.
با آغاز جنگ تحمیلی، علمالهدی از جمله نخستین دانشجویانی بود که درس و دانشگاه را رها کرد و راهی جبهههای جنوب شد. او اعتقاد داشت دفاع از انقلاب اسلامی تنها یک وظیفه نظامی نیست، بلکه مسئولیتی تاریخی و تمدنی است که نیازمند آگاهی، ایمان و شجاعت توأمان است. همین نگاه عمیق باعث شد تا او در کنار حضور در خط مقدم، به تبیین ابعاد فکری و اعتقادی جنگ نیز بپردازد و الهامبخش بسیاری از نیروهای جوان و داوطلب شود.
در دیماه ۱۳۵۹ و در شرایطی که بخشهایی از خوزستان در اشغال ارتش بعث عراق قرار داشت، گروهی از نیروهای سپاه پاسداران و داوطلبان مردمی، با هدف بازپسگیری مناطق اشغالی، عملیاتی را در محور هویزه آغاز کردند. در این عملیات، سید حسین علمالهدی به همراه جمعی از دانشجویان، پاسداران و رزمندگان بسیجی حضور داشت.
نبرد هویزه، اما به دلیل ضعف پشتیبانی زرهی و اطلاعاتی، به یکی از تلخترین و در عین حال حماسیترین صحنههای دفاع مقدس تبدیل شد. نیروهای ایرانی که عمدتاً با سلاحهای سبک و امکانات محدود وارد میدان شده بودند، در محاصره تانکها و آتش سنگین دشمن قرار گرفتند. با وجود این، علمالهدی و یارانش نهتنها عقبنشینی نکردند، بلکه تا آخرین لحظه با مقاومت جانانه ایستادند.
بر اساس روایتهای میدانی، سید حسین علمالهدی در آخرین لحظات نبرد، با سلاحی ساده در برابر تانکهای دشمن ایستاد و سرانجام به همراه دهها تن از همرزمانش به شهادت رسید. پیکرهای این شهدا به مدت 16 ماه در منطقه باقی ماند و همین موضوع، مظلومیت مضاعف این حماسه را در تاریخ دفاع مقدس ثبت کرد.
به روایت سردار محمدرضا آسودی،مسئول تبلیغات قرارگاه کربلا در دوران دفاع مقدس از اواخر سالهای ۱۳۶۲ و ۱۳۶۳ حضور مردم در مناطق جنگی آزادشده بهصورت حرکتی فرهنگی و مردمی و عمدتاً به درخواست خانوادههای شهدا و جانبازان آغاز شد و تا پایان جنگ و سالهایی پس از پذیرش قطعنامه ادامه داشت، اما فاقد عنوان، سازمان و حمایت رسمی بود. در روز عرفه سال ۱۳۷۶، من هنگام حضور در منطقه طلائیه و مشاهده غربت مناطق عملیاتی، بهشدت متأثر شدم. در مسیر حرکت به گلزار شهدای هویزه و هنگام قرائت دعای عرفه، فضای معنوی خاصی شکل گرفت. کنار مزار شهید حسین علمالهدی از شهدا طلب راهی برای احیای این مناطق کردم و در همان لحظه، عنوان «راهیان نور» به ذهنم الهام شد. این ایده با همراهی برخی افراد، از جمله مهندس چمران، آغاز شد و با فعالسازی سپاه، قرارگاه کربلا و جلب توجه مسئولان، زمینه گسترش بازدید از مناطق عملیاتی و شکلگیری حرکت راهیان نور را فراهم ساخت.
شهادت سید حسین علمالهدی تنها پایان یک زندگی نبود، بلکه آغاز یک روایت الهامبخش برای نسلهای بعد شد. او نماد پیوند دانش و جهاد، تفکر و عمل و آگاهی و ایثار بود؛ شخصیتی که نشان داد دفاع از میهن و ارزشها، نیازمند انسانهایی است که هم اهل اندیشه باشند و هم اهل میدان.
سالها پس از شهادت او، رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با خانواده شهدا، بارها از حماسه هویزه و شخصیت سید حسین علمالهدی به عنوان نمونهای درخشان از ایمان آگاهانه یاد کردهاند؛ ایمانی که نه از سر احساسات زودگذر، بلکه بر پایه شناخت عمیق از زمانه و مسئولیت تاریخی شکل گرفته بود.
امروز، نام سید حسین علمالهدی با هویزه گره خورده است؛ هویزهای که دیگر تنها یک نقطه جغرافیایی نیست، بلکه نماد ایستادگی نسلی است که با دست خالی، اما با دلهایی سرشار از یقین، در برابر یکی از مجهزترین ارتشهای منطقه ایستاد.
حماسه هویزه و شهادت علمالهدی، همچنان یک پرسش زنده پیش روی جامعه است: اگر آگاهی، ایمان و شجاعت در کنار هم قرار گیرند، مرزهای ممکن و ناممکن تا کجا جابهجا میشوند؟