گفت‌و‌گو با پزشک محله‌ کلاهدوز

طبابت، دل و جان می‌خواهد

  • کد خبر: ۳۸۵۲
  • ۰۲ شهريور ۱۳۹۸ - ۰۴:۲۵
  • ۷
طبابت، دل و جان می‌خواهد

نعیمه زمانی - ساعت کاری به پایان رسیده است که وارد مطب او می‌شویم، با آنکه یک روز پرمشغله‌ کاری را گذرانده است اما با لبخند به استقبالمان می‌آید. رفتاری که تمام حرف‌های پشت‌سرش را تأیید می‌کند. حرف‌های مراجعانی که او را به حاذق‌بودن، روی خوش، صبر و حوصله‌اش می‌شناسند. محمدرضا ایوبیان 20سال است که در محله‌ کلاهدوز طبابت می‌کند و به گفته‌ بیمارانش با تشخیص درست و به‌موقع حال خوب را به ‌آن‌ها ارمغان داده است. ما نیز ساعاتی با او گفت‌و‌گو کردیم تا از حال و هوای خود برایمان بگوید.


تحصیل دوباره
سال1348 در شهرستان خلیل‌آباد کاشمر به دنیا آمدم. تا مقطع سوم راهنمایی درس خواندم و از آنجایی که آن‌زمان بیشتر افراد به اخذ سیکل بسنده می‌کردند من نیز ترک تحصیل کردم. مادرم به من توصیه می‌کرد که درسم را ادامه دهم. نتیجه‌ نصیحت‌ها و احترام به خانواده باعث شد که پس از گذشت 2سال دوباره تحصیل را شروع کنم. ابتدا در رشته‌ ریاضی فیزیک تحصیل کردم اما به آن علاقه‌ای نداشتم و به‌همین دلیل تغییر رشته داده و رشته‌ علوم‌تجربی را برگزیدم. از سال سوم دبیرستان درس‌خواندن برایم جدی شد و از آن لذت می‌بردم. طوری که برای شروع هفته لحظه‌شماری می‌کردم تا به مدرسه بروم. حسی که آن را مدیون دعای مادر و محبت الهی می‌دانم. علاقه به پزشکی آن‌چنان در من برقرار بود که هنگام انتخاب رشته‌ تحصیلی برای دانشگاه به چیزی جز پزشکی فکر نمی‌کردم. درنهایت سال69 در رشته‌ پزشکی دانشگاه مشهد قبول شدم و این‌گونه فصل جدیدی در زندگی من شروع شد. برای تحصیل به مشهد آمدم. وابستگی و علاقه‌ شدیدی به خانواده داشتم، به همین دلیل این دوری برایم بسیارسخت بود. با این حال تحصیل در رشته‌ پزشکی باعث شد تا این دوری را بپذیرم. سپس با یک پزشک ازدواج کردم و در حال حاضر 3فرزند دارم.


مردمی مهربان
سال77 درسم تمام شد و به معنای واقعی وارد این حرفه شدم. ابتدا باید طرحم را در روستاهای کاشمر می‌گذراندم. این موضوع که به طور اتفاقی رخ داد باعث شد دوباره به کاشمر بروم. مردم آن روستا بومی بودند و به زبانشان آشنایی داشتم. آن‌ها هم به‌دلیل طبابتم، لطف بسیاری به من داشتند. هنوز هم برای درمان نزد من می‌آیند و همچنان لطف و مهربانی‌شان ستودنی است. زمانی که در آنجا بودم، یکی از اهالی روستا حال نامساعدی داشت که به قول معروف رو به قبله شده بود. نزد پزشکان زیادی رفته و از آنجایی که به زردی هم دچار شده بود، تمام آزمایش‌ها حول این محور انجام شده بود. به درخواست یکی از نزدیکان بیمار او را معاینه کردم و به بیماری تب مالت مشکوک شدم. در نهایت پس از انجام آزمایش تشخیص من تأیید شد و بیمار با دارو بهبود یافت. دو سال را در آنجا گذراندم و از آنجایی که متأهل بودم به مشهد بازگشتم و مطبی در محله‌ کلاهدوز که مردمان خوبی دارد دایر کردم. پس از آن با یکی از دوستانم درمانگاهی را تأسیس کردیم و اکنون در آنجا نیز به‌عنوان پزشک فعالیت دارم.


هر روز، یک تجربه
در کار پزشکی فرد باید اطلاعاتش به‌روز باشد و در سمینارها شرکت کند. من نیز همواره به دنبال این بوده‌ام که اطلاعاتم را افزایش دهم ضمن اینکه فرد در این حرفه با بیماری‌ها، داروها و مسائل مختلفی آشنا می‌شود و تجربه‌های زیادی کسب می‌کند. همیشه تلاش کرده‌ام در کارم موفق باشم. اوایل دوران دانشجویی توسط دانشگاه به اردوی علمی در نیشابور رفتیم. در آنجا دکتر الهی، یکی از استادان من گفت« هیچ کشاورزی گندم را برای کاه نمی‌کارد، بلکه گندم را برای گندم می‌کارد، کاه خودش عاید می‌شود.» بعد از گذشت سال‌ها هنوز حرف او را به خاطر دارم و آن را سرلوحه‌ زندگی‌ام قرار داده‌ام. طبابت دل و جان می‌خواهد. در واقع یک پزشک در ابتدا باید عاشق کارش باشد و به بیماران به چشم نوع‌دوستی بنگرد. دقت در تشخیص بیماری اهمیت زیادی دارد. با آنکه ممکن است در روز 40بیمار را معاینه کنم اما هر بیمار را یک فرد جدا می‌بینم و با حوصله او را معاینه می‌کنم تا بهترین تشخیص و تجویز را داشته باشم. گرچه ممکن است خستگی جسمی داشته باشم اما به لحاظ روحی خسته نمی‌شوم بلکه از اینکه حال فردی خوب شود حس خوبی پیدا می‌کنم. اگر به عقب برگردم دوباره همین حرفه را انتخاب خواهم کرد.
دکتر ایوبیان گله‌ای هم دارد و می‌گوید: سال گذشته دیسک کمر گرفتم، آن لحظه با خود فکر می‌کردم زندگی‌ام دیگر ارزشی ندارد زیرا حتی نمی‌توانستم بخوابم. پس از آنکه جراحی شدم و بهبود یافتم با خود گفتم زحمت پزشکم را چگونه می‌توانم جبران کنم. بنابراین به شغل پزشکی نباید مادی نگریست. از طرف دیگر پزشک باید فارغ از مسائل مادی و ذهنی بیمار را معاینه کند و درگیر مسائل حاشیه‌ای نباشد. ضمن‌ اینکه نباید نگران هزینه‌ اجاره‌ مطب خود باشد. چیزی که امروز یک پزشک را می‌آزارد نگاه منفی درباره وضعیت مالی پزشکان است. این نوع نگاه تبعات دارد. تبعات آن را می‌توان در مراجعه بیمار به چندین پزشک برای بهبود مشاهده کرد. امیدوارم روزی برسد که در جامعه‌ ما دانش و علم ارزش داشته باشد نه مسائل مادی. 

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۷
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
سمیه صبوری
Iran (Islamic Republic of)
۰۹:۳۶ - ۱۳۹۹/۰۶/۲۷
0
0
من یکی دعا میکنم خداوند متعال از عمر منه حقیر برداره و به عمر جناب آقای دکتر ایوبیان اضافه کنه من سه تا فرزند دارم هر وقت هر بیماری داشتن پیش آقای دکتر رفتم ایشون نه تنها که دستشون معجزست بلکه با گفتارشون سعی میکنن آدمو آروم کنن و روحیه خوبی به مریضاشون میبخشن انشاالله زنده باشن
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۰۱:۰۶ - ۱۴۰۰/۰۲/۰۸
1
1
بسیار عالی و کار درست و مومن
تشخیص صحیح ،مهربان ،دلسوز.....
راحله طاهری
Iran (Islamic Republic of)
۰۵:۰۴ - ۱۴۰۰/۰۴/۲۵
0
0
خدا الهی عمرشون بده
محمد صادق
Iran (Islamic Republic of)
۱۰:۱۷ - ۱۴۰۱/۰۸/۱۱
0
0
بی نظیرن در برخورد با بیمار خدا خیرشون بده
فریده مخملباف
Iran (Islamic Republic of)
۲۳:۲۳ - ۱۴۰۱/۱۰/۱۸
0
0
من همیشه برای آقای دکتردعامیکنم. خداالهی طول عمربابرکت توام باسلامتی به ایشون بده وسالیان سال سایشون مستدام باشه واسه خونوادشون وواسه مردم. پسرم سرفه های بدی میکردیه شب سردآخروقت رفتم مطبباوجودیکه گفتم تودلم الان آقای دکتربچموویزیت نمیکنه چون ساعت کاری تموم شدامابرخلاف تصورم باروی خوش پسرموویزیت کردن وباداروهایی که دادن بهبودپیداکرد. اون شب خیلی دعاکردم براشون که دست ردبه سینم نزدن. انشاا... همیشه سلامت باشن
رویا جعفری
Iran (Islamic Republic of)
۱۶:۲۱ - ۱۴۰۳/۰۱/۲۵
0
0
از خداوند برای آقای دکتر ایوبیان وخانواده ایشان عاقبت بخیری خواهانم
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۴:۳۰ - ۱۴۰۳/۱۰/۱۸
0
0
دکتر محمد رضا ایوبیان بسیار با اخلاق وحرفه ای هستند