به گزارش شهرآرانیوز؛ فواد صفاریان پور درباره مهمترین مولفهای که میتوان این روزها در برنامه سازی تلویزیون مد نظر داشت، بیان کرد: یک سوال همین ابتدا مطرح میشود که آیا برنامهسازیهای ما از واقعیت خودمان درمی آید یا با آن فاصله دارد؟ اگر من بهمعنای واقعی کلمه معتقد باشم که مردم ایران، مثل یک جعبه مدادرنگی متشکل از رنگهای مختلف، شکلهای گوناگون، زبانها و گویشهای متفاوت، با لحنها، رفتارها و آداب متنوع هستند، در عین حال پژوهش و دانش هم داشته باشم مدل برنامه سازی من هم متفاوت خواهد بود.
وی که از سازندگان «مردم ایران سلام» است که با اجرای محمدرضا شهیدی فرد اواسط دهه ۸۰ روی آنتن رفت، تصریح کرد: برنامه «مردم ایران سلام» مثال خوبی است، چون وقتی شهیدیفرد به مردم ایران سلام میکرد همگان احساس میکردند که باید جواب این سلام را پاسخ دهند و با این برنامه به خوبی ارتباط برقرار میکردند. به نظرم این برنامه نمونهای بلامنازع از برنامهای بود که به تمام مردم ایران بهمعنای واقعی کلمه تعلق داشت.
صفاریان پور با اشاره به ویژگیهای شهیدی فرد اظهار کرد: خاطرم است که شهیدیفرد پایان برنامه را با صلوات تمام میکرد. من در ابتدا مخالف بودم و میگفتم این برنامه فضای خبری ندارد که پایان بندی اش این چنین باشد و به او میگفتم ممکن است مخاطب حس کند این پایان واقعی و خواسته خودش نیست. اما پس از حدود یک ماه، باوری دیگر در من شکل گرفت، زیرا آقای شهیدیفرد از سر اعتقاد شخصی و واقعی خود این کار را انجام میداد. هیچ مدیری از او چنین درخواستی نکرده بود، این باور واقعی خودش بود و مردم هم ارتباط گرفتند؛ بنابراین تنها یک مولفه وجود دارد که باعث موفقیت میشود؛ اینکه یک برنامه یا عوامل یک برنامه واقعی هستند یا خیر.
وی درباره تاکیدش بر واقعیت توضیح داد: واقعی بودن به این معناست که مجری برنامه کلامش را با اعتقاد واقعی خود بیان کند و باور خودش باشد، حتی موضوع انتخاب شده برای برنامه دغدغههای واقعی مردم باشد و هنگامی که در برنامهها از «مردم ایران» سخن میگوییم و آنها را خطاب قرار میدادیم منظور همه مردم با همه علایق و سلیقههای متفاوتشان باشد.
این برنامه ساز با اشاره به اهمیت تلویزیون به عنوان یک رسانه فراگیر گفت: هنگام تحویل سال نو یا در خیلی از مناسبتهای این چنینی بسیاری از مردم دوست دارند همین شبکههای داخلی را تماشا کنند، پس تلویزیون دیده میشود و هنوز مخاطب دارد، اما شاید آنچنان که باید دیده نمیشود. با این حال تلویزیون همچنان رسانهای است که علاوه بر فراگیری، از تاثیر بالایی هم برخوردار است. این ویژگی را در هیچ رسانه دیگری نمیبینیم. حتی امروز با وجود رسانههای نوین و فضاهای مجازی، باز هم این فراگیری به تلویزیون تعلق دارد. تلویزیون به نوعی عادتی ژنتیکال برای مردم تبدیل شده و افراد خواه ناخواه به آن رجوع میکنند بنابراین همچنان میتوان برنامههای پُرمخاطب در تلویزیون تولید کرد.
وی درباره اینکه چقدر جای برنامههای سرگرم کننده در تلویزیون خالی است؟ عنوان کرد: به نظرم جای افرادی که واقعاً خوشحال باشند یا واقعاً بخواهند دیگران را خوشحال کنند، در تلویزیون خالی است؛ افرادی که در شرایط کنونی واقعاً و از صمیم قلب لبخند بزنند. این شادی واقعی به معنای ایجاد یکدلی و یکرنگی است مانند دوران جنگ که زمانی اگر خانوادهای مراسم عروسی داشت، به خاطر خانوادهای که برای جوانشان حجله بر پا کرده بودند با صدای پایین تری جشن میگرفت تا آنها را ناراحت نکنند.
صفاریان پور در پایان بیان کرد: البته منظور این نیست که برنامه شعاری یا تبلیغاتی نداشته باشیم؛ هر برنامهای قالبی دارد و در هر مناسبتی باید سراغ مدلی از برنامه رفت و به وقت خود باید برنامههای مهیج و حتی حماسی داشته باشیم. با این حال مخاطب به همه انواع برنامه نیاز دارد و باید برای همه سلایق برنامه سازی کرد.
منبع: مهر