مشابه‌سازی اتفاقات دی ۱۳۵۶ و دی ۱۴۰۴ هم شعبده‌بازی است!

  • کد خبر: ۳۸۷۴۶۸
  • ۰۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۲:۱۰
مشابه‌سازی اتفاقات دی ۱۳۵۶ و دی ۱۴۰۴ هم شعبده‌بازی است!
برجسته‌ترین ویژگی دوران حکومت پنجاه‌وهفت‌ساله پهلوی، وابستگی به بیگانه و قدم‌برداشتن در‌ راستای منافع بیگانگان بود.

۱. برجسته‌ترین ویژگی دوران حکومت پنجاه‌وهفت‌ساله پهلوی، وابستگی به بیگانه و قدم‌برداشتن در‌راستای منافع بیگانگان بود. پهلوی اول را انگلیسی‌ها به قدرت رساندند و او نیز به طرق مختلف برای آنها خوش‌خدمتی کرد.

عقد قرارداد نفتی۱۹۳۳ یا به‌عبارت‌دیگر ۱۳۱۲ که متعاقب لغو قرارداد دارسی منعقد شد و نفت ایران را تا شصت سال در اختیار انگلیسی‌ها قرار می‌داد، یکی از مهم‌ترین این قرارداد‌ها بود؛ اما درنهایت، زمانی که انگلیسی‌ها حس کردند دوره رضاشاه سپری شده و زمان استفاده او به سر آمده، او را از ایران خارج کردند و پسرش را به سلطنت نشاندند.

در دوره محمدرضا هم وابستگی به بیگانه، در ابتدا به انگلیسی‌ها و پس از کودتای مردادماه۱۳۳۲ به آمریکایی‌ها، به صورت روزافزون ادامه داشت. آمریکا و انگلیس با کمک محمدرضا پهلوی، ملی‌شدن صنعت نفت را ملغی کردند و اگرچه هنوز نامی از آن وجود داشت، اما عملا با عقد قرارداد کنسرسیوم، مجدد بر نفت ایران مسلط شدند و نهضت ملی‌شدن صنعت‌نفت را که توسط مردم ایران برپا شده بود، به نابودی کشاندند.

فراتر از این، ایران در دوره محمدرضا پهلوی به صورت یک پایگاه مهم اقتصادی و نظامی برای بیگانگان درآمده بود که نشانگر ویژگی وابستگی این خاندان بود.

از‌سوی‌دیگر، ویژگی مهم دیگر آنها استبداد و دیکتاتورمحوری بود؛ ویژگی‌ای که دوست و دشمن درباره آن هم‌نظر هستند. همه افرادی که با نگاه مثبت یا منفی درباره دوره رضاشاه مطلب نوشته‌اند، اذعان دارند که او دیکتاتوری بسیار خشن بود. این موضوع درباره محمدرضاشاه نیز صدق می‌کند و کسی را نمی‌توان یافت که ادعا کند او دموکرات بود یا به رأی مردم احترام می‌گذاشت، بلکه همه اتفاق‌نظر دارند که به‌تدریج و به ویژه پس از کودتای۱۳۳۲ در ادامه مسیر دیکتاتوری پدرش قدم برداشت.

ویژگی سوم حکومت پهلوی، اسلام‌ستیزی آنها بود. هدف آنها و بر اساس سیاست دیکته‌شده بیگانگان، این بود که اسلام را از ایران محو کنند و به جای آن، آیین‌های دیگر از‌جمله بهائیت را بر ایران حاکم کنند که این هدف نیز به دلیل قوی‌بودن ریشه‌های مذهبی و اعتقادی مردم ایران ناممکن بود. از‌این رو، این اقدامات پهلوی در قالب یک مبارزه بسیار سنگین و مخوف با اعتقادات مردم و با جامعه ایرانی، نمود پیدا کرد.

حداقل به‌دلیل سه ویژگی یادشده، مردم ایران از این سلسله تنفر پیدا کردند؛ لذا در مقاطع مختلف، قیام‌های مختلفی علیه پهلوی شکل گرفت و کار به آنجا رسید که این اعلام تنفر و انزجار، جنبه عمومی و سراسری پیدا کرد و مردم به مبارزه با آن پرداختند. رژیم پهلوی هم با‌وجود حمایت کامل انگلیس و آمریکا، نتوانست در‌برابر این قیام عمومی مقاومت کند.

حمایت آمریکا و انگلیس از پهلوی، به‌این‌دلیل بود که نمی‌خواستند سلطه خود بر ایران را از دست بدهند؛ اما درنهایت، دربرابر اراده مردم ایران ناکام ماندند. اعتراضات جدی مردمی، از دی‌ماه سال۱۳۵۶ آغاز شد و در بهمن ماه سال۱۳۵۷ به نتیجه رسید؛

۲. افرادی که بخواهند میان اتفاقات دی‌ماه۱۳۵۶ و دی‌ماه۱۴۰۴ نوعی مشابهت و همسانی ایجاد کنند، باید شعبده‌بازان بزرگی باشند. در دی‌ماه امسال، شاهد جمعیت‌هایی با خشونت فراوان بودیم که نسبتی با اعتراض نداشتند و از فضای اعتراضی مردم سوءاستفاده کردند. به عامه مردم حمله کردند و زن و‌بچه و بزرگ‌و‌کوچک برایشان فرقی نداشت.

به اموال مردم و اموال عمومی آسیب زدند. بازار و محل کسب‌و‌کار مردم را به آتش کشیدند و حتی به خودرو‌های امدادی نیز رحم نکردند. همانند یک بیگانه متجاوز وحشی که به سرزمینی حمله کرده باشد. چگونه می‌توان بین این دو واقعه تشابه ایجاد کرد؟

۳. رضا پهلوی مدعی شده که می‌خواهد به کشور برگردد، در‌حالی‌که به‌واسطه اغتشاشات اخیر، تنفر عمومی از این سلسله و بازمانده آن به‌شدت افزایش پیدا کرد و همه متوجه شدند که این پسر، خلف همان پدر و پدربزرگ دیکتاتور است. او هم هیچ جایگاهی در بین مردم ندارد و حتی هیچ حمایت واقعی مردمی از او نمی‌بینیم. صحبت‌های رضا پهلوی، بیشتر خیال‌بافی و تصورات او‌ست. او نیز سرنوشتی بهتر از پدر و پدربزرگ خود نخواهد داشت.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.