به گزارش شهرآرانیوز، بابک لطفی خواجهپاشا (متولد ۳۱ فروردین ۱۳۶۰ در ارومیه) یکی از فیلمسازان برجسته و مؤثر سینمای ایران است که در سالهای اخیر با آثاری مستقل و اجتماعی توانسته جایگاه ویژهای میان هنرمندان تازهنفس سینما به دست آورد. او که از کارگردان، فیلمنامهنویس و بازیگر سینما و تئاتر است، فعالیتش را از اوایل دهه ۱۳۸۰ آغاز کرد و اکنون بیش از دو دهه تجربه هنری در زمینههای مختلف دارد. خواجهپاشا با پشتوانهای از تحصیل در رشتههای گرافیک، تئاتر و ادبیات نمایشی و تجربه عملی در تئاتر و فیلم کوتاه، مسیر حرفهای خود را به گونهای آغاز کرد که هم در عرصه هنری و هم در سینمای مستقل ایران قابلتوجه باشد.
بابک خواجهپاشا فعالیت هنری خود را با ساخت فیلمهای کوتاه و تلهفیلمها آغاز کرد؛ آثاری، چون «رنگ و خاک»، «جشن لیلا» و «گمبست» که نشاندهنده دغدغههای بصری و انسانیِ یک فیلمساز جوان بود. او در گفتوگوهایی دربارهی مسیر حرفهایش تأکید کرده که تجربه در فیلم کوتاه نه تنها تمرین تکنیکی برای فیلم بلند بوده، بلکه به او کمک کرده تا دیدگاه روایی قویتر و تسلط به زبان سینما را از همان ابتدا شکل دهد؛ جایی که فرم، قصهگویی و ایده باید با حداقل زمان بیشترین تأثیر را بگذارند.
تحول جدی در کارنامه خواجهپاشا با اولین فیلم سینماییاش «در آغوش درخت» رقم خورد. این فیلم در چهلویکمین جشنواره بینالمللی فیلم فجر حضور داشت و توانست سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه را برای او به ارمغان بیاورد و همچنین دیپلم افتخار بهترین کارگردانی فیلم اول را کسب کند. «در آغوش درخت» که دربارهی بحرانهای خانوادگی و تأثیر آن بر دو کودک روایت میشود، با استقبال رسانهها و مخاطبان داخلی مواجه شد. این فیلم بعدها بهعنوان نمایندهی سینمای ایران برای رقابت در اسکار ۲۰۲۵ انتخاب شد، اقدامی که برای یک فیلم اول بلند توسط یک فیلمساز مستقل میتواند سرآغاز مسیر بینالمللی باشد.
این اثر بعدها در جشنوارههای بینالمللی نیز حضوری موفق داشت و توجه منتقدان خارجی را نیز جلب کرد؛ از جمله دریافت جایزه در جشنواره بینالمللی فیلم در «چنای» هند.
پس از موفقیت نخستین اثر، خواجهپاشا به سراغ پروژهای دیگر با نام «آبی روشن» رفت که این فیلم هم در جشنواره چهلودوم فیلم فجر حضور داشت و در چند رشته نامزد سیمرغ بلورین شد. هرچند این فیلم نتوانست سیمرغ اصلی را ببرد، اما دو جایزه از بخش «تجلی اراده ملی» به خود اختصاص داد و نشان داد که فیلمساز مسیر رشد و توسعه را جدی گرفته است.
در چهلوچهارمین دوره جشنواره ملی فیلم فجر (۱۲ تا ۲۲ بهمن ۱۴۰۴)، نام بابک خواجهپاشا بار دیگر در میان فهرست فیلمهای رقابتی به چشم میخورد. این بار با فیلمی به نام «سرزمین فرشتهها» که ابتدا با نام «ریم» شناخته میشد و سپس به نام فعلی تغییر یافت. این اثر که تولید شده با تهیهکنندگی منوچهر محمدی است، سومین تجربه سینمایی بلند خواجهپاشا محسوب میشود و با فرم و مضمون متفاوت، توجه بسیاری از رسانهها و سینماگران را به خود جلب کرده است. برخلاف آثار قبلی که بیشتر بازیگران شناختهشده در آنها به کار رفته بود، «سرزمین فرشتهها» با بازیگران عربزبان (ایرانی، سوری و لبنانی) ساخته شده و روایتش پیرامون موضوعات مرتبط با سرزمینهای اشغالی و واقعیتهای سیاسی ـ اجتماعی این منطقه است.
در برخی منابع آمده که این اثر قصد دارد با زبانهای متنوع و بهرهگیری از بازیگران منطقهای، چالشهای انسانگونه و شرایط زیستی مردم فلسطینی را به پرده سینما بیاورد، موضوعی که در سینمای ایران کمتر پیش از این دیده شده است.
یک نگاه کلی به مسیر کاری خواجهپاشا نشان میدهد که او بهطور اصولی از فیلم کوتاه شروع کرده و هر قدمش در سینما با تمرکز بر روایت، فرم و مفهوم بوده است. تجربه او در فیلم کوتاه به او آموخته که چگونه یک ایده را در زمان محدود به تصویر بکشد و این مهارت در آثار بلندش نیز قابلمشاهده است. یکی از نقاط قوت آثار خواجهپاشا تمرکز بر روابط انسانی و بحرانهای زندگی روزمره است؛ موضوعاتی که حتی در مواجهه با شرایط پیچیدهتر اجتماعی نیز از فرم انسانی و قابللمس برخوردار ماندهاند. فیلم «در آغوش درخت» مثالی است از پرداخت به آسیبهای خانواده و تأثیر آن بر کودکان که با زبانی ساده ولی عمیق روایت میشود.
خواجهپاشا در اثر جدیدش، تلاش کرده تا دامنه نگاهش را فراتر از ساختارهای کلاسیک اجتماعی ایرانی ببرد و به تجربههای زیستی آدمهایی در محیطهای بحرانزده جهانی نزدیک شود، گامی که میتواند نشان از بلوغ هنری و کنجکاوی سینمایی او باشد.
بهطور کلی، خواجهپاشا را میتوان یکی از فیلمسازانی دانست که بین تجربههای مستقل و جریان اصلی سینما حرکت میکند. او هم به ارزشهای روایت شخصی پایبند است و هم میخواهد از مرزهای سینمای داخلی فراتر رود، دستاوردی که برای نسل جدید فیلمسازان ایرانی بسیار ارزشمند و الهامبخش است.