اعترافات تکان‌دهنده قاتل ۱۹ ساله‌ای که پدرش را به قتل رساند و بعد بنگ کشید!

  • کد خبر: ۳۸۹۵۱۲
  • ۱۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۰:۱۹
اعترافات تکان‌دهنده قاتل ۱۹ ساله‌ای که پدرش را به قتل رساند و بعد بنگ کشید!
پسر ۱۹ ساله‌ای که پدرش را با ضربات بی رحمانه چاقو در سوله کیک پزی به قتل رسانده و جسد او را دفن کرده بود، در حالی پشت پرده ماجرای فراتر از جنایت خود را به اعترافاتی تکان دهنده گره زد که با خونسردی خاصی به پرسش‌های قاضی قتل عمد مشهد پاسخ می‌داد.

به گزارش شهرآرانیوز، این متهم که سابقه نزاع و چاقوکشی نیز دارد چند ساعت بعد از آن که پرده از قتل پدرش برداشت و خود را به کلانتری آبکوه مشهد معرفی کرد، با بیان این که حالش خوب است و مشکلی برای پاسخ به سوالات قضایی ندارد، مقابل قاضی صادق صفری ایستاد و با خونسردی عجیبی زوایای پنهان این جنایت و حشتناک را بازگو کرد که سه شنبه گذشته در یکی از روستا‌های اطراف مشهد رخ داد.

خودت را معرفی کن. «سلمان-ش» هستم و ۱۹ سال دارم.

مجردی؟ بله.

شغلت چیست؟ قناد هستم.

زخم روی زانوی پای چپت چگونه ایجاد شد؟ هنگام درگیری با پدرم نوک چاقو به زانویم گیر کرد و زخم سطحی به وجود آمد.

قبول داری پدرت را به قتل رسانده‌ای؟ بله! همه اعترافاتی را که در کلانتری آبکوه با دست خط خودم نوشتم قبول دارم. من با پدرم درگیر شدم و او را با چاقو زدم و بعد هم جسدش را در همان سوله کیک پزی دفن کردم.

انگیزه ات از قتل چه بود؟ اختلافات من و پدرم به گذشته برمی گردد. اصلا او روی من قفل بود و مدام گیر می‌داد. پدرم، خواهر و مادرم را کتک می‌زد و فحاشی می‌کرد. مثلا وقتی می‌گفتم گوشی تلفنم سوخته است یا یک گوشی بخرد یا پول تعمیرآن را بدهد، توجهی نمی‌کرد. می‌گفتم می‌خواهم سرکار بروم، نمی‌گذاشت! می‌خواستم با خودش کار کنم بازهم قبول نمی‌کرد! چنین فردی را نباید با چاقو به گردنش بزنی تا بمیرد! الان که فکر می‌کنم باید ضربات بیشتری می‌زدم و او را تکه تکه می‌کردم! حالا رفتار‌هایی را که پدرم با من داشت رها کنید او به خواهر ۱۱ ساله‌ام نیز فحاشی می‌کرد و مادرم را کتک می‌زد. به طور مثال وقتی از خواهرم می‌خواستم وسیله یا چیزی را برایم بیاورد و خواهرم آن کار را انجام نمی‌داد، به یک باره پدرم با الفاظ رکیک فحاشی می‌کرد. من از ۱۵ سالگی خودم کار می‌کردم، اما پدرم می‌گفت: فقط برای جای خواب باید به خانه بیایی! حتی می‌گفت: نباید شام و آب هم بخوری! به خاطر رفتار‌های او خیلی زیرفشار بودم که تصمیم به قتل گرفتم.

نقشه قتل را چگونه طرح کردی؟ پدرم هر روز صبح با برادر بزرگ ترم به باغ می‌رفتند و در سوله کیک پزی کار می‌کردند. من با آن‌ها نمی‌رفتم تا این که مادرم به من زنگ زد و گفت:حالش خوب نیست! من هم که با موتورسیکلت نمی‌توانستم او را به بیمارستان ببرم، گفتم که وسیله ندارم! به همین خاطر مادرم به برادر بزرگ ترم زنگ زد که او را به درمانگاه برساند! وقتی مطمئن شدم که مادرم با برادرم به مرکز درمانی می‌رود، فهمیدم که الان بهترین موقع برای اجرای نقشه قتل است و باید به سراغ پدرم بروم!

​​​​درباره قتل بیشتر توضیح بدهید. حدود ساعت ۲ بعدازظهر بود که به باغ رسیدم. وقتی پدرم در سوله را باز کرد با چاقو به صورتش کوبیدم و بقیه ضربه‌ها را پی درپی زدم! او از ترس فرار کرد، اما پایش به چیزی برخورد کرد و روی زمین افتاد. من هم بلافاصله روی پیکرش نشستم و ضربات دیگری هم به سر وصورت و گردنش زدم! وقتی جان داد، تلاش کردم تا خون‌های ریخته شده را آب بگیرم که برادرم نترسد! فقط بیل و لوازم خونی شده بود!

تیغه بیل خونی نبود، یعنی با آن ضربه نزدی؟ نه! با بیل خون‌ها را جمع کردم!

آجر چرا خونی بود؟ آن آجر زیر پیکر پدرم افتاده بود و درون خون‌ها قرار داشت به همین خاطر آن را داخل بشکه پرت کردم.

چاقو را از کجا آوردی؟ آن مال خودم است. قبلا سفارش داده بودم.

سابقه هم داری؟ بله! چندسال قبل یک نفر را با چاقو زدم.

چندضربه با چاقو به پدرت زدی؟ دقیق به خاطر ندارم ولی حدود ۱۰ ضربه به سرو صورت و بدنش زدم!

چاقو را چه کردی؟ در مسیر حرکتم در بیابان انداختم!

چرا؟ چون خونی بود.

قبلا هم با پدرت درگیر شده بودی؟ بله! یک بار او را با مشت زدم.

بعد از آن که پدرت را کشتی چه کردی؟ ابتدا جسد او را به انتهای سالن کشاندم و دفن کردم. بعد هم همان جا نشستم و یک سیگاری بنگ کشیدم. سپس با برادرم تماس گرفتم که پدر را کشتم و همه چیز تمام شد! ولی به کسی نگفتم که جسد را کجا دفن کرده‌ام! نمی‌دانم چگونه جسد پدرم را پیدا کردید! ...

چرا پدرتان نیمه عریان بود؟ وقتی پیکرش را روی زمین می‌کشیدم لباس هایش در پایین پا جمع شد.

به قصد قتل به باغ رفتید؟ بله! وقتی فهمیدم برادرم به دنبال مادرم رفت و پدرم در محل سوله تنهاست به قصدکشتن او رفتم.

چرا جسد را دفن کردی؟ اول قصد داشتم او را بسوزانم، چون خیلی غیظ (خشم) داشتم ولی نمی‌دانم چرا تصمیمم عوض شد.

پشیمانی؟ اصلا پشیمان نیستم. فقط از این نظر پشیمانم که چرا ضربات بیشتری نزدم. باید او را تکه تکه می‌کردم!

آیا می‌دانی اگر خانواده ات رضایت ندهند چه مجازاتی در انتظار تو است؟ بله! قصاص!

منبع: خراسان

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.