هرساله با فرا رسیدن ایام نیمه شعبان آیین «چراغ برات» در شهر مشهد برگزار میشود. این آیین مذهبی در گوشهگوشه سرزمین کهن خراسان نیز به عنوان رسمی دیرینه و پرشکوه جان میگیرد. این آیین نیاکانی که قرنهاست در تاروپود فرهنگ این منطقه تنیده شده است، تنها یک مراسم یادبود ساده نیست، بلکه تجلیگاه پیوند ناگسستنی زندگان با گذشته، عشق به عزیزان ازدسترفته و باوری ژرف به جهان باقی است.
مردم خراسان، دوسه روز پیش از نیمه شعبان، با قلبی سرشار از احترام و یاد، به آرامگاه عزیزان خود میروند. این دیدار، همراه با جلوههای زیبای نیکوکاری است؛ مثل قرائت قرآن و خواندن دعا برای آمرزش رفتگان، پخش خیرات و غذاهای سنتی درمیان مردم بهویژه نیازمندان و درواقع صلهرحم نمادین با کسانی که دنیا را بدرود گفتهاند.
این اعمال، اگرچه ممکن است بهصورت جزئی در دین مبین، دستوری مشخص نداشته باشند، در روح و محتوا، کاملا همسو با توصیههای مؤکد دین مبین اسلام به احسان، صدقه و ادای حق درگذشتگان هستند. آنها نشان میدهند که چگونه یک سنت محلی، میتواند با ارزشهای دینی درآمیزد و شکلی مقدس به خود بگیرد.
البته، در این میان رعایت اعتدال، پرهیز قاطع از اسراف و حفظ حرمت مکانهای عمومی و نظافت آنها، از اصولی است که بر شکوه معنوی این مراسم میافزاید و آن را از هرگونه انحراف و افراط مصون میدارد.
نکته عمیق و درسآموز این مراسم، در نگاهی فراتر از سطح آن نهفته است. ما در زندگی، از هر فرصتی برای یادآوری پدران، مادران و عزیزانمان استفاده میکنیم. قرآن کریم در این نقطه، نور هدایتی تابان بر ما میافکند و میفرماید: «فَاذْکُرُوا ا... کَذِکْرِکُمْ آبَاءَکُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِکْرًا: خدا را آنچنان که پدران خود را یاد میکنید یا حتی بیشتر، یاد کنید.»
این آیه شریف، کلید معنایی اینگونه آیینها را به دست میدهد؛ اینکه مراسمی مانند چراغبرات، نباید صرفا در حصار غم و یاد گذشته متوقف بماند. این مراسم باید به دریچهای برای نگاه به آینده، فرصتی برای اصلاح خود و بهانهای برای تقرب به خدا تبدیل شود. هر قرآنی که بر سر مزار میخوانیم، ما را به کتاب هدایت او در زندگیمان متوجه سازد.
هر خیراتی که پخش میکنیم، یادآور نعمتهای بیشماری باشد که خداوند به ما ارزانی داشته است و مسئولیتمان در قبال دیگران. یاد مرگ و آخرت که در چنین مجالسی قوت میگیرد، محرکی باشد برای آباد کردن مزرعه دنیا با بذر عبادت و عمل صالح.
چراغبرات، درنهایت، بیش از آنکه نورافشانی برای عالم مردگان باشد، روشناییبخش راه زندگان است. این سنت زیبا، وقتی به کمال حقیقی خود میرسد که از حسرت برای دیروز فراتر برود و به عزمی برای فردایی روشن در پرتو رضایت الهی تبدیل شود، پس بیاییم در نور این چراغها، هم پیوند با گذشته را استوار کنیم، هم مسئولیت در قبال حال را به یاد آوریم و هم بهسوی آیندهای که با ذکر خدا و عمل نیک تابناک است، گام برداریم. این است رسالت حقیقی یک سنت اصیل که میتواند در هر عصر، پیامآور زندگی و امید باشد.