سید محسن موسویزاده| بعد از 15 خرداد 1342 و سرکوب گروهها و احزاب سیاسی، جامعه ایران دچار سرخوردگی شدیدی میشود، بهگونهای که برای بسیاری از افراد این سؤال به وجود میآید که اکنون با توجه به بسته بودن راه هرگونه فعالیت منتقدانه چه باید کرد. برخی از گروهها مانند جبهه ملی «سیاست صبر و انتظار» را در پیش گرفتند و در عمل فعالیت سیاسی را کنار گذاشتند. در این میان حزب توده به سبب روابط نزدیک ایران با شوروی به صورت ضمنی از اقدامات اصلاحی شاه حمایت و تحلیل میکرد که این اصلاحات جامعه ایران را به سوسیالیسم نزدیکتر میکند. ایجاد رکود در فضای سیاسی سبب شد تا شاه تصور کند فضای اجتماعی بهگونهای است که میتواند به صورت کامل بر فضای سیاسی مسلط شود، ازاینرو او با میدان دادن به افرادی که در حزب ایران نوین گرد آمده بودند، سعی کرد تا این مسئله را محقق کند. شاه آن زمان میپنداشت با بستن فضای سیاسی و دادن امور اقتصادی به تکنوکراتهایی که تحصیلکرده دانشگاههای اروپایی و آمریکایی بودند، میتواند زودتر اهداف مورد نظر خود در حوزههای اقتصادی و اجتماعی را به اجرا درآورد. در همان زمان برخی از افراد مانند مهندس بازرگان به شاه هشدار دادند که ما آخرین افرادی هستیم که فعالیت سیاسی را از طریق رفرم دنبال میکنیم. جدی نگرفتن این هشدارها که حتی از سوی محافل علمی و دانشگاهی مورد اعتماد حکومت نیز داده میشد، سبب شد تا پیشبینی مورد اشاره زودتر از آنچه تصور میرفت، محقق شود و در دهه 40 گروههای مختلفی بروز کنند که مبارزه مسلحانه را برای مقابله با حکومت انتخاب کردند. یکی از این گروهها «حزب ملل اسلامی» به رهبری سید کاظم موسوی بجنوردی بود. او که پدرش از مراجع تقلید شیعه در عراق بود، اولین تجربه فعالیت حزبی را در شانزدهسالگی در حزب الدعوه عراق به دست آورد. موسوی بجنوردی در خاطراتش اشاره میکند هرچند توانسته بوده است در ردههای حزبی پیشرفت کند، کودتای عبدالکریم قاسم او را به این نتیجه رسانده است که تا مدتی امکان انقلاب در عراق وجود ندارد و با توجه به کودتای 28 مرداد در ایران، این کشور شرایط بهتری برای انقلاب دارد. این مسئله جدایی او از حزب الدعوه را در پی دارد و در نهایت در سال 39 برای تحصیلات حوزوی به تهران میآید. با این حال تجربه فعالیت در این حزب به قدری در او تأثیر گذاشت که از آن در ایجاد تشکیلات حزب ملل اسلامی سرمشق گرفت. بجنوردی در خصوص ایده شکلگیری حزب ملل اسلامی معتقد است که جو دهه 40 در عرصه جهانی که همزمان با انقلاب الجزایر و حرکتهای ضداستعماری در کشورهای جهان سوم بود، در کنار فضای اختناق ایجادشده بعد از قیام 15 خرداد او را به این نتیجه رسانده که یگانه راه رهایی از وضعیت موجود، قیام مسلحانه علیه رژیم پهلوی است. ازاینرو تلاش میکند تا حزب ملل اسلامی را پایهگذاری کند. هر چند تاکنون کتابها و مقالات مختلفی درباره فعالیت این حزب مانند «مسی به رنگ شفق: سرگذشت و خاطرات سید کاظم موسوی بجنوردی»، «حزب ملل اسلامی (خاطرات)» و «تأملی در پیدایش و تکامل حزب ملل اسلامی» منتشر شده است، تاکنون اسناد مربوط به فعالیت این حزب بهویژه با تکیه بر منابع و اسناد دوران پهلوی منتشر نشده بود. به تازگی به همت انتشارات روزنامه اطلاعات کتاب «آن پنجاه و پنج نفر» منتشر شده که در آن تلاش شده است با بررسی اسناد و مدارک مختلف فعالیتهای این حزب مورد بررسی قرار گیرد.
در این کتاب سعی شده است گزارش کاملی از زندگی و فعالیت اعضای حزب، اساسنامه، نشریهها، جزوههای حزبی و ماهنامه خلق در اختیار خوانندگان قرار گیرد. فصل اول کتاب کلیاتی درباره اعضای حزب ملل بر اساس گزارشهای شهربانی است و در آن متن بازجوییها از اعضا و اعترافات آنها آمده است. فصل دوم شرح دادگاه اعضای حزب ملل اسلامی و حکم اعضا را دربرمیگیرد. در فصلهای سوم، چهارم و پنجم به ترتیب برنامه و مواد تنظیمی حزب ملل (اساسنامه و اهداف)، نشریههای شانزدهگانه، جزوههای آموزشی مانند کاپیتالیسم، سوسیالیسم و تعالیمی از اسلام و قرآن و تاریخ اسلام معرفی شده است. فصل ششم هم درباره ماهنامه خلق، ارگان مطبوعاتی حزب ملل است. فصل هفتم ضمائم و پیوستهایی را شامل میشود که در آن عکسهایی از اعضای حزب در بازداشتگاه، جلسات دادگاه، زندان و سنین پیری اعضا و...
آمده است.
حکومتی که حزب ملل اسلامی دنبال میکرد، دارای 2 جنبه الهی و مردمی بود و قوانین خود را از اسلام اخذ میکرد. اعتقاد به وحدت اسلامی و مخالفت با آمریکا و امپریالیسم از دیگر نکاتی بود که این حزب دنبال میکرد. حزب ملل اسلامی به مرز بین کشورهای اسلامی اعتقاد نداشت و مسائل بین دولتهای اسلامی را مسئله داخلی میدانست. همچنین تأکید میکرد که باید در همه حال در مقابل دشمنان اسلام -بلوک شرق و غرب- ایستاد. بر اساس مرامنامه حزب زنان نه تنها حق شرکت در انتخابات و رأی دادن را داشتند بلکه میتوانستند در فعالیتهای مخفی حزب نیز شرکت کنند. بااینهمه حزب ملل اسلامی قبل از اینکه بتواند حرکتی انجام بدهد لو میرود و تمامی اعضایش دستگیر میشوند. دادستان از دادگاه برای چند نفر از اعضای حزب تقاضای اعدام میکند و بدین ترتیب در نهایت دادگاه حکم به اعدام موسوی بجنوردی میدهد. بعد از صدور حکم فعالان سیاسی و برخی از علمای ایران و نجف در نامه به شاه درخواست میکنند که از اعدام او منصرف شود؛ تحت این فشارها شاه مجبور میشود حکم موسوی بجنوردی را به حبس ابد کاهش دهد. با دستگیری اعضای حزب ملل اسلامی به نظر میرسید که اوضاع کشور در کنترل شاه و ساواک قرار گرفته است، اما پیشینه افرادی که جذب این حزب شده بودند (شامل 21 دانشآموز دبیرستانی، 7 دانشجو، 15 آموزگار، 8 کارگر، 20 پیشهور، 7 دیپلمه بیکار) نشان میداد که با وجود گذشت زمان اندکی از قیام 15 خرداد 1342 تفکر قیام مسلحانه علیه رژیم به تمامی اقشار جامعه نفود کرده و دیگر هیچ قشری باقی نمانده بود که اعتقادی به رفرمپذیری سلطنت پهلوی داشته باشد.