به گزارش شهرآرانیوز، در بیانیهٔ مشترک خانوادهٔ وایزمن و زیپورا فیلمز آمده است: فردریک وایزمن در نزدیک به شش دهه، مجموعهای بیهمتا از آثار خلق کرد؛ یک سند سینمایی گسترده از نهادهای اجتماعی معاصر و تجربهٔ انسانیِ روزمره، عمدتاً در ایالات متحده و فرانسه. در ادامهٔ بیانیه تاکید شده که فیلمهای او — از «دیوانگان تیتیکات» (۱۹۶۷) تا تازهترین اثرش، «منوهای لذیذ – خانواده تروآگر» (۲۰۲۳) — بهخاطر پیچیدگی، قدرت روایی و نگاه انسانگرایانهشان ستایش میشوند. وایزمن در سال ۲۰۱۶ با جایزهٔ افتخاری آکادمی اسکار مورد تقدیر قرار گرفت. او در طول فعالیت حرفهای خود نزدیک به ۵۰ فیلم را کارگردانی و تهیه کرد؛ از جمله «شهرداری» ۲۰۲۰) دربارهٔ دولت شهری بوستون)، «اکس لیبریس: کتابخانه عمومی نیویورک» ۲۰۱۷، «در منطقهی جکسون» ۲۰۱۵ (دربارهٔ محلهای در منطقهٔ کویینز نیویورک). این مستندساز که اغلب با جریانهای «سینمای مستقیم» و «وریته» مرتبط دانسته میشد، در آثارش هرگز مصاحبه انجام نمیداد یا رویدادها را بازسازی و صحنهپردازی نمیکرد. او از نور طبیعی و صدای درونداستانی استفاده میکرد و فیلمهایش بدون نریشن یا موسیقی متن ساخته میشدند. وایزمن همچنین پیش از آغاز هر پروژه پژوهشی انجام نمیداد و با حس کنجکاوی وارد تصویربرداری میشد.
او هنگام دریافت جایزهٔ اسکار خود در سال ۲۰۱۶ گفته بود: ساختن یک فیلم همیشه یک ماجراجویی است. من معمولاً پیش از شروع، هیچ چیز دربارهٔ موضوع نمیدانم… من هیچوقت با یک دیدگاه از پیش تعیینشده دربارهٔ موضوع شروع نمیکنم، یا با یک تز که بخواهم آن را ثابت کنم. همچنین هیچ تحقیقی پیش از تصویربرداری انجام نمیدهم. معمولاً از قبل نمیدانم چه چیزی قرار است فیلمبرداری شود، یا در هر روز یا هر لحظهٔ یک روز، قرار است با چه چیزی روبهرو شوم. وایزمن از سوژههای خود صدها ساعت فیلم میگرفت و سپس در یک فرایند تدوین آن را غربال میکرد؛ فرایندی که میتوانست تا ۱۰ ماه طول بکشد. با وجود آنکه او به شیوهٔ وریته (سینما حقیقت) مرتبط بود، خودش فیلمهایش را بیشتر شبیه به «رمانهای تصویری» میدانست تا گزارشهای روزنامهنگارانه. فردریک وایزمن در بوستون به دنیا آمد. او ابتدا در کالج ویلیامز و سپس در دانشکدهٔ حقوق ییل تحصیل کرد. پس از فارغالتحصیلی در سال ۱۹۵۴، به ارتش آمریکا فراخوانده شد و دو سال بهعنوان گزارشنویس دادگاه خدمت کرد. سپس برای تحصیل حقوق به پاریس رفت. وایزمن پس از بازگشت به آمریکا، در مؤسسهٔ حقوق و پزشکی دانشگاه بوستون تدریس میکرد. در همین دوره، او به مستندسازی علاقهمند شد و در سال ۱۹۶۳ مستند-داستانی «دنیای باحال» را تهیه کرد؛ اثری اقتباسشده از رمان وارن میلر دربارهٔ زندگی در یک باند در هارلم. چهار سال بعد، وایزمن نخستین تجربهٔ کارگردانی خود را با «دیوانگان تیتیکات» رقم زد؛ فیلمی دربارهٔ زندگی در بیمارستان دولتی بریجواتر ماساچوست برای مجرمان مبتلا به بیماری روانی.
این فیلم نزدیک بود آخرین اثر او باشد، چرا که روایت تکاندهندهٔ وایزمن از رفتار غیرانسانی با ساکنان بیمارستان، از سوی دادگاه عالی ماساچوست از نمایش عمومی منع شد و تا سال ۱۹۹۱ فقط امکان نمایش خصوصی برای متخصصان پزشکی را داشت. با این حال، او مسیر خود را ادامه داد و در سه سال بعد، سه فیلم دیگر ساخت. دیدگاههای سیاسی مترقی وایزمن نیز در آثارش نمود داشت؛ از جمله در فیلم «رفاه» ۱۹۷۵) دربارهٔ سیستم مزایای رفاهی نیویورک.) با این حال، او تاکید میکرد علاقهای به فیلمسازی ایدئولوژیک ندارد و در برابر این تصور مقاومت میکرد که مستندها نیروهایی برای تغییر سیاسی یا اجتماعی هستند. او در سال ۱۹۹۴ در مقالهای نوشت: مستندها، مثل نمایشنامهها، رمانها و شعرها — از نظر فرم، داستانیاند و هیچ فایدهٔ اجتماعی قابل اندازهگیری ندارند. تازهترین فیلم وایزمن، «منوهای لذیذ – خانواده تروآگر» ۲۰۲۳، پشتصحنهٔ یک رستوران مشهور فرانسوی را ثبت کرده است. وایزمن در سال ۲۰۱۶ دربارهٔ رویکردش به انتخاب موضوعها گفته بود: هر فیلم یک فرصت است، فرصتی برای یاد گرفتن چیزی دربارهٔ یک موضوع جدید. او در ادامه افزوده بود: تنوع و پیچیدگی رفتار انسانی که هنگام ساخت یکی از فیلمها مشاهده میشود حیرتانگیز است، و فکر میکنم همانقدر که مهم است مهربانی، نزاکت و سخاوت روح را ثبت کنیم، نشان دادن بیرحمی، ابتذال و بیتفاوتی نیز اهمیت دارد.
منبع: فارس