شهرآرانیوز؛ دیگو گارسیا جزیرهای مرجانی در مرکز اقیانوس هند است که بخشی از مجمعالجزایر چاگوس به شمار میرود. این مجمعالجزایر تحت عنوان قلمرو بریتانیا در اقیانوس هند اداره میشود، اما از دهه ۱۹۷۰ به بعد، مهمترین تأسیسات آن در اختیار ارتش ایالات متحده قرار گرفته است.
این جزیره به شکل نعل اسب و دارای تالابی بزرگ در مرکز خود است که امکان پهلوگیری شناورهای بزرگ را فراهم میکند. موقعیت آن تقریباً در میانه مسیر شرق آفریقا، شبهقاره هند و خاورمیانه قرار دارد؛ فاصلهای که آن را به نقطهای ایدهآل برای پشتیبانی عملیات در چندین منطقه حساس جهان تبدیل کرده است.

تا پیش از دهه ۱۹۶۰، دیگو گارسیا محل سکونت جمعیتی کوچک بود که عمدتاً در تولید نارگیل و فرآوردههای آن فعالیت میکردند. در سال ۱۹۶۶ توافقی میان دولت بریتانیا و ایالات متحده آمریکا امضا شد که به آمریکا اجازه میداد از این جزیره برای اهداف نظامی استفاده کند.
در فاصله سالهای ۱۹۶۸ تا ۱۹۷۳ ساکنان بومی (چاگوسیها) از جزیره منتقل شدند؛ اقدامی که بعدها به یکی از مناقشات حقوقی و سیاسی مهم در روابط بریتانیا و موریس تبدیل شد. از سال ۱۹۷۱ ساخت زیرساختهای نظامی آغاز شد و دیگو گارسیا بهتدریج به یکی از مهمترین پایگاههای برونمرزی آمریکا تبدیل شد.
اهمیت این پایگاه را باید در سه سطح بررسی کرد:
دیگو گارسیا خارج از برد بسیاری از تهدیدات متعارف منطقهای قرار دارد، اما در عین حال به اندازه کافی نزدیک است که بتوان از آن برای عملیات در خاورمیانه، آسیای جنوبی و شرق آفریقا استفاده کرد. این ویژگی باعث شده در عملیاتهای آمریکا در افغانستان و عراق نقش کلیدی داشته باشد.
اقیانوس هند یکی از شاهراههای اصلی انتقال انرژی و تجارت جهانی است. حضور نظامی در این منطقه به معنای توان نظارت و حفاظت از خطوط کشتیرانی حیاتی است؛ بهویژه مسیرهایی که نفت خلیج فارس را به شرق آسیا منتقل میکنند.
برای آمریکا، دیگو گارسیا نوعی «پایگاه امن عقبه» محسوب میشود؛ مکانی دور از مناطق درگیری مستقیم که میتواند بهعنوان سکوی پرتاب عملیات هوایی و دریایی مورد استفاده قرار گیرد.
دیگو گارسیا پایگاهی چندمنظوره است و ترکیبی از توان هوایی، دریایی و پشتیبانی اطلاعاتی را در خود جای داده است.
تجهیزات هوایی: باند پروازی اصلی جزیره بیش از ۳۶۰۰ متر طول دارد و برای نشست و برخاست بمبافکنهای سنگین طراحی شده است. در دورههای مختلف، بمبافکنهای راهبردی مانند B-۵۲ Stratofortress و B-۲ Spirit در این پایگاه مستقر شدهاند. همچنین هواپیماهای سوخترسان، ترابری سنگین و شناسایی نیز از این پایگاه استفاده میکنند.

تجهیزات دریایی: تالاب طبیعی جزیره امکان پهلوگیری کشتیهای بزرگ و حتی زیردریاییهای هستهای را فراهم میکند. دیگو گارسیا محل استقرار شناورهای پیشموضعگذاریشده (Prepositioning Ships) نیز هست که حامل تجهیزات و ادوات برای استقرار سریع نیروها در مناطق بحرانزدهاند.

زیرساختهای ارتباطی و اطلاعاتی: این پایگاه دارای تأسیسات ماهوارهای و سامانههای ارتباطی پیشرفته است که نقش مهمی در شبکه فرماندهی و کنترل نیروهای آمریکا در منطقه ایفا میکنند.
فاصله هوایی دیگو گارسیا تا جنوب ایران حدود ۳۸۰۰ تا ۴۲۰۰ کیلومتر و تا تهران در حدود ۴۰۰۰ کیلومتر است (بسته به مسیر پروازی). این فاصله برای بمبافکنهای راهبردی با برد بلند قابل پوشش است، بهویژه اگر از سوختگیری هوایی استفاده شود.

از منظر نظری، هر پایگاه نظامی فعال در صورت وقوع جنگ میتواند هدف حمله قرار گیرد. با این حال، چند عامل درباره دیگو گارسیا قابل توجه است:
فاصله زیاد از خاک ایران: این موضوع حمله مستقیم را پیچیدهتر میکند.
پدافند چندلایه: حضور سامانههای دفاعی و حفاظت دریایی احتمال موفقیت هر حملهای را کاهش میدهد.
ابعاد سیاسی و بینالمللی: هدف قرار دادن چنین پایگاهی به معنای ورود به درگیری مستقیم و گسترده با آمریکا و احتمالاً بریتانیا خواهد بود.
در برخی تحلیلهای رسانهای، به توان موشکی دوربرد ایران اشاره شده، اما تحقق چنین سناریویی به عوامل فنی، عملیاتی و سیاسی متعددی وابسته است و صرفاً در چارچوب فرضیات راهبردی بررسی میشود.

در سالهای اخیر موضوع حاکمیت بر مجمعالجزایر چاگوس دوباره مطرح شده است. دولت موریس مدعی مالکیت این جزایر است و دیوان بینالمللی دادگستری نیز در نظری مشورتی، بر ضرورت پایان مدیریت استعماری بریتانیا تأکید کرده است. با این حال، توافقهایی برای ادامه استفاده نظامی آمریکا از دیگو گارسیا در قالب اجاره بلندمدت مطرح شده است.
در صورت بروز بحران گسترده، آمریکا برای اجرای عملیات هوایی علیه اهداف دوربرد معمولاً به پایگاههایی نیاز دارد که خارج از برد تهدیدات کوتاهبرد باشند، از نظر سیاسی پایدار و امن باشند، امکان استقرار بمبافکنهای سنگین را داشته باشند.
دیگو گارسیا این سه ویژگی را همزمان دارد. برخلاف پایگاههای آمریکا در خلیج فارس که در تیررس مستقیم موشکهای کوتاهبرد و میانبرد ایران قرار دارند، این جزیره در عمق اقیانوس هند واقع شده و از نظر جغرافیایی فاصله قابل توجهی با ایران دارد.
در صورت وقوع درگیری مستقیم بمبافکنهای راهبردی مانند B-۲ Spirit یا B-۵۲ Stratofortress میتوانند از این پایگاه به پرواز درآیند. با استفاده از سوختگیری هوایی، برد عملیاتی آنها برای رسیدن به اهداف در ایران کافی است. این گزینه به آمریکا اجازه میدهد بدون وابستگی کامل به پایگاههای خلیج فارس، حملات دوربرد انجام دهد.
مزیت اصلی این سناریو برای واشنگتن، کاهش آسیبپذیری اولیه در برابر حملات تلافیجویانه است.
از دیدگاه تحلیلی، اگر آمریکا از این پایگاه برای حمله استفاده کند، منطقی است که در محاسبات نظامی ایران بهعنوان یک هدف بالقوه در نظر گرفته شود. اما همانطور که گفته شد، چند محدودیت جدی وجود دارد:
فاصله جغرافیایی: فاصله حدود ۴۰۰۰ کیلومتری، عملیات را پیچیده میکند. چنین بردی نیازمند سامانههای موشکی دوربرد یا روشهای غیرمستقیم است.
دشواری عملیاتی: حمله به جزیرهای دورافتاده در اقیانوس، بدون برتری دریایی یا هوایی، از نظر نظامی بسیار دشوار است.
پیامدهای راهبردی: هدف قرار دادن مستقیم این پایگاه به معنای ورود به مرحلهای از جنگ تمامعیار خواهد بود و احتمال واکنش گسترده آمریکا را بهشدت افزایش میدهد.
حتی بدون شلیک یک گلوله، حضور بمبافکنهای راهبردی در دیگو گارسیا میتواند کارکرد بازدارنده داشته باشد. در بسیاری از موارد تاریخی، استقرار این بمبافکنها در این پایگاه بیشتر پیام سیاسی و راهبردی داشته تا مقدمه فوری حمله. به بیان دیگر، خودِ استقرار میتواند ابزار فشار باشد.
در تحلیلهای منتشرشده درباره توان موشکی ایران، معمولاً به برد موشکهای بالستیک اشاره میشود. برخی مدلهای دوربرد از نظر تئوریک میتوانند به بردهای بالا نزدیک شوند، اما دقت در بردهای بسیار طولانی کاهش مییابد و عبور از سامانههای دفاعی چندلایه دشوار است. همچنین هزینه سیاسی و نظامی بسیار سنگین خواهد بود. بنابراین از نظر فنی «ناممکن» نیست، اما از نظر عملیاتی و راهبردی، گزینهای پرهزینه و پیچیده محسوب میشود.

این پایگاه خارج از تنشهای داخلی کشورهای منطقه و تحت توافق مستقیم با بریتانیا، دور از بیثباتیهای خاورمیانه است. بنابراین دیگو گارسیا قابلیت پشتیبانی طولانیمدت را داراست. این ویژگیها باعث میشود حتی اگر پایگاههای منطقهای آسیب ببینند، آمریکا همچنان یک سکوی عملیاتی امن در اقیانوس هند داشته باشد.
درواقع در هر سناریوی درگیری گسترده میان ایران و آمریکا دیگو گارسیا برای آمریکا نقش عقبه امن و سکوی پرتاب راهبردی را دارد.
برای ایران، در صورت استفاده عملیاتی آمریکا از این پایگاه، میتواند بهصورت نظری در فهرست اهداف قرار گیرد، اما اجرای چنین حملهای با چالشهای جدی فنی، عملیاتی و سیاسی روبهروست.