به گزارش شهرآرانیوز، استیو ویتکاف، دستیار ویژه دونالد ترامپ در گفتوگو با فاکس نیوز اظهار کرد: ترامپ امروز صبح درباره خطوط قرمز ایران از من پرسید (من نمیخواهم از کلمه ناامید استفاده کنم). او متعجب است که چرا آنها تسلیم نشدهاند و چرا تحت تاثیر این حجم از فشار و با این میزان از قدرت دریایی و توان ناوگانی که ما در آنجا مستقر کردهایم، نزد ما نیامدهاند و نگفتهاند «ما اعلام میکنیم که سلاح نمیخواهیم». با این حال سخت است که آنها را به آن نقطه (تسلیم) برسانیم.
در واکنش به این سخنان ویتکاف، پروفسور اوزی رَبی از مرکز دایان دانشگاه تلآویو گفت: «خاورمیانه فرهنگ متفاوتی دارد. ترامپ نمیفهمد؛ او بهشکل عقلانی و مکانیکی فکر میکند و میگوید «من ناوگانها را بالای سرشان گذاشتهام و آنها هنوز اصرار میکنند». اینها مسائل ایدئولوژی، عزت و فرهنگ است که در غرب درک نمیشود.» از سوی دیگر، دنی سیتیرینوییچ رئیس سابق میز ایران در اطلاعات ارتش اسرائیل تأکید کرد: همه چیز در نهایت به یک مسئله مرکزی بازمیگردد: دولتهای متوالی ایالات متحده، دچار شکاف مفهومی عمیقی در درک رژیم ایران شدهاند.
دنی سیتیرینوویپچ در شبکه ایکس میافزاید: از ابتدا، بسیاری از کارشناسان منطقهای استدلال کردند که تهران با خطوط قرمز مشخصی عمل میکند- به ویژه در مورد بقای رژیم، تواناییهای بازدارندگی استراتژیک و نفوذ منطقهای- و اینکه این منافع اصلی را حتی به قیمت رویارویی نظامی رها نخواهد کرد. این هشدارها اغلب نادیده گرفته شدند و فرض بر این بود که فشار اقتصادی یا نظامی، در نهایت ایران را به تسلیم وادار خواهد کرد.
تحولات اخیر باید یک چیز را روشن کند: تشدید نظامی به احتمال زیاد ایران را به تسلیم وادار نخواهد کرد. برعکس، تهدیدات خارجی میتوانند انسجام داخلی را تقویت کرده و روایت دیرینه مقاومت ایران را تأیید کنند.
آنچه این لحظه را بهویژه غیرمعمول میکند این است که هر دو طرف احتمالاً توافق را به درگیری آشکار ترجیح میدهند. با این حال، مذاکرات بارها شکست میخورند. - نه لزوماً به این دلیل که اهداف غیرقابل سازش هستند، بلکه به دلیل شکافهای ادراکی و بیاعتمادی عمیق که مانع از مصالحه معنادار میشود.
واشنگتن اغلب ایران را از طریق چارچوب عقلگرای غربی میبیند: اعتقاد به اینکه فشار فزاینده ناگزیر به امتیازهای عملی منجر میشود. تهران، با این حال، فشار مداوم را به عنوان اثبات خصومت ساختاری تفسیر میکند و عزم خود را برای مقاومت تقویت میکند.
تا زمانی که سیاستگذاران آمریکایی به ارزیابی ایران عمدتاً از طریق لنز سیاسی غربی ادامه دهند -فرضهایی درباره محاسبات هزینه/ فایده که بهطور کامل مشروعیت ایدئولوژیک، هویت انقلابی و روانشناسی بازدارندگی را در نظر نمیگیرند- کاری از پیش نخواهد برد.
مسئله اصلی این نیست که آیا فشار مؤثر است یا خیر. بلکه این است که آیا استراتژی ایالات متحده بر درک دقیقی از نحوه تعریف این رژیم خاص از ریسک، بقا و پیروزی استوار است یا نه.
منبع: کیهان