آیا کاخ سفید در بن‌بست استراتژیک گرفتار شده است؟

  • کد خبر: ۳۹۵۳۳۶
  • ۰۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۰۵
آیا کاخ سفید در بن‌بست استراتژیک گرفتار شده است؟
سخنرانی اخیر دونالد ترامپ در کنگره، هرچند در ظاهر بر موضع‌گیری‌های معمول آمریکا تمرکز داشت، اما در بطن خود حاوی نکات کلیدی بود که از منظر تحلیل استراتژیک بین‌المللی حائز اهمیت فراوان است.

سخنرانی اخیر دونالد ترامپ در کنگره، هرچند در ظاهر بر موضع‌گیری‌های معمول آمریکا تمرکز داشت، اما در بطن خود حاوی نکات کلیدی بود که از منظر تحلیل استراتژیک بین‌المللی حائز اهمیت فراوان است.

ترامپ در جریان این سخنرانی که تقریبی ۱۰۷دقیقه به طول انجامید، به‌طور مشخص به توانمندی‌های دفاعی و بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران اذعان کرد.

برجسته‌ترین این اذعان‌ها مربوط به قدرت موشکی ایران بود؛ عبارتی که ترامپ در توصیف آن از صفت «فوق‌العاده» استفاده کرد. این اعتراف کلامی، فارغ از هرگونه موضع‌گیری سیاسی، نشان‌دهنده درک عملی دولت‌های متوالی آمریکا از تغییر توازن قوا در منطقه و پیچیدگی‌های احتمالی هرگونه اقدام نظامی مستقیم علیه تهران است.

این اعتراف صریح، یک چرخش تاکتیکی در ادبیات سیاسی آمریکا تلقی می‌شود که می‌تواند سیگنالی به‌سوی واقع‌گرایی در سیاست خارجی باشد.

در ادامه، ترامپ تأکید کرد که ترجیح می‌دهد مشکلات پیش‌آمده میان واشنگتن و تهران از کانال‌های دیپلماتیک و مذاکرات مورد رسیدگی قرار گیرد.

این موضع که در تضاد با رویکرد‌های جنگ‌طلبانه برخی مشاوران و جناح‌های سیاسی در داخل آمریکا قرار دارد، عمق بن‌بست استراتژیکی را که کاخ سفید در قبال ایران با آن مواجه است، آشکار می‌کند. این بن‌بست را می‌توان در یک دوگانه طاقت‌فرسا خلاصه کرد که هر دو سوی آن دارای هزینه‌های سنگینی است.

گزینه اول، ورود به یک درگیری نظامی منطقه‌ای تمام‌عیار است. ورود به چنین جنگی، همان‌گونه که تاریخ منطقه بار‌ها نشان داده است، به احتمال زیاد منجر به درگیری‌های نیابتی گسترده، حمله به منافع آمریکا و متحدانش در منطقه و به خطر افتادن جریان انرژی جهانی خواهد شد.

هزینه‌های مالی و انسانی چنین مناقشه‌ای برای ایالات متحده، به‌ویژه در شرایطی که منابع و تمرکز این کشور بر رقابت‌های راهبردی در مقیاس بزرگ‌تر جهانی معطوف شده است، به‌شدت سرسام‌آور و توجیه‌ناپذیر خواهد بود.

در مقابل، مسیر دیپلماتیک نیز بدون موانع نیست. هرگونه مذاکره معنادار با ایران که بتواند به توافقی پایدار و موردرضایت طرفین منجر شود، مستلزم عقب‌نشینی‌هایی از مواضع سخت‌گیرانه پیشین و ارائه امتیازاتی است که ممکن است از نظر سیاسی برای دولت مستقر در واشنگتن هزینه‌بر باشد.

این امر به‌ویژه در فضای رقابتی سیاسی داخلی آمریکا و فشار جناح‌های مخالف، ریسک درخور توجهی محسوب می‌شود. بنابراین، نه جنگ و نه مذاکره کامل، هیچ‌کدام مسیری هموار و بدون هزینه برای سیاست‌گذاران آمریکایی ترسیم نمی‌کنند؛ این همان مفهوم بن‌بست استراتژیک است که در آن هیچ انتخابی، مطلوب نیست.

برای درک دقیق‌تر تمایل‌نداشتن به راه‌حل نظامی، باید به افکار عمومی داخلی آمریکا توجه ویژه‌ای مبذول داشت. تحلیل‌های دقیق نشان می‌دهد که در حال حاضر، حدود ۶۰ درصد از مردم آمریکا مخالف ورود به یک جنگ جدید و پرهزینه منطقه‌ای هستند. این سطح از نارضایتی عمومی، یک محدودیت جدی برای رئیس‌جمهور ایجاد می‌کند.

در دموکراسی‌ای که انتخابات‌های ریاست‌جمهوری و کنگره نقشی تعیین‌کننده دارند، شروع یک جنگ ناخواسته و طولانی‌مدت می‌تواند به‌معنای از دست دادن حمایت‌های سیاسی لازم برای ادامه مسیر دولت باشد. از این رو، قدرت بازدارندگی ایران نه‌تنها از منظر نظامی، بلکه از منظر سیاسی و اجتماعی نیز برای واشنگتن به یک عامل محدودکننده تبدیل شده است.

در ارزیابی نهایی، با توجه به اذعان ترامپ به توانمندی‌های دفاعی ایران و هم‌زمان، وجود موانع جدی بر سر راه هر دو گزینه نظامی و دیپلماتیک کامل، محتمل‌ترین مسیر پیش‌رو، حفظ وضعیت موجود با تداوم فشار‌ها و در عین حال، گشوده نگه‌داشتن کانال‌های ارتباطی غیرمستقیم خواهد بود.

درگیری نظامی تمام‌عیار در آینده نزدیک، با توجه به مخالفت گسترده داخلی و هزینه‌های منطقه‌ای غیرقابل مدیریت، وقوع نخواهد یافت. این واقعیت، خود بزرگ‌ترین دستاورد در حوزه سیاست بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران در برابر قدرت‌های جهانی محسوب می‌شود.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.