۱ـ آمریکا و رژیمصهیونیستی در جنگ دوازدهروزه خرداد به یک دلیل واضح مغلوب جمهوری اسلامی شدند: اتحاد و انسجام کمنظیر ملی که دستکم پس از دفاعمقدس هشتساله دیده نشده بود.
از این رو، پس از پایان جنگ تحمیلی دوازدهروزه و شکست از ایران اسلامی، تاکتیک خود را تغییر دادند: ابتدا ایجاد اختلاف بین مردم و مسئولان با تشدید تروریسم اقتصادی در پی افزایش تحریمها با فعالسازی مکانیزم ماشه، سپس راهانداختن یک آشوب اجتماعی (که دیماه امسال رخ داد) و بعد ترکیب همه تجزیهطلبان ریز و درشت تروریست شرق و غرب کشور برای گسترش ناآرامی در کشور.
۲ـ در ماههای گذشته با برنامهریزی آمریکا و اسرائیل و تزریق سلاح، مهمات و پول، در شرق کشور گروههای تروریست متحد و همه در جیشالظلم ادغام شدند. در هفتهای که گذشت نیز این اقدام درباره گروهکهای تروریست کُرد به عمل آمد و گروههای مختلف غرب کشور که اتفاقا اختلافات عدیدهای هم دارند، با محوریت گروهک تروریست دمکرات که سودای جداکردن استان کردستان از خاک ایران را دارد، تحتنظارت موساد و سیا گروهی منسجم را برای مقابله با ملت ایران تشکیل دادند.
۳ـ با توجه به آغاز دور دوم حمله نظامی از سوی آمریکا و رژیمصهیونی علیه جمهوری اسلامی ایران، شهادت مظلومانه حضرت امامخامنهای و اینکه کشور فقط پنجاه روز از کودتای هجدهم دی فاصله گرفته، این انگاره قوی است که خائنان داخلی، اراذل و اوباش، قرآنسوزان و سایر افراد مسئلهدار با نظام هم آشوب خیابانی به راه بیندازند.
از این رو ضروری است مؤمنان، حزباللهیها، فدائیان دین و کشور، هیئتهای مذهبی، پایگاههای بسیج و سازمانهای مردمنهاد ضمن آنکه خود وارد صحنه شوند، با انتشار فراخوان، خواستار حضور اقشار مختلف مردم در خیابانها شوند تا مبادا دشمن که چه بسا خود از شکست در جنگی که به راه انداخته مطمئن است (آن هم با توجه به شدت عمل ایران در پاسخ به متجاوزان) با شورش و اغتشاش و ترورهای داخلی، به هدف فرعی خود براندازی نظام اسلامی و هدف اصلیاش تجزیه ایران به چندین کشور کوچک دست یابد.
در چنین وضعیتی، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، حفظ همبستگی اجتماعی و حضور آگاهانه و مسئولانه مردم در صحنه عمومی است؛ حضوری که یقینا پیام آن دفاع از امنیت، ثبات و تمامیت ارضی کشور است.
مردم ایران همواره نشان دادهاند که در بزنگاههای حساس، با بصیرت و تشخیص درست، راه سوءاستفاده بدخواهان را میبندند. تقویت سرمایه اجتماعی، مراقبت از آرامش شهرها و ترجیح منافع ملی بر اختلافنظرهای سیاسی، مهمترین سدی است که میتواند هر سناریوی بیثباتسازی را ناکام بگذارد.