گذری بر تاریخ ایجاد ارتش نوین با تلاش‌های «میرزا محمدتقی‌خان امیرکبیر» | دل‌سوزی‌های صدر اعظم و خودکفایی ارتش ایران

  • کد خبر: ۳۹۷۲۷۱
  • ۱۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۴:۲۹
گذری بر تاریخ ایجاد ارتش نوین با تلاش‌های «میرزا محمدتقی‌خان امیرکبیر» | دل‌سوزی‌های صدر اعظم و خودکفایی ارتش ایران
دومین جنگ در سال جاری سبب شد تا از مردی بگوییم که تلاش کرد تا با نظم و انسجام و قدرت‌بخشی به بدنه ارتش در دوره قاجار، ارتش مدرن ایران را ایجاد کند و او، کسی نیست جز «میرزا محمدتقی خان امیرکبیر».

به گزارش شهرآرانیوز؛ از خرداد تا اسفند امسال؛ این دومین جنگ نابرابری است که مردم ایران امسال تجربه می‌کنند. با این همه، اما در کنار اضطراب، صدای انفجار‌ها و بمباران اخبار تلخ و شیرین از سوی جبهه خودی، زندگی همچنان جریان دارد، زیرا که مردم این کشور به جان‌فدایی نیرو‌های نظامی‌اش (ارتش و سپاه) اعتماد کرده و به شجاعت و از خودگذشتگی‌شان تکیه داده‌اند.

همین موضوع سبب شد تا در سطر‌های بعدی از مردی بگوییم که تلاش کرد تا با نظم و انسجام و قدرت بخشی به بدنه ارتش در دوره قاجار، ارتش مدرن ایران را ایجاد کند و او، کسی نیست جز «میرزا محمدتقی خان امیرکبیر». پیش از تلاش برای ایجاد ارتش و همه کار‌های فرهنگی و اجتماعی مهمش در مبارزه با فساد درباریان و بهبود وضعیت اقتصادی کشور، اما او با یک مسئله بسیار مهم دیگر هم مبارزه کرد؛ جلوگیری از هرگونه نفوذ خارجی، برانداختن اصول جاسوسی، نبود خدمتگزاری به بیگانه و ریشه‌کن کردن اصول بیگانه‌پرستی در دستگاه ایران از جمله خدمات حوزه سیاسی امیرکبیر بود.

گذری بر تاریخ ایجاد ارتش نوین با تلاش‌های «میرزا محمدتقی‌خان امیرکبیر» | دل‌سوزی‌های صدر اعظم و خودکفایی ارتش ایران

عباس میرزا و تلاش برای تجهیز قشون ایران

پیش از هر چیز جالب است بدانید بسیاری، تشکیل ارتش مدرن را به صد سال اخیر نسبت می‌دهند، اما واقعیت آن است که تشکیل ارتش مدرن، خیلی پیش‌تر از این دوران و توسط اصلاح‌طلبان قاجاری شکل گرفته است. هر چند آنها در این‌باره به موفقیت کامل نرسیدند، ولی گام‌های ابتدایی و اصلی را در این‌باره برداشتند.

نخستین این افراد عباس میرزای قاجار است؛ وطن‌دوستی که مهلت نیافت تا آرزویش را چهره‌ای عینی و حقیقی ببخشد. او تلاش کرد با استخدام چند مستشار و مشاور انگلیسی قشون ایران را مجهز کند، ولی پس از مدتی با بدعهدی بریتانیا، این هدف در حد یک رؤیا باقی ماند.

حمیدرضا ملک‌محمدی در کتاب «از توسعه لرزان تا سقوط شتابان» می‌نویسد: «تلاش برای تغییر ساختار نظامی ارتش ایران، با شکست فعالیت‌های عباس میرزا تقریبا متوقف می‌شود. تنها در عهد ناصری و به یمن حرکت‌های اصلاح‌طلبانه امیرکبیر است که یک بار دیگر، مسئله پرداختن به ارتش و سازمان قوای نظامی کشور، مورد توجه قرار می‌گیرد.

اعزام محصل و دانشجو به خارج از کشور، تأسیس مراکزی در داخل با هدف استفاده از استادان خارجی و داخلی و تأسیس مدرسه دارالفنون با هدف پرداختن به آموزش محصلان و دانش‌پژوهان ایرانی در زمینه علوم نظامی و برخی علوم دیگر، مهم‌ترین کار‌هایی است که در دوران صدارت امیرکبیر، در عهد ناصری انجام شد.»

تأسیس مدرسه نظام به دست امیرکبیر

پس از عباس میرزا، کسی که متوجه لازمه داشتن ارتش منظم، مستقل و مجهز می‌شود، میرزا تقی‌خان امیر کبیر است. در واقع وقوع جنگ‌های ایران و روسیه که با برتری نظامی روس و تحمیل دو قرارداد ننگین علیه ایران همراه شد، یکی از دلایل اصلی توجه به علوم نظامی و درونی شدن نظم به عنوان یک اصل در ساختار نظامی ایران به شمار می‌رفت، با این همه، دستیابی به این رؤیا در ایران آن روزگار، امکاناتی لازم داشت که بدون به خدمت گرفتن کارشناسان و مستشاران غربی امکان‌پذیر نبود.

در کنار همه اینها، نگرانی از سوءاستفاده روس و انگلیس از این موضوع سبب می‌شود تا او راهکار دیگری را امتحان کند. پس دست به تأسیس مدرسه نظام می‌زند تا با پرورش نظامیان باسواد و وطن‌پرست بتواند گامی رو به جلو در تحقق این هدف بردارد. اتفاقی که چند ماه پیش از آغاز کار دارالفنون به سرانجام می‌رسد.

گذری بر تاریخ ایجاد ارتش نوین با تلاش‌های «میرزا محمدتقی‌خان امیرکبیر» | دل‌سوزی‌های صدر اعظم و خودکفایی ارتش ایران

ارتشی که به ۱۳۷ هزار نفر رسید

بدون شک هدف از تأسیس دارالفنون در منظر مؤسس آن، افزایش آگاهی و آموزش علوم نوین و پس از آن توجه ویژه به علوم نظامی در میان مردم بود تا به واسطه آن، ایران در مسیر پیشرفت و ترقی قرار گیرد. ابتدای کار، در این مدرسه، بیشتر رشته‌های مربوط به علوم نظامی با به خدمت گرفتن استادان اتریشی تدریس می‌شود که می‌توان به این موارد اشاره کرد: اصول و علم قواعد پیاده نظام، توپخانه، سواره‌نظام، هندسه، معدن‌شناسی و...

همچنین بودجه این مدارس هم از سوی نیروی نظامی تأمین می‌شود. البته این حرکت امیرکبیر اسباب خشم روس و انگلیس را هم فراهم می‌کند آن‌چنان که وزیر مختار انگلیس در نامه‌ای به پالمرستون، نخست‌وزیر وقت بریتانیا، این‌طور می‌نویسد: «تصمیم میرزا تقی‌خان در بنای مدرسه‌ای برای تعلیم فنون نظامی به جوانان ایرانی، نمونه بارز یک‌دندگی و استقامت اوست. تردیدی ندارم که این کار را انجام خواهد داد.»

امیرکبیر در این کار جدی است. او در نامه‌ای به ناصرالدین شاه قاجار درباره روند کار مدرسه نظام این‌طور توضیح می‌دهد: «امتحانات شش ماهه مدرسه [نظام]به خوبی انجام یافت. قرار است به جهت [تمرین]جنگ، چندین فوج مشق مُخبران بکنند؛ چون برای جنگ بهترین مشق‌هاست. در نزد صاحب منصبی که فردا وارد می‌شود (منظور متراتسوی ایتالیایی است)، علم ساختن قلعه و بردن مارپیچ و ساختن پُل را خواهند آموخت. آن‌وقت به زودی در ایران صاحب‌منصبان لایق تربیت خواهند شد که می‌توانند دیگران را تعلیم دهند.»

البته کار در همین اندازه خلاصه نمی‌شود و دوراندیشی امیر، گنجی دیگر به یادگار می‌گذارد. در این دوران آنچه استادان مدرسه نظام تعلیم می‌دهند به دستور صدراعظم به دست بهرام میرزا معزالدوله، فرزند عباس‌میرزا در قالب کتابی با عنوان «نظام ناصری» نوشته می‌شود و این کتاب نخستین کتاب ایرانی در فنون نظامی‌گری جدید است که به نوعی، ایران را از وابستگی به متون فرنگی نجات می‌دهد. با این رویکرد، تنها در شش‌ماه نخست صدارت امیرکبیر، تعداد نظامیان ایران از مرز ۹۲هزار نفر فراتر می‌رود؛ این رقم در پایان عمر صدراعظمی میرزا تقی‌خان، به بیش از ۱۳۷ هزار نفر می‌رسد.

در ادامه خوب است بدانید، بنیان قشونی که امیرکبیر تأسیس می‌کند، بر بنیچه (سربازگیری) در چهارچوب اخذ مالیات است و سازمان آن متشکل از ۵۰ فوج (هنگ) پیاده، ۱۲ واحد سواره‌نظام، ۲ هزار توپچی، ۲۰۰ زنبورکچی (توپ‌های کوچک)، چندین فوج شترسوار برای نواحی بلوچستان و کرمان و چندین فوج مرزی برای نگهبانی از حدود ایران است.

همچنین هریک از رسته‌های مورداشاره به گروه‌ها و نفرات کوچک‌تر تقسیم می‌شدند. رأی نمونه پیاده‌نظام شامل ۵۰ فوج می‌شده است و هر فوج هزار سرباز داشته که در ۱۰ دسته جا می‌گرفته‌اند. فرمانده هر دسته هم با یک سلطان (سروان) بوده است. هر سلطان هم دارای دو نایب، دو بیک‌زاده، چهار وکیل و چهار سرجوخه زیردست هم بوده‌اند. امور اداری هر فوج هم به وسیله یک مشرف (ناظر) خرج و چهار منشی انجام می‌شده و درجه فرمانده فوج‌ها را هم سرتیپ، نوشته‌اند.

در سازمان‌دهی بعدی، قشون ایران به ۱۰ تومان و هر تومان به فراخور استعداد، ۱۰ تا ۱۵ فوج را در خود جای می‌داده است. همه کوشش امیرکبیر بخشیدن استقلال به ارتش ایران و زدودن گرد وابستگی از چهره آن بوده، از این رو ساخت کارخانه باروت‌سازی، توپ‌سازی، اسلحه‌سازی و دیگر جهازات نظامی در شهر‌های تهران، تبریز، مشهد و اصفهان از اقدامات پسین او است.

گذری بر تاریخ ایجاد ارتش نوین با تلاش‌های «میرزا محمدتقی‌خان امیرکبیر» | دل‌سوزی‌های صدر اعظم و خودکفایی ارتش ایران

امیر کبیر و خودکفایی نظامی در همه امور

تلاش‌های امیرکبیر برای ایجاد ارتشی مدرن، اما به ایجاد مدرسه نظام و نوشتن کتب نظامی خلاصه نمی‌شود. جواد نواییان‌رودسری در پژوهشی در این باب می‌نویسد: «گام دیگر امیرکبیر در مسیر خودکفایی نظامی، ایجاد صنایع مرتبط با آن در کشور و به صورت بومی بود. او حتی از خیر واکسیل و علامت‌های نظامی لباس ارتشی‌ها نگذشت و تولید آن را به خورشید خانم، خیاط زبردست پایتخت، واگذاشت و واردات این قبیل وسایل را از خارج، ممنوع کرد.

با دستور امیر، حاجی محمدحسن جبادار باشی، از فارس به تهران فراخوانده شد تا با توجه به سوابق درخشانش در فنون تولید ابزار‌های جنگی، مسئولیت کارخانه اسلحه‌سازی تازه تأسیس تهران را برعهده بگیرد.

این کارخانه با حمایت امیرکبیر، می‌توانست ماهانه هزار تفنگ مرغوب تولید کند. در اصفهان نیز که کار صنعتگری رونق داشت، کارخانه اسلحه‌سازی ایجاد شد و ماهانه ۳۰۰ تفنگ عالی به ارتش تحویل می‌داد.

در همین کارگاه‌ها، شمشیر‌های فولادی، به تعداد موردنیاز تولید می‌شد. به‌تدریج، واردات تفنگ، شمشیر و ادوات نظامی از خارج، به طور محسوسی کاهش یافت. همچنین میرزا تقی‌خان در نامه‌ای به ناصرالدین‌شاه، گزارش کار خود را در این‌باره چنین شرح داده‌است: «تفنگ‌هایی که در جباخانه (کارخانه اسلحه‌سازی) می‌سازند، بهتر از تفنگ‌هایی است که این روز‌ها از ولایت انگلیس آورده‌اند؛ به‌خصوص در چخماقشان بسیار خوب می‌سازند و چخماق تفنگ سربازی لازم نیست که بهتر از این باشد. 

در فرنگستان لوله تفنگ سربازی را یک‌پارچه (ورق فلزی) پهن، پهن می‌کنند و بعد از آن دو طرفش را به هم آورده جوش می‌دهند و تفنگ‌های عالی می‌سازند... ما در اینجا از راه احتیاط تفنگ‌های سربازی را که در جبا‌خانه می‌سازند، لوله پیچ می‌کنیم و در سایر اعمال جبا‌خانه و قورخانه، استادان و صنعت‌کاران بسیار قابل شده و ترقی کرده‌اند ... به طوری خوب می‌سازند که در فرنگستان چند سال سابق بر این نتوانستند بسازند.»

دیگر گزارش امیر نشان می‌دهد که او در پی تولید فتیله‌ای برای توپ بود که بتواند در شرایط بارندگی هم آتش بگیرد و شلیک کند و به تولید آن هم موفق شد. کارخانه تولید توپ نیز به سرعت چرخه تولید را آغاز کرد و محصول آن، از هزار قبضه توپ در کالیبر‌های مختلف، با گلوله‌های ۳ تا ۲۴ پوندی (یک‌و‌نیم تا ۱۲کیلویی)، تا پایان صدارت امیرکبیر، فراتر رفت؛ به طوری که شیل در گزارش خود به دولت انگلیس، توپخانه ارتش ایران را در دوره صدارت میرزا تقی‌خان، کاملا فعال و قدرتمند توصیف کرده‌است.»

مبارزه امیرکبیر با وطن فروشان

در کنار همه اینها، امیر قصد داشت ارتباط با بیگانه و بیگانه‌پرستی را هم ریشه‌کن سازد؛ زیرا به عقیده او جاسوسی به نفع بیگانه و خدمت به بیگانگان به ضرر مملکت، بالاترین جرم و گناه غیرقابل بخشایش بود و به همین‌دلیل تا می‌توانست در ارشاد رجال و عمال دولت به راه راست کوشید. برای نمونه، یکی از مشکلات مهم در دوره قاجار، مبهم بودن مسائل اداری و سوءاستفاده برخی از کارمندان و مسئولان از این وضعیت بود که موجی از رشوه‌خواری و بی‌نظمی کارمندان در امور اداری را به همراه داشت.

این مشکل زمانی حادتر می‌شد که بیگانگان تلاش می‌کردند تا به جاسوسی در درون سیستم اداری ایران بپردازند. علی‌اصغر شمیم در کتاب «ایران دوره سلطنت قاجار قرن سیزدهم و نیمه اول قرن چهاردهم» در این‌باره می‌نویسد: «مهم‌ترین اصلاح اداری امیرکبیر عبارت بود از تعیین مشاغل و میزان حقوق و مقرری هر شغل و مبارزه جدی با تنبلی و کاهلی کارمندان دولت، جلوگیری از رشوه‌خواری، اصلاح وضع چاپارخانه دولتی به صورتی که آماده حمل و نقل محمولات پستی به اقصی نقاط کشور گردید، ایجاد قراولخانه در معابر و راه‌ها برای حفظ چاپار‌ها و محمولات پستی، تأسیس دایره پاسبانی و آگاهی در پایتخت، نظارت دقیق بر اعمال کارکنان عالی‌رتبه دولت و ولایات و حکام ولایات امیرکبیر که غیرت وطنی و تعصب ملی بسیار شدید داشت، به وسیله مأموران مخصوص خود، مناسبات و روابط رجال و وزرا و درباریان را با نمایندگان سیاسی خارجی در ایران زیر نظر گرفت و صریحا به کلیه عمال دولت دستور داد که از هرگونه رفت‌وآمد و تماس با مأموران خارجی جز در مورد مأمورین وزارت امور خارجه احتراز جویند و، چون حاجی میرزا مسعود گرمرودی وزیر امور خارجه به سال ۱۲۶۵ وفات یافت، امیرکبیر امور آن وزارتخانه را شخصا در دست گرفت و میرزا محمدعلی خان شیرازی را که قبلا سفیر ایران در پاریس بود به معاونت خود در آن وزارتخانه برگزید.

امیر قصد داشت ارتباط با بیگانه و بیگانه‌پرستی را ریشه‌کن سازد؛ زیرا به عقیده او جاسوسی به نفع بیگانه و خدمت به بیگانگان به ضرر مملکت، بالاترین جرم و گناه غیرقابل بخشایش بود و به همین‌دلیل تا می‌توانست در ارشاد رجال و عمال دولت به راه راست کوشید. ولی هرگاه کسی گوش به فرمان امیر نمی‌داد و از تمایل به بیگانه و بیگانه‌پرستی احتراز نمی‌جست، او را به سختی مجازات می‌کرد و هیچ‌گونه عفو و گذشتی را چه در این مورد و چه در موارد دیگر خطا‌ها و گناهان عمال دولت به ویژه مأمورین عالی‌رتبه روا نمی‌داشت.»


منابع:
مطالب منتشر شده در کافه تاریخ، مطبوعات منتشر شده در دوره ناصرالدین شاه قاجار، اسناد کتابخانه ملی ایران و پژوهش جواد نواییان رودسری

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.