اول/ والیبال خراسان سال ۱۴۰۴ را درحالی پشتسر گذاشت که مثل دیگررشتههای توپی جایی در سطح اول ورزش کشور نداشت. با این همه، این نبودن از جنس نبودن بقیه رشتهها نبود و در خانواده والیبال آنچه پایهگذار و سپس آتشافروز این غیبت شد، نداشتن وفاق و همدلی بود. جامعه والیبال استان با وجود سترگبودن و داشتن سرمایههای ارزشمند، نشان داد اهل رفاقت و گذشتن نیست و به این علت پیاپی ضربه خورده است. در بزنگاههای مختلف در یک دهه اخیر این انشقاق در میان اهالی والیبال خراسان بارها دیده شده و حکایت دیگی که برای ما نجوشد، ضربات جدی به این رشته جذاب زده است. شاهد مثال آخر این غصه، قصه حضور مجموعه اقتصادی نیانالکترونیک در عرصه تیمداری بود؛ یک مجموعه توانمند در بخش خصوصی که در وانفسای بیپولی والیبال پای کار آمد، اما با صداقت و سرمایه او کاری شد که بعید است حالاحالاها دور والیبال بیاید! چیزی شبیه کارهایی که اهالی نااهل فوتبال با بخش خصوصی در دهه ۷۰ کردند و چنان داغ به دل آنها گذاشتند که دیگر برای همیشه پای آنها از حضور در عرصه تیمداری بریده شد!
دوم/ بلاتکلیفی هیئت والیبال در دو سال گذشته یکی دیگر از مصادیق فقدان اتحاد و اعتماد در بین خانواده والیبال استان است. پس از رفتن جبار قوچاننژاد که مدتها با مدیرکل قبلی ورزش و جوانان استان مشکلدار شده بود، هیئت والیبال نتوانسته به مرحله ثبات برسد و دائم در حال تغییرات بیهوده است؛ جابهجاییها و تغییراتی که نهتنها کارساز و ثمربخش نبوده، بلکه فرصت همکاری و همدلی را از اهالی والیبال گرفته است. سامانگرفتن این هیئت و پایداری هر کسی که سکاندار آن خواهد شد، بدون توجه به میزان کیفیت و مقبولیتش میتواند یک نقطه ثبات برای والیبال ایجاد کند که بشود پس از آن اقدامات اساسی، چون فکرکردن برای بازگشت به سطح اول والیبال کشور کرد.
سوم/ والیبال خراسانرضوی بهرغم همه کمبودها و نداشتهها از ظرفیت چشمگیر پیشکسوتان برخوردار است. این گروه در سالهای گذشته بیشتر نظارهگر اتفاقات والیبال بودند که شاید یکی از دلایل نابسامانی موجود باشد. به گمان بسیاری، دلسوزی موسپیدان والیبال استان که برخی حتی در پهنه کشور از عزت و اعتبار برخوردارند، میتواند گره خیلی از مشکلات را باز کند؛ گمشده وفاق که بهنظر حالا علتالعلل مسائل والیبال استان میتواند با دخالت بهجا و مؤثر بزرگان پیدا شود تا راه صلاح را نشان بدهد.