به گزارش شهرآرانیوز، والیبالیستهای خراسانی حالا بیش از یکسال است که منتظر هیاهویی جانانه در سالن مهران شهرند، اما گویی گرد مرگ بر والیبال پاشیدهاند؛ والیبالی که همین چند روز پیش سالن خاطرهانگیزش در تهران (سالن ۱۲ هزارنفری آزادی) هدف حمله هوایی آمریکاییصهیونی قرار گرفت تا حسرتهای بسیاری بر دل والیبالدوستان بنشیند. اما والیبال در مشهد دیربازی است که هدف حمله بیرحمانه بیتدبیری قرار گرفته و حالا یکسالواندی است که در حسرت داشتن تیمی در هر یک از سطوح والیبال کشور مانده است. در این شماره بنا داریم کارنامه والیبال مشهد را در سالی که گذشت، مرور کنیم؛ از تلخکامیها و حسرت تماشای والیبال در تلویزیون بدون داشتن تیمی، تا درخشش تکستارههایی که از آسمان والیبال مشهد به والیبال کشور معرفی شدهاند.
بیست ویکم فروردین سال ۱۴۰۴ بود که پرونده لیگ برتر والیبال بسته شد. فولاد سیرجان قهرمان شد و سیرجانیها برای تیمشان دست زدند و سوت کشیدند. اما والیبال مشهد به ماتمکدهای میمانست. علاقه مندانش که با هزار امید و آرزو لیگ برتر را با تیم سپهر صدرا آغاز کرده بودند، خیلی زود امیدشان به ناامیدی بدل شد و تک نماینده والیبال شهر به شکل فاجعه باری از لیگ کنار گذاشته شد؛ تیمی که از همان روزهای ابتدایی با مالکیت عجیب وغریب چهار شریک که یکی شان امیر حسینی، ستاره سالهای نه چندان دور تیم ملی بود، آن قدر حاشیه داشت که هیچ کس به موفقیتش امید نداشت. با وجود این، همین که هفتهای یک بار چراغ سالن مهران، سالن خانه والیبال استان، روشن بود و هواداران میتوانستند به سالن بیایند و والیبال شهرشان را تشویق کنند، کافی بود. اما هرچه از مسابقات گذشت، اوضاع بحرانیتر شد. پرداخت نشدن مطالبات مالی بازیکنان کار را به اعتصاب، اعتراض و درنهایت بازی نکردن رساند؛ به شکلی که بازیکنان غیربومی مشهد را ترک کردند و با چندین مصاحبه آبدار از خجالت والیبال مشهد درآمدند. بازیکنان بومی مانده هم هفته به هفته کم و کمتر شدند تا سرانجام دیگر بازیکنی برای بازی در میدان باقی نماند. غیبت سپهر صدرا در یکی از بازیهای ابتدای فصل کار را برای این تیم سخت کرد و تیر خلاص هم زمانی خورد که تیم فولاد سیرجان، مدعی اصلی قهرمانی که بعدتر جام را هم بالای سر برد، به مشهد آمد، اما روز مسابقه مشهدیها حاضر به بازی نشدند تا عملا طبق قانون فدراسیون به دلیل غیبت غیرموجه در دو بازی، تیم از لیگ کنار گذاشته شود.
با شروع فصل جدید لیگ برتر والیبال فرصتهای بسیاری برای والیبال مشهد مهیا شد تا بتواند دوباره امتیازی را بخرد و در لیگ برتر تیم داری کند. کنارکشیدن برخی تیمهای لیگ برتری دو سهمیه دست نخورده را باقی گذاشته بود تا هر تیمی از هر استانی که خواست، با خرید امتیاز لیگ برتری شود. اما درنهایت مشهدیها آن قدر دست دست کردند تا سهمیهها به گنبد و رفسنجان رفت و والیبال مشهد دستش از لیگ برتر کوتاه ماند. حضور جبار قوچان نژاد در رأس سازمان لیگ برتر والیبال این امیدواری را به هواداران مشهدی میداد تا شاید بتواند کاری برای والیبال این شهر کند، اما قوچان نژاد هم در گیرودار اختلافات جدی با مدیرکل وقت ورزش وجوانان، علیرضا تاج فیروز، نتوانست کاری کند. این وسط وعدههای گل درشت استاندار برای تشکیل کنسرسیوم ورزش و تیم داری اصولی در چند رشته ورزشی هم در طول مدت پیش فصل والیبال استان را تشنه نگه داشت و درنهایت راه به جایی نبرد؛ به شکلی که نه تنها در والیبال، بلکه در هیچ رشته دیگری هم ورزش استان از همه لیگهای برتر رشتههای اصلی دور ماند.
ازدست رفتن سهمیه لیگ برتری فصل جاری برای والیبال مشهد تنهااتفاق تلخ نبود. تلخی زمانی بیشتر به کام والیبال دوستان استان نشست که مشهد در هیچ کدام از لیگهای دسته اول و دوم والیبال کشور هم امسال تیم داری نکرد؛ به شکلی که گویی مشهد هیچ استعداد و توانی در تیم داری والیبالی در هیچ سطحی ندارد. حتی مشهدیها در لیگهای برتر ردههای سنی هم امسال تیم نداشتند تا عملا والیبال استان تعطیل باشد. ۵۶ تیم امسال در لیگهای برتر، دسته اول و دسته دوم والیبال کشور حضور داشتند و سهم مشهد با این سبقه درخشان در والیبال از این سفره صفر بود!
والیبال استان خراسان رضوی از حدود دو سال پیش بی صاحب است. پس از بروز اختلافات جدی میان رئیس وقت این هیئت، جبار قوچان نژاد، با مدیرکل وقت، علیرضا تاج فیروز، والیبال استان وارد دوران سرپرستی شد؛ دورانی که طبق قانون در هیئتهای ورزشی میتواند سه ماه و در صورت نیاز تمدید سه ماه دیگر باشد، اما پس از آن سرپرستی یک هیئت ورزشی خلاف قانون است. با این همه، والیبال استان حالا نزدیک هشت دوره سه ماهه با سرپرست اداره شده است. مهدی سلاطین، آخرین سرپرست هیئت والیبال استان است که همین یک ماه پیش میخواست سرانجام به هر شکلی که شده است، انتخابات ریاست این هیئت را برگزار کند و حتی نام نامزدهای نهایی هم اعلام و زمان برگزاری مجمع مشخص شد، اما باز در دقیقه نود برخی نامزدها که معادلات موفقیت را برای خود خطرناک میدیدند، تصمیم گرفتند با لابی پشت پرده انتخابات را به تعویق بیندازند. جبار قوچان نژاد، مهدی فعال، حمید میهن دوست و نوید زندهروحیان نامزدهای این انتخابات بودند که هیچ گاه پایشان به مجمع برگزاری انتخابات ریاست هیئت والیبال نرسید و بدین ترتیب والیبال استان هنوز بی صاحب است.
در سالی که والیبال سالنی استان خراسان رضوی هیچ برای عرضه نداشت، یک باره با تیم داری باشگاه استقلال تهران در رشتههای مختلف ورزشی و رایزنی برخی اهالی والیبال استان، تیم والیبال ساحلی استقلال از مشهد در لیگ برتر شرکت کرد تا شاید بتواند با موفقیت هایش جور والیبال سالنی استان را بکشد؛ تیمی متشکل از بازیکنان جوان و باتجربه بومی و غیربومی که هر هفته با هیاهوی زیاد رسانهای تلاش میکرد دستاوردسازی کند، اما واقعیت آن است که در پایان راه نتوانست دستاورد بزرگی برای والیبال ساحلی استان به ارمغان آورد و در لیگی کم کیفیت با تعداد تیمهای کم، به جمع چهار تیم برتر نرسید. به عبارتی، والیبال ساحلی نتوانست جور والیبال سالنی استان را بکشد؛ اگرچه تلاش درخورستایشی کرد.
روند ستاره سازی والیبال مشهد پس از دورشدن از عرصه لیگ برتر و لیگهای دسته اول و دوم کشور به شکل معناداری متوقف شد. مشهد که روزی با تیم اشتادسازه در لیگ دسته اول ستارهای، چون یونس جوان را به کشور معرفی کرد که با تیم ملی جوانان قهرمان جهان شد، حالا یکی دو سالی است به همان ستارههای باقی مانده در لیگ برتر دلخوش است؛ بازیکنانی که البته روز به روز از درخشش و فروغشان کم میشود و دیگر کمترکسی از آنها یاد میکند. البته در این بین علی حاجی پور یک استثناست. شهروز همایونفرمنش، امین علوی، یونس جوان، پوریا یلی، امیر پژومان، امیر غفاریان و علیرضا عبدی چند ستاره مانده در لیگ برتر والیبال هستند که در تیم هایشان نقش آفرینی چندانی در مسیر موفقیت ندارند. البته شهروز همایونفرمنش و یونس جوان در میان این فهرست عملکرد بهتری داشتند، اما دیگرنفرات مهرههای اثرگذار تیمشان نیستند.