به گزارش شهرآرانیوز، حمید هیراد، خواننده محبوب و مطرح پاپ کشورمان، در روز ۲۱ اسفند ۱۴۰۴ پس از تحمل یک دوره سخت بیماری سرطان خون، درگذشت. او در کارنامهاش آهنگهای محبوب بسیاری دارد که در ادامه برخی از آنها را مرور کردیم.
گر جان به جان من کنی جان و جهان من تویی
سیر نمیشوم ز تو تاب و توان من تویی
نظری به حال ما کن تا روم به سمت کویت
دیوانهتر از دلم نیست تا شود اسیر رویت
شوخیه مگه بذاری بری نمونی
تو یار منی نشون به اون نشونی
شوخیه مگه دلو بزنی به دریا
عاشقی کنی پرسه نزنی تو شبها
شوخیه مگه بذاری بری نمونی
تو یار منی نشون به اون نشونی
چه کنم وجود من با دل تو ساز شد
همه دنیای من آن دلبر طناز شد
تو که بی وفا نبودی پر جور و جفا نبودی
تو همه وجود مایی تو ز ما جدا نبودی
شوخیه مگه بذاری بری نمونی تو یار منی نشون به اون نشونی
شوخیه مگه دلو بزنی به دریا عاشقی کنی پرسه نزنی تو شبها
شوخیه مگه بذاری بری نمونی تو یار مـنی نشون به اون نشونی
شوخیه مگه دلو بزنی به دریا عاشقی کنی پرسه نزنی تو شبها
مینشینم با تو و دورت حصار میکشم ناز چشمان تو را بی اختیار میکشم
مینشینی پیش مهتاب و تو ناز میکنی کام این دیوانه را هر شب تو باز میکنی
نیمهی جانمای نیمهی جان چه حالی دارم امشب
روح و روانم آرام جهانم هواتو دارم امشب
نیمهی جانمای نیمهی جان چه حالی دارم امشب
روح و روانم آشوب زمانم چه یاری دارم امشب
یارم ای یار یار یارم یار ای یار یار
جانم ای جان جان، یارم یار ای یار یار
از عشقت بند بند این دل دیوانه میلرزد خرابم میکنی هردم خرابی با تو میارزد
ندارم طاقت دل کندن از تو که هم جان از تو دارم هم تن از تو
آخه عاشق شده این دل پریشون شده این دل
آخه عاشق شده این دل مست و مجنون شده این دل
نیمهی جانمای نیمهی جان چه حالی دارم امشب
روح و روانم آرام جهانم هواتو دارم امشب
نیمه جانم ای نیمه جان چه حالی دارم امشب
روح و روانم آشوب زمانم چه یاری دارم امشب
یارم ای یار یار یارم یار ای یار یار
جانم ای جان جان، یارم یار ای یار یار
برد آرام دلم یار دلارام کو آنکه آرام برد از دلم آرام کو
آنکه آرام برد عشق من و جان کو آنکه عاشقش شدم جانان جانان کو
وای وای وای دل من شده عاشق نگاش وای که نمیدونستم میشم پریشون چشاش
وای وای وای دل من شده دیوونهی اون دل دیوونهی من اسیر مست موی اون
وای وای وای دل من شده عاشق نگاش وای که نمیدونستم میشم پریشون چشاش
وای وای وای دل من شده دیوونهی اون دل دیوونهی من اسیر مست موی اون
من یه حس عاشقانه در تو تو یه عشق جاودانه در من
من بی بال و پرم بدون رویات بی تاج سرم بدون دنیات
من با تو خوشم که بی قرار دلم من با تو خوشم آروم نداره دلم بی قرارتم یار
من با تو خوشم که بی قرار دلم من با تو خوشم آروم نداره دلم بی قرارتم یار
وای وای وای دل من شده عاشق نگاش وای که نمیدونستم میشم پریشون چشاش
وای وای وای دل من شده دیوونهی اون دل دیوونهی من اسیر مست موی اون
وای وای وای دل من شده عاشق نگاش وای که نمیدونستم میشم پریشون چشاش
وای وای وای دل من شده دیوونهی اون دل دیوونهی من اسیر مست موی اون
نیمه شب بیرون زدم رفتم پی میخواریم تا در میخانه رفتم در پی دلداریم
دوش دیدم در میخانه صف است از عاشقانای خدا ناخورده میمن به شما رسیدهام
یارم آخر ز غم عشق تو دیوانه شدم بی خود از خود شدمو راهی میخانه شدم
آنقدر باده بنوشم که شوم مستو خراب نه دگر دوست شناسم نه دگر جام شراب
خوش خرامان میرویای جان جان بی من مرو سرو خرامان منی در دل و جان بی من مرو
این جهان با تو خوش است و آن جهان با تو خوش است این جهان بی من مباشو آن جهان بی من مرو
مونس شبهای دل زارمای که تو شدی همه دارو ندارم یا رب یا رب یا رب یا رب
مرهم قلب و دل بی قرارمای که تو شدی همه دار و ندارم یا رب یا رب یا رب یا رب
یا ربای دل عشق تو صبر و ثباتم میهد عطر تو وقت سحر از غصه نجاتم میدهد
یا رب امشب برایم نم باران بنویس دو سه شب پرسه زدن توی خیابان بنویس
یا رب امشب برایم نم باران بنویس
خوش خرامان میرویای جان جان بی من مرو سرو خرامان منی در دل و جان بی من مرو
این جهان با تو خوش است و آن جهان با تو خوش است این جهان بی من مباشو آن جهان بی من مرو
دنیا دنیا از آرامش چشمان تو لبریزم عزیزم دریا دریا از این عشق پر آوازه به پای تو بریزم
تو لبتر کنی من شاعر چشمان تو میشم فقط یار تو میشم گرفتار تو میشم
لبتر کنی من شاعر چشمان تو میشم فقط یار تو میشم گرفتار تو میشم
خوش به حالم که یار اومده باز اومده میخواد محرم و یارم بشه همه کس و کارم بشه
دل بی قرارم بشه
محو این عشق که باز اومده تا اومده میخواد خونه خرابم کنه از عشق تو آبم کنه
میخواد چیکارم کنه
منتظرم من در این حالت دلواپسی که نشستم سر راهت
منتظرم من که باید تو به دادم برسی وای از آن چشم سیاهت
تو لبتر کنی من شاعر چشمان تو میشم فقط یار تو میشم گرفتار تو میشم
لبتر کنی من شاعر چشمان تو میشم فقط یار تو میشم گرفتار تو میشم
خوش به حالم که یار اومده باز اومده میخواد محرم و یارم بشه همه کس و کارم بشه
دل بی قرارم بشه
محو این عشق که باز اومده تا اومده میخواد خونه خرابم کنه از عشق تو ابم کنه
میخواد چیکارم کنه
با ما نمیسازد دگر این روزگار لعنتی آی مردم آی مردم
پروانهای در پیلهام زندانی بی میلهام آی مردم آی مردمای آن که مرا با ضرب تبر از ریشه جدا کردی شادی که زدی تیری به دلم، اما تو خطا کردی
وطنای مادر غم دیدهام وطن جان به لب رسیدهام
وطن دردت به جانم دردت به جانم
وطنای مادر غم دیدهام وطن جان به لب رسیدهام
وطن دردت به جانم دردت به جانم
بار امانت برده شد حقی به ناحق خورده شد
کی خاطری آزرده شد آی مردم آی مردم
یار دبستانی من با من و همراه منی چوب الف بر سر ما بغض منو آه منی
آی مردم آی مردم
وطنای مادر غم دیدهام وطن جان به لب رسیدهام
وطن دردت به جانم دردت به جانم
وطنای مادر غم دیدهام وطن جان به لب رسیدهام
وطن دردت به جانم دردت به جانم
گر با دگران سحر کنی وای بر من از کوی دگر گذر کنی وای بر من
چه آشوبی شوم هر دم که دل میبری از هر کس چه جنجالی به پا کردی تو در این قلب دلواپس
چه جنجالی به پا کردی تو در این قلب دلواپس
انفرادی شده سلول به سلول تنم خود من در خود من در خود من زندانیست
انفرادی شده سلول به سلول تنم خود من در خود من در خود من زندانیست
انفزادی همه شب من به خیابون میزنم خسته از حال و هوایی که به این ویرانیست
از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران رفتم از کوی تو، اما عقب سر نگران
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی تو بمان با دگران وای به حال دگران
به تو گفته بودم ز من بگذری روم در پی عشق ویرانگری
گفتم تا بدانی به تو گفتم تا بمانی
به تو گفته بودم که دستم بگیر کنار دلم باش و با من بمیر
گفتم تا بدانی به تو گفتم تا بمانی
گفته بودم که آرامشم میرود نقطه امن آسایشم میرود گفتم تا بدانی
گفته بودم نرو خواهشا میشود پیش من باشی سازشم میشود
گفتم تا بدانی به تو گفتم تا بمانی
تورا دیدمت بعد عمری سلام ببین اشک شوقی که ریزد مدام
ماندن یا نماندن به پای تو ماندم یا نماندم
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا بی وفا حالا که من افتادهام از پا چرا
افتادهام از پا چرا
گفته بودم که آرامشم میرود نقطه امن آسایشم میرود گفتم تا بدانی
گفته بودم نرو خواهشا میشود پیش من باشی سازشم میشود
گفتم تا بدانی به تو گفتم تا بمانی
کس در این شهر مرا شکل تو عاشق نکرد گفته بودم هرکجایی سمت قلبم برنگرد
حال و روزم بعد تو رنگی از سابق نداشت هرکه آمد روی قلبم رد پایش جا گذاشت
خدا نکند ابری بگیرد خدا نکند باران ببارد خدا نکند اشکی بلغزد خدا نکند قلبم بلرزد
با دست خالیم تورا گرفتم و رها نکردای وای بر منای وای
درگیر عشق و زندگی شدم دگر خطا نکردمای وای بر منای وای
گاهی به ما سر بزنای شیرین زبان از حال خود خبر بده نامهربان
بوسیدمت از این به بعد در خوابمم میبینمت یعنی خداحافظ
بوییدمت در باغ گل میبینمت من در بغل میگیرمت یعنی خداحافظ
گاهی به ما سر بزنای شیرین زبان از حال خود خبر بده نامهربان
با دست خالیم تورا گرفتم و رها نکردای وای بر منای وای
درگیر عشق و زندگی شدم دگر خطا نکردمای وای بر منای وای
گاهی به ما سر بزن ای شیرین زبان از حال خود خبر بده نامهربان
خوشا آن دم که مرا باده نابی بدیو خوشا آدم که مرا درد شرابی بدیو
خوشا آنجا که لبالب شوم از بوی تو خواب خنک آنجا بنشینم لب آن رود شراب
خوشا آن دم که مرا باده نابی بدیو خوشا آدم که مرا درد شرابی بدیو
خوشا آنجا که لبالب شوم از بوی تو خواب خنک آنجا بنشینم لب آن رود شراب
نوش کن مرا مرا مرا فراموش کن نوش کن مرا مرا دوباره مدهوش کن
نوش کن مرا ز خاطرت فراموش کن نوش کن مرا به هر بهانه خاموش کن
حال آن دارم که امشب میپرست پای کوبان تا سحر جامی به دست
سر به سر باده به باده مست مست هی زنم میتا ببازم هرچه هست
هی زنم میتا ببازم هرچه هست
حال آن دارم که امشب مست مست پای کوبان تا سحر جامی به دست
سر به سر باده به باده مست مست هی زنم میتا ببازم هرچه هست
هی زنم میتا ببازم هرچه هست
نوش کن مرا مرا مرا فراموش کن نوش کن مرا مرا دوباره مدهوش کن
نوش کن مرا ز خاطرت فراموش کن نوش کن مرا به هر بهانه خاموش کن